هدایت شده از ﮼ مَهـــدا ﮼
لطفا با من کمی مهربانتر رفتار کنید، من این روزها انرژی تظاهر به قوی بودن ندارم.
به: سرنشین بالگردی که سقوط نکرد. به آسمان رفت.
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلّا تَطغَوا فِی الْمیزان -۸-
وَ اَقیمُوا الْوَزنَ بِالْقِسطِ وَ لٰا تُخسِروا الْمیزان -۹-
از ابتدای آغاز به کار به عنوان رئیس قوه قضائیه تلاش کردی تا به عدل قضاوت کنی. سفرهای استانی و بازرسی دادگاهها و دادسراها و برخورد قاطعانه با مفسدان اقتصادی نشانی از انصاف و درستکاریات بود. رئیس جمهور که شدی، مسئولیتی سخت به گردنت بود. کار زیاد داشتی. اما لحظهای هم یکجا ننشستی و هرروز به خدمت جدیدی مشغول بودی. کسی نمیتواند بگوید کم گذاشتی! خسته نباشی مرد.
مَرَجَ الْبَحرَینِ یَلتَقِیان -۱۹-
بَینَهُما بَرزَخٌ لٰا یَبغِیان -۲۰-
همه انسانیم. همه فرزند این خاکیم و در یک هوا نفس میکشیم. اصلاحطلب یا اصولگرا یا حتی مخالف جمهوری اسلامی؛ همه ایرانی هستیم. اما فاصلهایست بین ما؛ فاصلهای که قلوبمان بین ما انداخته. مرز بینمان، مرز انسانیت است. انسانیتی که برخی مدعیان ذرهای در وجود خودشان نیست و صدای خنده و تمسخرشان را بالا بردند. ما شاید هموطن باشیم اما همهمان انسان نیستند!
کُلَّ مَن عَلَیهٰا فٰان -۲۶-
وَ یَبقیٰ وَجهُ رَبِّکَ ذوالْجَلالِ وَ الْاِکرٰام -۲۷-
هر انسانی "اِنّٰا لِلّٰه وَ اِنّٰا اِلَیهِ راجِعون" است. همه چیز فانیست. از سخنها و تهمتها گرفته تا برخی واکنشهای فعلی. آنچه باقیست تقوای اوست. تلاش و توکّل او و نشانیست که از خدا در دل مردم انداخت. چرا که میگویند "وَ لٰا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ اَموٰاتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون"؛ اوست که در دلها زنده خواهد ماند!
یُعرَفُ الْمُجرِمونَ بِسیماهُم... -۴۱-
اما "اِنّٰا لٰا نَعلَمُ مِنهُ اِلّٰا خَیراً"(:
وَ لِمَن خٰافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتان -۴۶-
تا قبل از اطمینان، همه میگفتیم صاحب همان قرآن که بالا بردی دست گیرت باشد. اما حالا از زیر همان قرآن عبورت میدهیم و آب پشت سرت میریزیم و میگوییم قرآن به همراهت باشد به همان صورت که تو به یاد قرآن و خدایش بودی. بهشتی شدنت مبارک سید اولاد پیغمبر!
هَل جَزاءُ الْاِحسانِ اِلَّا الْاِحسان -۶۰-
همه شاهد بودند که چگونه دست گرفتی از نیازمندان و نیکی کردی. امورات کمکرسانت را گسترش دادی و حال، از سوی آنکس که معتقد بودی تمام زندگیات از طرف اوست، پاداش حسناتت را گرفتی. "شهادت در حقیقت پاداش و مزد جهاد فی سبیل الله است و بالاترین مزد است."
سلام ما را به همراهانت برسان!
صَدَقَ اللهُ الْعَلِیُّ الْعَظیم.
عبید ٫ ۳۱ اردیبهشت ۴۰۳
برای جهانم؛ که در خیال، فراوان دارمش و در حقیقت، هیچ!
تو نمیدانی! تو نمیدانی که این اندوهِ لعنتی، چقدر خوب به دستت سعید میشود. اما امان از آنروز که طالع خودت با غم عجین شده باشد..!
دوست داشتن تو دلیل لبخند من بود. آن روزهای خوب، وقتی چشمم را به حرف حرفِ سخنان نوازشگرت میدوختم، روحم برگ برنده به دست میآورد. اندوه بازندهترین حریف دنیا بود، وقتی تو بودی؛ وقتی دل غمگینت با من بود!
اما با این خاطرههای تلخ و حضور اشک، بازی کردن معنایی جز بازنده شدن ندارد. چون تو را نمیبینم تا در آغوشت کشم. نه که نیستی! چون صدای دلت را نمیشنوم. نه که بیصداست! تو هستی و دلت میتپد؛ همیشه و همواره، اما این سرزمین دائم بارانی چشمانم، تو را در پیش خود نمیبیند. اما غمت را در دالان های پر پیچ و خم و سرداب گونهی دلم میبرد و دستی یافت نمیشود که غبار غم از صورت روحت بزداید.
من نه تنها به اندازهی هردویمان، بلکه به اندازهی تمامی عالم به تو باختهام!
سفرهی دلت را پهن کن. سرزمینهایی که عظمت تو را در خویش تکثیر کنند کم نیستند. به سرزمین قلبم اعتماد کن.
سفرهی دلت را پهن کن!
عبید [و بخشی از: سیامک بهرام پرور ] ٫ ۴ خرداد ۴۰۳
هدایت شده از خودم و خودت
ی بیلبورد باید بزنم تو مغزم با عنوان"به آدما نزدیک نشو"
هدایت شده از پارادوکس
من اگه برای همه عصبی بودم
برای همه منطقی و جدی بودم
برای او نمیتوانستم که، میتوانستم؟!
به آسمان و زمین که نمیتوانستم.
اصلاً خاصیتش همین است!
اینکه در این دنیا یکنفر بوده باشد که تو برایش متفاوت بوده باشی.
انقدر به تو حس امنیت داده باشد که تو کنارش به یک کودک تبدیل شده باشی.
@pardiseparadox