🛑 در سالگرد شهید محمدمهدی کازرونی یار دیرین حاجقاسم
شهید حاج محمد مهدی کازرونی فرمانده طرح و عملیات لشکر ۴۱ ثارالله کرمان و از دوستان و همرزمان سردار سلیمانی بود که در ۳۰ مهر ۱۳۶۲ طی عملیات والفجر چهار در مریوان به شهادت رسید.
فرازی از وصیتنامه شهید:
پیشبرد تمام کارهای یک سازمان یا یک گروه و یا یک دسته و به هدف رسیدن آن در مرحله اول متضمن امر ولایت است.
رزمندگان با نیتی کامل و عزمی راسخ برای مقابله با دشمن متجاوز از راههای بسیار دور و با پشت سر گذاشتن مشکلات آمدهاند، مخصوصا برادران متاهل، خواستهاند که هم به وظیفه دینی خودشان عمل کنند و هم توشهای برای آخرت کسب کنند، مسائل امنیتی چون اماناتی نزد شما عزیز هستند، امانت را حفظ کنید.
https://eitaa.com/simiyari_morteza
🛑چند نکته ویژه درباره مانیفست امنیتی ملونی برای اعتراضات!
جورجیا ملونی، نخست وزیر ایتالیا اخیراً در ایکس از نیروهای انتظامی ایتالیایی برای برخورد فیزیکی با معترضانی که او «تبهکار» مینامد، تشکر کرد.
وی در ادامه با انتشار پیامی تصویری تصریح کرد: «معترضانی که مشارکت خشونتآمیز دارند، تا ۵ سال زندان و تا ۲۰,۰۰۰ یورو جریمه میشوند و اگر صورت خود را پوشانده باشند یا به صورت گروهی اقدام به تخریب کنند، مجازاتشان بیشتر میشود.»
پینوشت: این رفتار را میتوان «امنیتسازی گزینشی» نامید. ایتالیا در داخل، اعتراض را تهدیدی برای نظم عمومی و مشروعیت سیاسی دولت تعریف کرده و با ابزار بازدارندگی کیفری (جریمه و حبس) آن را به حوزه «سیاست استثنا» منتقل میکند.
اما در قبال ایران، همین پدیده را در چارچوب رقابت ژئوپلتیک و همراستایی با بلوک غرب، نه تهدید داخلی بلکه ابزار فشار راهبردی تلقی میکند.
دلیل ساختاری این استاندارد دوگانه، عملگرایی امنیتی است: دولت ابتدا بقای نظم داخلی و کنترل جامعه را تأمین میکند و سپس در عرصه خارجی، با مدیریت ریسک، هزینه تهدید را برای رقیب بالا میبرد، بدون آنکه تهدید را به خاک خود منتقل کند.
بنابراین «اعتراض» بسته به موقعیت ژئوپولیتیکی، گاه تهدید وجودی و گاه فرصت راهبردی رمزگذاری میشود؛ تناقضی که نه اخلاقی، بلکه محصول منطق امنیتی دوگانه است!
https://eitaa.com/simiyari_morteza
#تحلیلـروز
🛑 قدم به قدم با اجرای یک عملیات تروریستی در نقطه صفر مرزی/ آنالیز حمله انتحاری در گذرگاه ریمدان-گبد
حمله انتحاری و مسلحانه به تأسیسات گمرکی و لجستیکی در نقطه صفر مرزی ریمدان، درست در فاصله کوتاهی پس از بازگشایی دیپلماتیک این گذرگاه، واجد نشانهشناسی امنیتی آشکاری است که آن را از یک اقدام صرفاً تاکتیکی فراتر میبرد.
این حادثه تروریستی را باید در تقاطع سه لایه تحلیلی درک کرد: نخست، جایگاه ژئواکونومیک (جغرافیایی-اقتصادی) ریمدان و گوادر در رقابت قدرتهای بزرگ؛ دوم، کارکرد ابزاری بازیگران غیردولتی در چارچوب جنگ نیابتی؛ و سوم، همراستایی فشار ساختاری آمریکا بر ایران از مسیر انسداد کریدورهای زمینی که هر سه لایه دارای در هم تنیدگی با یکدیگر است.
ویژگی بارز این حمله، انتخاب تارگت یا هدف است. در این عملیات هدف نه یک مقر نظامی صرف، بلکه زیرساخت لجستیکی و تجاری (ساختمان گمرک، کامیونها و تانکرهای سوخت) است که ستون فقرات تبادل اقتصادی مرزی را تشکیل میدهد.
همچنین در این ماجرای تروریستی رد پای آمریکاییها را به وضوح میتوان مشاهده کرد، که فراتر از تلاش آنها برای انسداد مرزی است. واشنگتن در سال ۲۰۲۵ مسیر تعمیق حضور اقتصادی در بلوچستان را آغاز کرد که در آن تفاهمنامهای به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار برای سرمایهگذاری در بخش مواد معدنی حیاتی صورت گرفته است.
نکته جالب پس از اجرای این قرارداد آن بود که با ارسال نخستین محموله صادراتی به آمریکا در اکتبر همان سال، پیشنهاد توسعه بندر پسنی در بلوچستان، در فاصله حدود ۴۰ کیلومتری گوادر تحت کنترل چین، به عنوان یک گزینه مکمل یا موازنهکننده مطرح شده است.
در معادله جدید ضربه به گوادر به جایگاه بندر پسنی اعتبار خواهد داد، در واقع، تهدید امنیتی نه مانع، بلکه موتور محرکه نزدیکی آمریکا و پاکستان میشود.
حمله به ریمدان را نمیتوان صرفاً یک «حادثه امنیتی» تلقی کرد، بلکه تخریب یک توازن منطقهای بود.
تخریب این توازن، سه هدف را همزمان پیش میبرد: قطع شریان تجاری جایگزین ایران، تضعیف حاکمیت پاکستان در کمربند ساحلی، و افزایش هزینههای چین برای حفظ گوادر. ابزار این عملیات، یک بازیگر تروریستی بود که با انتخاب هوشمندانه اهداف غیرنظامی–تجاری، بیشترین اختلال را با کمترین نشانه از دخالت مستقیم دولتها ایجاد کرد.
پینوشت: البته بازی در بلوچستان پاکستان دارای پیچیدگیهای ویژهای نیز هست؛ آمریکا به دنبال موازنه گوادر و دسترسی به مواد معدنی است؛ بازیگران غیردولتی به دنبال بیثباتسازی و استقلالخواهی هستند؛ و پاکستان میان نیاز به امنیت مرزی و وابستگی اقتصادی به غرب و چین گرفتار شده است.
در این هندسه، هر ضربه به ریمدان، به طور همزمان به نفع چند لایه از این منافع متناقض عمل میکند، این همان ویژگی متمایز جنگ نیابتی در عصر رقابتهای جدید است!
https://eitaa.com/simiyari_morteza
🛑 رونمایی از تاکتیک اشباع پدافندی در پایگاه الموفق
این تصویر تازه منتشرشده از گودال ایجاد شده توسط برخورد کلاهک موشک بالستیک در پایگاه موفق سلطی اردن که در نزدیکی پناهگاه نیروهای آمریکایی اصابت رخ داده، است. این حمله طبق گزارش چند مجروح داشت. تصاویر دیگر نیز وضعیت پایگاه موفق سلطی طی حملات به این پایگاه در اردن را نمایش میدهند.
این پایگاه که در نزدیکی الازرق و حدود ۵۰ مایلی شرق امان قرار دارد، به عنوان یکی از امنترین و مهمترین پایگاههای غربی برای عملیات آمریکا در خاورمیانه شناخته میشود و نقشی حیاتی در لجستیک و برنامهریزی عملیات هوایی علیه ایران دارد.
در این حمله، ایران از حدود ۲۰ موشک بالستیک استفاده کرد و آمریکا برای مقابله با آنها بین ۶۰ تا ۷۰ موشک رهگیر پاتریوت و بیش از ده موشک تاد شلیک کرد.
این میزان مصرف رهگیر، معادل مصرف یک هفته کامل در برخی مقاطع دیگر درگیری بوده و نشاندهندهٔ استفادهٔ ایران از تاکتیک اشباع برای فرسایش سامانههای پدافندی است.
پینوشت: اصابت موشکها به hangar ها و سازههای پیشساخته محل استقرار نیروها، منجر به آسیبهای شدید به ساختار عملیات نظامی سازمان تروریستی سنتکام شد.
https://eitaa.com/simiyari_morteza
🛑 آیا میتوان با کامپوزیتهای تروریستیِ نیابتی مذاکره کرد؟/ ۳ خطای راهبردی مولوی عبدالحمید در پیشنهاد گفتگو با تروریسم!
مولوی عبدالحمید در ادامه تزهای ویژه سیاسی درباره ناامنی و تروریسم ادعاهای پیشین خود را دوباره مطرح کرده و گفته است:
«امنیت فقط با محکوم کردن ناامنی برقرار نمیشود؛ باید با مخالفان گفتوگو کرد؛ با گروههایی که ناامنی ایجاد میکنند، گفتوگو و مذاکره کنید. گفتوگو میتواند مشکلات و ناامنی را کاهش دهد. برخی میگویند چرا شما ناامنیها را محکوم نمیکنید؛ ما قبلا خیلی محکوم کردیم. متأسفانه بعضیها از امنیت فقط محکومیت را میدانند!»
مولوی عبدالحمید مذاکره با عوامل تروریستی چون«جیشالظلم» را راهحل ناامنی میداند؛ اما سه خطای راهبردی در این ادعا وجود دارد که به ساختار تهدید مربوط است.
۱. گروهک تروریستی تجزیهطلب «جیشالظلم» یک گروه مذاکرهپذیر نیست، یک «کامپوزیت (گروهک ناهمگن) تروریستی از نوع نیابتی» است که همزمان سه کارکرد اصلی دارد:
۱. باجگیری از قاچاق مواد مخدر و سوخت برای تأمین مالی؛
۲. ناامنسازی زیستبوم مردم منطقه (در راستای اهداف شوم کارفرمایان)
۳. حرکت در مسیر تجزیه جنوب شرق ایران و تشکیل بلوچستان بزرگ (بهعنوان رؤیای بدون تعبیر گروهک)
طبیعتاً مذاکره با چنین ساختاری، به معنای به رسمیت شناختن یک «تروریسم و شرارت مسلحانه» بهعنوان طرف سیاسی است که در هیچ کجای دنیا مرسوم نبوده و محکوم به شکست است؛ امری که بهطور تجربی «مشروعیتبخشی به تروریسم» و «تضعیف حاکمیت ملی» را در پی خواهد داشت.
ضمن اینکه اساسا تصور مذاکره با گروهکی که مأموریت آن جز ناامنسازی و تروریسم نبوده و افسار آن نیز نه در اختیار خود، بلکه در دست سرویسهای اطلاعاتی حریف است، غلط بوده و ممکن نیست.
۲. مسئله دوم ساختار فرماندهی «جیشالظلم» و شبکه آن است که از چندین شاخه میدانی خودمختار و وابسته تشکیل شده است. مذاکره با یک «نیابتی» بدون قطع خطوط تأمین مالی و لجستیکی خارجی، در بهترین حالت صرفاً یک آتشبس تاکتیکی (همانند قضیه پ.کک در ترکیه) را رقم میزند که گروهک از آن برای بازسازی ساختار و بازآرایی عملیاتی خود استفاده میکند.
۳. در ادبیات ضدتروریسم، مذاکره بدون پیششرط خلع سلاح، این پیام را مخابره میکند که «خشونت پاداش سیاسی دارد» و این همان هدف تروریسم است؛ تحقق اهداف سیاسی از طریق اجبار خشونتآمیز!
مطالعات نشان میدهد مذاکره با گروهکهای تروریستی در بسیاری از موارد نهتنها خشونت را متوقف نکرده، بلکه آن را «تثبیت» یا «تشدید»کرده است. این امر مستقیماً بر «محاسبه هزینه-فایده» سایر فرآیندهای تروریستی اثر دارد.
پینوشت: پیشنهاد مذاکره با تروریستها و اشرار، مسئله را از حوزه «مقابله با تهدید تروریسم نیابتی» به حوزه «چانهزنی سیاسی» منتقل میکند؛ انتقالی که صرفاً یک «ریسک امنیتی» با بازده راهبردی نزدیک به صفر است که نه تنها ضریب تروریسم را کاهش نمیدهد بلکه به آن اعتبار نیز خواهد بخشید.
بماند که طرح این دست مباحث و پیشنهادات هدفمند(!) صرفا عایدات شخصی در حوزه برندسازی دارد و به واسطه رسمیت بخشیدن به تروریسم عریان منطقه، خطرات و تبعات دهشتناکی برای مردم و زبستبوم آنها میسازد.
جمهوری اسلامی البته همواره از ندامت و بازگشت به مردم از سوی هر طیف و جریانی استقبال میکند و راه عبور از تروریسم و اسلحه، به سیاست و مذاکره را از رهگذر غیرمسلحسازی و عبور از تجزیهطلبی به تمایل به تمامیت ارضی باز میگذارد.
https://eitaa.com/simiyari_morteza
🛑 خیالپردازیهای یک گروهک تروریستی در شبکههای اجتماعی/ ماجرای تصرف یک پایگاه نظامی توسط پژاک چه بود؟
برخی صفحات اینستاگرامی مدعی شدند گروه تروریستی پژاک یکی از پایگاههای نظامی در مریوان را تصرف کرده است.
بررسیها نشان میدهد چنین خبری صحت ندارد و این خبر باهدف دستاوردسازی منتشر شده است.
پینوشت: به واسطه ضربات دقیق و سهمگینی که در ایام اخیر به مقرات و کادر گروهک تروریستی پژاک وارد شده این گروهک دست به دامان خیال پردازیهای عملیاتی شده است.
در روزهای اخیر تولید اخبار فیک توسط گروهکهای تروریستی برای ماندن در کانون توجهات و نمایش توانمندی خود به کارفرمایان روند صعودی داشته است که نمونه مضحک آن حمله منافقین به ساختمان قوه قضائیه توسط هوش مصنوعی است.
https://eitaa.com/simiyari_morteza