با دو نفر
کلاااا دو نفر
داشتم باهاشون اوکی میشدم تو کلاس بین اون همه وحشی
مدیر زارت اون دو نفر و برداشت برد کلاس بغلی نشوند
خبکککککککک
سیمسیمی^^.
الان یه ادمِ به شدت خوشحالم🥹🥹🥹🥹🥹
بچوک نازم💔
الان یه گوشه داره از تنهایی میلرزه🙂💔
بابام امروز یه جوری برام حرف زد و گفت هنوز هیچی نشده به شدت از رشتهم راضیه و خیلی خوشحاله که این رشته رو رفتم که قیلی ویلی شدم
فقط یهو اون وسطا یادم میاد که کاش همون موقع که میگفتم میخوام برم هم اینجوری رضایت میدادن تا من اون همه بدبختی نکشم = )))✨