سیدخانم .
تیر ماه ، ماهی که برای اولین بار تو عید غدیر خادم شدم . بعد رسیدیم روزی که تولدم شد تا اینکه پستچی
و بعد مرداد ،
- ایام محرم
رفتم گلزار شهدای شهر
چون فضاشو بخاطر مراسمات بسته بودن و کسی نبود
خیلی راحت میشد خلوت کرد.
- قسمت شد روز تاسوعا هم خدمت آقا مصطفی اینا برسیم .
- انگور یه کیلویی
- دورهمی با همونایی که از بچگی باهاشون بزرگ شدم
- بعدِ نمیدونم چند ماه رفیق ۷،۸ سالم رو دیدم
- و در آخر اولین حقوقم رو گرفتم
سیدخانم .
و بعد مرداد ، - ایام محرم رفتم گلزار شهدای شهر چون فضاشو بخاطر مراسمات بسته بودن و کسی نبود خیلی ر
شد شهریور ،
- شروع کردم به خوندن درسای ترم پیش
- یه روز که حوصله نداشتم
پاشدم رفتم قبرستون جهت صلهرحم
پیش ننه ، عمههام فک و فامیل😅و زیارت شهدا
- این ماه آقا یحیی هم شهید شد
- پیادهروی اربعین تو مشایه که قسمت نشد ولی پیادهروی جاماندگان اربعین چرا(:
- از این کرونا جدیدا هم گرفتم
- باز پیش آ مصطفیاینا رفتیم
- یه دورهمی خانوادگی هم داشتیم که حقیقتا خوش گذشت
- آخریشم این شد که بالاخره بعد ۶ ماه تونستم برا ۲،۳ ساعت تو بهشت زهرا باشم🥲