🔰درگذشت آیت الله شیخ #علی_اکبر_برهان از فقها و مبلغان شیعه (۱۳۷۸ق)
👈زندگی نامه👉
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺قبل از آن که بخوابم .... !!!
▫️آیت الله سعادت پرور می فرمودند:
🌀نامه ای به استادم مرحوم آیت الله شیخ #علی_اکبر_برهان نوشتم و از ایشان طلب حلالیت کردم.
🔹ایشان در پاسخ نامه، مرقوم کرده بودند: «شما می دانید که من هر شب، قبل از آن که بخوابم، همه رابخشیده و برایشان از خداوند طلب مغفرت می کنم».
📚سلوک سعادت،ص۱۷۰-۱۷۱
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺 ثواب دان ما سوراخ است!
◽️ حضرت استاد آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) از زبان استادشان، مرحوم آیت الله شیخ #علی_اکبر_برهان نقل میکند:
✨ ثواب زیاد است، ولی ثواب دان ما سوراخ است. یعنی فلان عمل خوب بجای میآوریم و ثواب میبریم، اما عمل حرام دیگری انجام میدهیم، مثلا غیبت میکنیم و همه ثوابها میریزد.
📔 مودب آداب، ۱۳۹۱، ص۱۲
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺به دنبال آب!
▫️استاد حسین انصاریان به نقل از استاد ابوالقاسم بنا:
🔹من در نماز جماعت شیخ #علی_اکبر_برهان شرکت میکردم. شخصی ضد حاجآقا حرفهایی زد و مرا نسبت به ایشان مردد کرد و من دیگر مسجد ایشان نرفتم.
🔸ایشان طبق سیره خودشان که از غائبان مسجد تفقد میکردند، به خانه ما آمد و دلیل غیبتم را پرسید، اما من عذر آوردم که کسالت داشتم.
🌀 بعد از آن، چند مسجد دیگر را رفتم؛ اما به دلم نچسبید. شبی خیلی عذاب وجدان گرفته و گریه کردم. به خدا گفتم اگر این شیخ علیاکبر برهان حق است به من نشان بده.
⚡️همان شب در عالم خواب دیدم که سرتاپا نجس شده بودم و دنبال جایی برای تطهیر خودم بودم. از دور حمامی را دیدم و به سمتش دویدم. داخل حمام هر شیر آبی که باز میکردم آب نداشت.
🍁ناگاه شیخ را دیدم. با خوشرویی گفت: اوستا عباس چه شده؟ وضعیتم را تشریح کردم.
☄ایشان گفت: «ناراحت نباش الان پاک میشوی». خودش شیر آب را باز کرد و مثل آبشار آب آمد.
💢از خواب که پریدم، فهمیدم همه این دوریها از وسوسه شیطان بوده. صبح رفتم نماز و با استقبال گرم ایشان مواجه شدم.
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺از آن ترسم!
🍁مرحوم شیخ #علی_اکبر_برهان عشق و علاقه وافری به #امام_زمان علیه السلام داشت.
آن بزرگوار پس از زیارت حرمین عسکریین علیهم السلام و سرداب مقدس ولی عصر (عج)، موقع بیرون آمدن از سرداب مقدس و هنگام وداع در پای پله های سرداب سامرّا، بداهةً این اشعار را سروده اند:
▫️هوای روی تو کرده مرا نی
▫️زکویت کی روم دست تهی کی
▪️تو آن شاهی که شاهان اند گدایت
▪️عطایت می رسد بر من پیاپی
▫️ولی یک غم مرا آزرده کرده
▫️که عقلم می زند هر دم مرا هی
▪️از آن ترسم که ای شاه زمانه
▪️که گردد مدفن من عاقبت «ری»
▫️غم دیگر، از این غم هم فزونست
▫️نبینم روی تو عمرم شود طی
▪️مدد فرما که تا من آنچه دارم
▪️به غیر یار سازم جمله را قی
▫️که تا با این و آن من همنشینم
▫️محالست دیدن من، صورت وی
▪️بلی مشکل بود این کار لیکن
▪️شود آسان چه بر حسنش برم پی
▫️زبان بربند عاصی، چشم بگشا
▫️که یارت در مقابل جام پر می
▪️ببیند هر که گلزار رخش را
▪️شکایت کی کند از موسم دی
▫️همین یک لحظه آن سرور نظر کرد
▫️زبانم گشته شکّربار چون نی
▪️از آن دم حال من حال دگر شد
▪️همه عالم به نزدم گشته چون فی
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔰 درگذشت آیتالله شیخ #علی_اکبر_برهان از فقها و مبلغان شیعه (۱۳۷۸ق)
🍁علیاکبر برهان (۱۳۲۴- ۱۳۷۸ ق) از فقها، مجتهدین و استاد حوزه علمیه تهران و مؤسس مدرسه علمیه و مسجد لرزاده و دبستان برهان بود.
👈زندگینامه👉
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
10.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مروری بر زندگی و فعالیتهای آیت الله شیخ #علی_اکبر_برهان
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺جامع اضداد!
▫️آیتالله جاودان در مقدمه کتاب عالم ربانی درباره آیتالله #علی_اکبر_برهان مینویسد:
🔹 «ایشان مردی زحمتِ علمْ کشیده و برخوردار تا حد فقاهت و اجتهاد بود، و اجازههای متعدد اجتهاد و نوشتههای فقهی ایشان، گواه صادقی است بر این حقیقت؛ و از این مهمتر آنکه در عمل جدی و استوار بود، و نه سستی میورزید و نه خستگی داشت، و به آنچه که میگفت، هم معتقد بود و هم عمل میکرد.
🔸از دنیا و مظاهر آن پرهیزکار بود و سادگی بر همه زندگیاش حکومت داشت. لباسش ساده بود، غذایش ساده بود، و بالاخره خانهاش در نهایت بیتکلفی و سادگی بود. از آن روز که ما از ایشان خبر داریم، و از آن روز که مردم ایشان را میدیدند، پیوسته به تقوا و زهد عمل کرده بود...
🔺ادامه در مطلب بعد👇
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺روضه هفتگی!
▫️آیتالله #احمد_مجتهدی_تهرانی:
⚡️ از خصوصیاتی که استادمان حاج شیخ #علی_اکبر_برهان داشتند، توسل به اهلبیت (ع) بود که آن را از لوازم زندگی معنوی طلاب میدانستند و اصرار داشتند که هفتهای یک شب، روضهخوانی و بعد هم با سایر نمازگزاران مسجد، سینهزنی داشته باشیم. خود ایشان هم که چراغ خاموش میشد در مجلس عزاداری شرکت میکردند.
🔹«علت موفقیت من (مجتهدی)، همین مجالس توسل در کنار درسهای طلبگی است. وقتی هم نزد ایشان در تهران در مسجد لرزاده بودیم، ایشان هفتهای یک شب سینهزنی برقرار میکردند و میفرمودند: «من هر چه دارم از همان روضهها و سینه زنیها که برای اهلبیت (ع) گرفتهام، میباشد».
🔸مرحوم برهان به نوافل، خیلی مقید بودند. از همان اوّل طلبگی، شرایطی را برای طلبهها ذکر میکردند؛ از جمله اینکه طلبهای که اینجا میآید باید نوافلش ترک نشود.
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺تلاش برای ترویج لباس روحانیت!
🔹در آن سالهای پس از سقوط رضاخان، پس از سالها مقابله با روحانیت و برداشتن عمامه از سرها، آیتالله #علی_اکبر_برهان که در مسجد لرزاده و مدرسه برهانیه به تربیت طلبه اشتغال داشت، طلبهها را تشویق میکرد زود لباس روحانیت به تن کنند و هدفشان این بود که در این شرایط، حضور روحانیت در محیط اجتماعی بیشتر به چشم بخورد.
🔸 فرزند ایشان حجتالاسلام شیخ علی برهان میگفت: « پدرم در هفت سالگی عمامه ای روی سرم می گذاشت.من خیلی ذوق می کردم. حدوداً نُه ساله که بودم، گاهی مرا به منبر میفرستاد. میگفت: «برو منبر، یک چیزی بگو». در همان مسجد لرزاده، روی پلۀ اول یا دوم نشستم و مطلبی که مثلاً از کسی شنیده بودم، گفتم. او میخواست این آمادگی را در من به وجود آورد.
⚡️در دوازده سالگی، روزی با لباس وارد اتاق پدرم شدم. عدهای نشسته بودند. سلام کردم، پدرم بلند شد و گفت: «یاالله! بفرمایید و همه با حال تعجّب از جا برخاستند». بعدها علّت آن را فهمیدم. آنها هم از پدرم سؤال کرده بودند و ایشان به آنها فرموده بود: «میخواهم ساخته شود، بفهمد لباس روحانی پوشیدن یعنی چه.»
🍁بعدها در دوران دبیرستان، حدوداً از پانزده، شانزدهسالگی، لباس پوشیدم. گاهی در مدرسه نمی توانستم با لباس سرکلاس بنشینم، لباسهایم را توی دفتر مدرسه درمیآوردم و سپس سر کلاس میرفتم».
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺اعمال شب عرفه!
▫️فرزند مرحوم #علی_اکبر_برهان:
🔹آقایی بود که وضع مالی خوبی داشت و خانهای با اتاقهای متعدد را به پدرم اجاره داده بود و ماهبهماه برای دریافت اجازه به در خانهمان میآمد.
🔸 شبی پدرم در حیاط داشت برای وضو آماده میشد که در زدند. پدرم گفت: «آقای ذکایی است و برای دریافت اجاره آمده. برو در را بازکن و پاکت اجارهاش را بهش بده».
▪️وقتی پاکت را دادم، آقای ذکایی خطاب به پدرم گفت: «امشب شب عرفه است، اعمال امشب را به من بگویید».
▫️پدرم فرمود: «بله امشب شب #عرفه است. اعمالی برای من دارد و اعمالی برای شما». آقای ذکایی با تعجب پرسید: «مگر فرق میکند؟».
⚡️پدرم با محبت و خوشروی فرمودند: «اعمال من احیا، زیارت امام حسین (ع) و نمازهای مستحبی است، اما اعمال شما این است که بروی مقداری برنج و روغن بگیری و به در خانه نیازمندان ببری و در شب عرفه خوشحالشان کنی و بعد بروی تا صبح تخت بخوابی. اما من باید بیدار باشم و هم برای تو و هم برای خودم دعا کنم».
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
#مرور_سریع | فهرست محتواهای کانال پیرامون آیت الله #علی_اکبر_برهان
✍️ زندگی نامه مکتوب
📝 مردم داری شیخ علی اکبر برهان به روایت شیخ حسین انصاریان
📝 شیخ علی اکبر برهان و منع غیبت به روایت آیت الله مجتهدی
📝 دل دریایی شیخ علی اکبر برهان به روایت آیت الله سعادت پرور
📝 رؤیای شخصی که از نماز جماعت آیت الله برهان فراری بود
📝 اشعار آیت الله برهان در وصف امام زمان (عج)
📝 آیت الله برهان در کلام آیت الله جاودان
📝 روضه های هفتگی آیت الله برهان در کلام آیت الله مجتهدی
📝 تلاش آیت الله برهان برای ترویج لباس روحانیت
📝 اعمال اختصاصی هر فردی در شب عرفه به روایت آیت الله برهان
📸 ثواب دادن سوراخ؛ کلامی از آیت الله برهان
🎥 خدمات فرهنگی آیت الله برهان
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama