eitaa logo
سیره علما
5.7هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
23 فایل
✅آیت‌الله بهجت: 🔹 مطالعه زندگی‌نامه علمای سلف،مانند مطالعۀ کتابهای اخلاقیِ معتبر است. 🌱 نام علما را با هشتگ #فهرست دنبال فرمایید. ♨️ هرروز یک عالم تبلیغات نداریم ❌ کپی بدون لینک آزاد✅ آپارات http://www.aparat.com/sireyeolama ✍️ادمین @boreshha_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰درگذشت آیت الله شیخ از فقها و مبلغان شیعه (۱۳۷۸ق) 👈زندگی نامه👉 ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
🔺قبل از آن که بخوابم .... !!! ▫️آیت الله سعادت پرور می فرمودند: 🌀نامه ای به استادم مرحوم آیت الله شیخ نوشتم و از ایشان طلب حلالیت کردم. 🔹ایشان در پاسخ نامه، مرقوم کرده بودند: «شما می دانید که من هر شب، قبل از آن که بخوابم، همه رابخشیده و برایشان از خداوند طلب مغفرت می کنم». 📚سلوک سعادت،ص۱۷۰-۱۷۱ ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
🔺 ثواب دان ما سوراخ است! ◽️ حضرت استاد آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) از زبان استادشان، مرحوم آیت‌ الله شیخ نقل می‌کند: ✨ ثواب زیاد است، ولی ثواب دان ما سوراخ است. یعنی فلان عمل خوب بجای می‌آوریم و ثواب می‌بریم، اما عمل حرام دیگری انجام می‌دهیم، مثلا غیبت می‌کنیم و همه ثواب‌ها می‌ریزد. 📔 مودب آداب، ۱۳۹۱، ص۱۲ ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
🔺به دنبال آب! ▫️استاد حسین انصاریان به نقل از استاد ابوالقاسم بنا: 🔹من در نماز جماعت شیخ شرکت می‌کردم. شخصی ضد حاج‌آقا حرفهایی زد و مرا نسبت به ایشان مردد کرد و من دیگر مسجد ایشان نرفتم. 🔸ایشان طبق سیره خودشان که از غائبان مسجد تفقد می‌کردند، به خانه ما آمد و دلیل غیبتم را پرسید، اما من عذر آوردم که کسالت داشتم. 🌀 بعد از آن، چند مسجد دیگر را رفتم؛ اما به دلم نچسبید. شبی خیلی عذاب وجدان گرفته و گریه کردم. به خدا گفتم اگر این شیخ علی‌اکبر برهان حق است به من نشان بده. ⚡️همان شب در عالم خواب دیدم که سرتاپا نجس شده بودم و دنبال جایی برای تطهیر خودم بودم. از دور حمامی را دیدم و به سمتش دویدم. داخل حمام هر شیر آبی که باز می‌کردم آب نداشت. 🍁ناگاه شیخ را دیدم. با خوش‌رویی گفت: اوستا عباس چه شده؟ وضعیتم را تشریح کردم. ☄ایشان گفت: «ناراحت نباش الان پاک می‌شوی». خودش شیر آب را باز کرد و مثل آبشار آب آمد. 💢از خواب که پریدم، فهمیدم همه این دوری‌ها از وسوسه شیطان بوده. صبح رفتم نماز و با استقبال گرم ایشان مواجه شدم. ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
🔺از آن ترسم! 🍁مرحوم شیخ عشق و علاقه وافری به علیه السلام داشت. آن بزرگوار پس از زیارت حرمین عسکریین علیهم السلام و سرداب مقدس ولی عصر (عج)، موقع بیرون آمدن از سرداب مقدس و هنگام وداع در پای پله های سرداب سامرّا، بداهةً این اشعار را سروده اند: ▫️هوای روی تو کرده مرا نی ▫️زکویت کی روم دست تهی کی ▪️تو آن شاهی که شاهان اند گدایت ▪️عطایت می رسد بر من پیاپی ▫️ولی یک غم مرا آزرده کرده ▫️که عقلم می زند هر دم مرا هی ▪️از آن ترسم که ای شاه زمانه ▪️که گردد مدفن من عاقبت «ری» ▫️غم دیگر، از این غم هم فزونست ▫️نبینم روی تو عمرم شود طی ▪️مدد فرما که تا من آنچه دارم ▪️به غیر یار سازم جمله را قی ▫️که تا با این و آن من همنشینم ▫️محالست دیدن من، صورت وی ▪️بلی مشکل بود این کار لیکن ▪️شود آسان چه بر حسنش برم پی ▫️زبان بربند عاصی، چشم بگشا ▫️که یارت در مقابل جام پر می ▪️ببیند هر که گلزار رخش را ▪️شکایت کی کند از موسم دی ▫️همین یک لحظه آن سرور نظر کرد ▫️زبانم گشته شکّربار چون نی ▪️از آن دم حال من حال دگر شد ▪️همه عالم به نزدم گشته چون فی ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
🔰 درگذشت آیت‌الله شیخ از فقها و مبلغان شیعه (۱۳۷۸ق) 🍁علی‌اکبر برهان (۱۳۲۴- ۱۳۷۸ ق) از فقها، مجتهدین و استاد حوزه علمیه تهران و مؤسس مدرسه علمیه و مسجد لرزاده و دبستان برهان بود. 👈زندگی‌نامه👉 ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
10.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مروری بر زندگی و فعالیتهای آیت الله شیخ ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
🔺جامع اضداد! ▫️آیت‌الله جاودان در مقدمه کتاب عالم ربانی درباره آیت‌الله می‌نویسد: 🔹 «ایشان مردی زحمتِ علمْ کشیده و برخوردار تا حد فقاهت و اجتهاد بود، و اجازه‌های متعدد اجتهاد و نوشته‌های فقهی ایشان، گواه صادقی است بر این حقیقت؛ و از این مهم‌تر آنکه در عمل جدی و استوار بود، و نه سستی می‌ورزید و نه خستگی داشت، و به آنچه که می‌گفت، هم معتقد بود و هم عمل می‌کرد. 🔸از دنیا و مظاهر آن پرهیزکار بود و سادگی بر همه زندگی‌اش حکومت داشت. لباسش ساده بود، غذایش ساده بود، و بالاخره خانه‌اش در نهایت بی‌تکلفی و سادگی بود. از آن روز که ما از ایشان خبر داریم، و از آن روز که مردم ایشان را می‌دیدند، پیوسته به تقوا و زهد عمل کرده بود... 🔺ادامه در مطلب بعد👇 ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
🔺روضه هفتگی! ▫️آیت‌الله : ⚡️ از خصوصیاتی که استادمان حاج شیخ داشتند، توسل به اهل‌بیت (ع) بود که آن را از لوازم زندگی معنوی طلاب می‌دانستند و اصرار داشتند که هفته‌ای یک شب، روضه‌خوانی و بعد هم با سایر نمازگزاران مسجد، سینه‌زنی داشته باشیم. خود ایشان هم که چراغ خاموش می‌شد در مجلس عزاداری شرکت می‌کردند. 🔹«علت موفقیت من (مجتهدی)، همین مجالس توسل در کنار درس‌های طلبگی است. وقتی هم نزد ایشان در تهران در مسجد لرزاده بودیم، ایشان هفته‌ای یک شب سینه‌زنی برقرار می‌کردند و می‌فرمودند: «من هر چه دارم از همان روضه‌ها و سینه زنی‌ها که برای اهل‌بیت (ع) گرفته‌ام، می‌باشد». 🔸مرحوم برهان به نوافل، خیلی مقید بودند. از همان اوّل طلبگی، شرایطی را برای طلبه‌ها ذکر می‌کردند؛ از جمله اینکه طلبه‌ای که اینجا می‌آید باید نوافلش ترک نشود. ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
🔺تلاش برای ترویج لباس روحانیت! 🔹در آن سالهای پس از سقوط رضاخان، پس از سالها مقابله با روحانیت و برداشتن عمامه از سرها، آیت‌الله که در مسجد لرزاده و مدرسه برهانیه به تربیت طلبه اشتغال داشت، طلبه‌ها را تشویق می‌کرد زود لباس روحانیت به تن کنند و هدفشان این بود که در این شرایط، حضور روحانیت در محیط اجتماعی بیشتر به چشم بخورد. 🔸 فرزند ایشان حجت‌الاسلام شیخ علی برهان می‌گفت: « پدرم در هفت سالگی عمامه ای روی سرم می گذاشت.من خیلی ذوق می کردم. حدوداً نُه ساله که بودم، گاهی مرا به منبر می‌فرستاد. می‌گفت: «برو منبر، یک چیزی بگو». در همان مسجد لرزاده، روی پلۀ اول یا دوم نشستم و مطلبی که مثلاً از کسی شنیده بودم، گفتم. او‌ می‌خواست این آمادگی را در من به وجود آورد. ⚡️در دوازده سالگی، روزی با لباس وارد اتاق پدرم شدم. عده‌ای نشسته بودند. سلام کردم، پدرم بلند شد و گفت: «یاالله! بفرمایید و همه با حال تعجّب از جا برخاستند». بعدها علّت آن را فهمیدم. آنها هم از پدرم سؤال کرده بودند و ایشان به آن‎ها فرموده بود: «می‌خواهم ساخته شود، بفهمد لباس‌ روحانی‌ پوشیدن یعنی چه.» 🍁بعدها در دوران دبیرستان، حدوداً از پانزده، شانزده‌سالگی، لباس پوشیدم. گاهی در مدرسه نمی توانستم با لباس سرکلاس بنشینم، لباسهایم را توی دفتر مدرسه درمی‌آوردم و سپس سر کلاس می‌رفتم». ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
🔺اعمال شب عرفه! ▫️فرزند مرحوم : 🔹آقایی بود که وضع مالی خوبی داشت و خانه‌ای با اتاق‌های متعدد را به پدرم اجاره داده بود و ماه‌به‌ماه برای دریافت اجازه به در خانه‌مان می‌آمد. 🔸 شبی پدرم در حیاط داشت برای وضو آماده می‌شد که در زدند. پدرم گفت: «آقای ذکایی است و برای دریافت اجاره آمده. برو در را بازکن و پاکت اجاره‌اش را بهش بده». ▪️وقتی پاکت را دادم، آقای ذکایی خطاب به پدرم گفت: «امشب شب عرفه است، اعمال امشب را به من بگویید». ▫️پدرم فرمود: «بله امشب شب است. اعمالی برای من دارد و اعمالی برای شما». آقای ذکایی با تعجب پرسید: «مگر فرق می‌کند؟». ⚡️پدرم با محبت و خوش‌روی فرمودند: «اعمال من احیا، زیارت امام حسین (ع) و نمازهای مستحبی است، اما اعمال شما این است که بروی مقداری برنج و روغن بگیری و به در خانه نیازمندان ببری و در شب عرفه خوشحالشان کنی و بعد بروی تا صبح تخت بخوابی. اما من باید بیدار باشم و هم برای تو و هم برای خودم دعا کنم». ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama