لاکان- هیچکاک.mp3
14.38M
🎙نه فقط معرفی...
کتاب:
📚 لاکان- هیچکاک / 🖊 گردآوری اسلاوی ژیژک
👤 سید رسول فاطمی
@skybook_soha
.
.
باید وضع کنونی مرا درک کنی. من حرکت میکنم، هوایی را که در اختیار دارم فرو میدهم و تا جایی که بتوانم کم میخورم . بگذار هر چه میخواهند بگویند؛ تنها چیزی که اهمیت دارد این است که آدم سرپا بماند.
یادت میآید پیش از رفتن به من چه گفتی؟ گفتی ویلیام ناپدید شده و من هر چقدر بگردم، هرگز نمیتوانم او را پیدا کنم. این عین گفتهی توست و بعد من جواب دادم که برایم اهمیتی ندارد تو چه میگویی و هر طور شده برادرم را پیدا میکنم. آن وقت سوار آن کشتی وحشت بار شدم و تو را ترک کردم. چند وقت پیش بود؟ دیگر توان به یاد آوردنش را ندارم. فکر می کنم سال ها پیش بود. اما این فقط حدس و گمان است، خودم می دانم.
من حساب زمان را از دست دادهام و دیگر هیچ چیز نمیتواند آن را به من بازگرداند.
از یک چیز مطمئنم. اگر گرسنه نبودم نمیتوانستم ادامه بدهم.
📚 کشور آخرینها/ 🖊 پل استر
@skybook_soha
.
.
شوقی که من به هنرم دارم آن قدر بر من مسلط است که دیگر به هیچ چیز توجهی ندارم وقتی با تو هستم و وقتی تسلیم زندگی عادی می شوم حس میکنم و برایم ثابت می شود که پیشرفتی عایدم نخواهد شد و وقتی تصمیم میگیرم از تو جدا شوم موجی از عشق و محبت قلبم را فرا میگیرد و زبون و بیچاره ام می کند.
📚 جادوی جاودانگی
#فروغ_فرخزاد
@skybook_soha
.
.
کسی که اکنون روبه روی آقای گالیادکین نشسته بود، همان اسباب وحشت آقای گالیادکین، همان موجب ننگ آقای گالیادکین، همان کابوس مجسم شب گذشتهی آقای گالیادکین، خلاصه خود آقای گالیادکین بود. اگر آنها را کنار هم مینشاندی، هیچکس نمی توانست گالیادکین اصل را از بدل خود، گالیادكين قدیمی را از رقیب تازه رسیدهاش، اصل را از تصویر، تمیز دهد.
📚 همزاد.../ 🖊 فیودور داستایفسکی
#کافه_نوول
@skybook_soha
.
#کافه_نوول
🔺 بحث و گفتگو درباره #داستان؛
📚 آقای پروخارچین.../ اثر: فیودور داستایفسکی
.
⏱زمان: #چهارشنبه ۱۲تیر ماه، ساعت ۱۸:۰۰
#رمان_خوان_شوید
@skybook_soha
در پی آن، طی شب هایی دراز بر بالین مادرم بیدار میماندیم و در نور لرزان چراغ خواب، دربارهی هرچه که در ذهن و در قلب مان میگذشت حرف می زدیم و کم و بیش خوشبخت بودیم.... آه، دورانی شاد و در عین حال غمناک بود.
امروز هم که آن دوران را به یاد می آورم، هم خوشحالم و هم غمگین. خاطره ها چه تلخ باشند و چه شیرین، آدم را زجر می دهند، یا دست کم برای من این طور است؛ اما این زجر شیرین و لذت بخش است. موقعی که آدم دلش گرفته، افسرده و اندوهگین است، خاطره ها با طراوتش می کنند، سر حالش می آورند، مانند قطرههای شبنم که در شبی خنک، پس از روزی گرم و نمناک به گل بی نوای نیمه خشک و سوخته از هرم خورشید، طراوت می بخشد.
📚مردمان فرودست.../🖊 فئودور داستایفسکی
@skybook_soha