💬 تحلیل قیمت بنزین در نسبت با دلار و هزینههای وابسته
سلام.
وقتی دلار سههزار تومان بود، آیا بنزینِ هزار و پانصد تومانی واقعاً گران بود یا ارزان، اگر با ارزش دلار سنجیده شود؟
در حقیقت، آنچه اتفاق افتاد افزایش قیمت دلار بود، نه ارزان شدن بنزین.
برای درک روشنتر، به نمونهای ساده مانند آبِ معدنی نگاه کنیم.
بهای نهایی یک بطری آب معدنی به «آبِ تصفیهشده» درون آن وابسته نیست، بلکه به فرایند رساندن آن آب به بازار مربوط است:
برچسب، تبلیغات، بطری پلاستیکی، حملونقل، انبارداری و پخش.
همۀ این زنجیرهها، با افزایش قیمت سوخت بالا میروند.
یعنی بیش از هفتاد درصد از قیمت یک بطری آب معدنی، ناشی از هزینههایی است که مستقیم به بهای بنزین و انرژی وابستهاند.
فرجام این زنجیره آشکار است: وقتی قیمت بنزین افزایش یابد، حتی آب معدنی معمولی نیز بین هفتاد تا هشتاد درصد گرانتر میشود.
سپس همان کسانی که باعث بالا رفتن بهای سوخت شدهاند، میگویند: «قیمت بنزین، در مقایسه با آب معدنی، هنوز ارزان است!»
آیا درک این تناقض سخت است؟
اکنون به مقایسهای ساده بنگریم:
آبِ تصفیهشدهای که در خانه استفاده میکنیم، هر لیتر حدود ۱۵۰ ریال هزینه دارد؛
دههزار لیترش میشود حدود یکونیممیلیون ریال.
اما دههزار لیتر بنزین با بهای ۱۵۰۰ تومان، رقمی بسیار بزرگتر خواهد شد.
حال، با حسابی ساده، کدام گرانتر است و چرا؟
آب و نفت، در اصل دارایی طبیعی مردماند و ارزش ذاتیشان رایگان است.
اما تمام فرایندهای انسانی و صنعتی که روی این منابع انجام میشود تا به مصرفکننده برسند — از طراحی و پالایش تا بستهبندی و انتقال — همگی وابسته به قیمت سوختاند.
با افزایش قیمت بنزین، کل این هزینهها ناگزیر بالا میرود.
در چنین شرایطی باید پرسید: پرتقالفروش واقعیِ این گرانی کیست و کجاست؟
پالایشگاهها و مراکز فرآوری، بنا به گفتهی آقای غنینژاد، بیشتر در اختیار تفکرهای اصلاحطلب و لیبرال هستند.
این بخشها، نفت خام را تقریباً رایگان دریافت میکنند و سپس آن را به صدها فرآوردهی گرانقیمت دلاری تبدیل کرده، برای صادرات میفرستند یا همان مواد را با قیمت دلاری به صنعت داخلی میفروشند.
در نتیجه، با بالا بردن دلار — که افزایشش در واقع غیرواقعی است — سودهای کلان تنها نصیب همین مجموعهها و حلقههای وابسته میشود.
اما ما، با تحلیلهای سطحی، فرایند اصلیِ گرانی را از یاد میبریم.
@slamLifeStyles
📌عصمت عملی رهبری
▫️رهبری، عصمت علمی به معنای مصونیت کامل از خطا در همه علوم ندارند، اما عصمت عملی به این معنا دارند که هنگام تصمیمگیری، با توجه به بهترین اطلاعات، مشورتها و دسترسیها در هر زمان، عمل به «بهترین تصمیم ممکن» میکنند.
▫️این وضعیت را میتوان به مدیر یک کارخانه تشبیه کرد:
▫️کارشناسان در هر دوره زمانی نتایج بررسیها و تحلیلهای خود را ارائه میکنند و مدیریت بر اساس آن، تصمیمسازی و تصمیمگیری میکند. ممکن است در دورهای دیگر، نظر کارشناسان تغییر کند یا اشتباه بودن تحلیلهای قبلی مشخص شود؛ در این صورت مدیر، با توجه به دادههای جدید، تصمیم تازهای میگیرد.
▫️بنابراین تصمیمگیری بر اساس بهترین اطلاعات زمان خود انجام میشود، نه بر اساس سلیقه و نظر شخصی.
▫️ساختار کارخانه نیز اقتضائات خود را دارد: مدیریت موظف است به نظر بهترین کارشناسان مقبول و مسئول توجه کند. ضعف احتمالی برخی کارشناسان یا تغییر دیدگاهها در دورههای مختلف، باعث نمیشود تصمیم مدیر را که همه کارمندان موظفاند مطابق ساختار از آن تبعیت کنند، با رأی شخصی افراد سنجید.
▫️در نظام جمهوری اسلامی، مجلس خبرگان چنین نقشی دارد؛ بدین معنا که خبرگان، با معیارهای استخراجشده از آیات و روایات، کاشف صفات لازم برای رهبری هستند:
▫️فقاهت، عدالت، مدیریت، شجاعت، تدبیر، سیادت، و دیگر ویژگیها.
اگر این صفات در دورهای در فردی کمتر شد یا شخص دیگری واجد این صفات در سطح بالاتری شناخته شد، خبرگان وظیفه دارند او را جایگزین کنند.
▫️بنابراین «کاشفیت» این صفات و «انطباق آن با مصداق موجود»، نوعی انتخاب شورایی است که بهوسیله مجلس خبرگان صورت میگیرد و رهبر، در واقع سخنگوی این انتخاب و این کشف است.
▫️از سوی دیگر، اینکه این صفات در یک فرد جمع میشود، نوعی انتصاب الهی است؛ یعنی خداوند این شایستگیها را در فردی قرار داده تا «نایب حجت خدا» او را از میان افراد شایسته تشخیص دهد.
▫️بر همین اساس، تصمیمگیریهای رهبری با همه دلایل عقلی و شرعی، مبتنی بر آنچه در هر زمان به عنوان بهترین دادهها، مقررات، فهم تخصصی و مصالح عمومی وجود دارد صورت میگیرد؛
▫️پس تصمیمات ایشان شخصی، سلیقهای یا بدون چارچوب نیست، بلکه دارای قانون، ضوابط و نظام کارشناسی مشخص است.
#قسمت_اول
#عصمت_رهبری
@slamLifeStyles
📌انتخاب رهبری
ترکیبی از انتخاب مردم،انتصاب و شایستگی الهی است
▫️انتخاب رهبری در نظام جمهوری اسلامی، ترکیبی از انتخاب مردمی و انتصاب و شایستگی الهی است. مردم، فقهای خبره را انتخاب میکنند و این خبرگان، به عنوان متخصصان تشخیص صفات رهبری، کاشف شایستگیهای فردی هستند که استعداد و توانایی رهبری جامعه را دارد. این فرآیند از ابتدای انقلاب وجود داشته و بر پایه مشارکت عمومی و تشخیص کارشناسی بنا شده است.
▫️در هر جامعهای، افراد مختلف استعدادهای متفاوتی دارند؛ اما خبرگان منتخب مردم، توانایی آن را دارند که از میان افراد واجد صلاحیت، کسی را که پاکدستی، تقوا، توان مدیریتی، سابقه اجتماعی و علمی برجسته و شواهد قوی از توان رهبری دارد تشخیص دهند. این ویژگیها معمولاً در جامعه فقهی و علمی و در میان مردم، سابقهدار، شناختهشده و قابل ارزیابی است.
▫️همانطور که هر صنف و حرفهای میتواند نماینده متخصص خود را تعیین کند، انتخاب خبرگان توسط مردم نیز یک فرایند عقلی، منطقی و پذیرفتهشده است. شک و تردیدهای احتمالی در مورد جزئیات، اصل این سازوکار را باطل نمیکند؛ زیرا بهترین تصمیم هر زمان، بر پایه دیدگاه کارشناسان همان زمان گرفته میشود و اگر خلاف آن بود، خودِ کارشناسان زمانه آن را رد میکردند.
▫️این بحث به نظر کاملاً روشن است و هر انسان اهل اندیشه آن را تأیید میکند.
▫️از سوی دیگر، این واقعیت نیز بدیهی است که:
▫️ممکن است کسی ولایت و توان بالقوه هدایت داشته باشد، اما ولی بالفعل و رهبر جامعه نشود.
▫️ممکن است فردی مقبولیت و محبوبیت مردمی داشته باشد، اما توان رهبری مناسب نداشته باشد.
▫️و برعکس، ممکن است کسی توان رهبری بالایی داشته باشد اما محبوبیت گسترده نداشته باشد.
▫️اما وقتی فردی هم توان رهبری را دارد و هم مقبولیت و محبوبیت و هم اعتراف دوست و دشمن به تدبیر، شجاعت و مدیریت او وجود دارد، دیگر جای انکار و تردید جدی باقی نمیماند.
▫️«تدبیر، تعقل و توانایی» افراد در هر زمان، خود بهترین نشانه انتخاب صحیح است.
▫️البته روشن است که در شرایط خاص یا حالت تقیه، ممکن است فرآیندها شکل متفاوتی پیدا کنند؛ اما اصل «تشخیص شایستهترین فرد» حفظ میشود.
▫️تجربه حزبالله لبنان نیز نشان میدهد نقش امام و رهبر در هدایت جامعه، انسجام امت و مدیریت بحرانها کاملاً حیاتی است. داشتن یک اتاق فکر و رهبری که پشتوانهای از تجربه اخلاقی، سیاسی، اعتقادی و تاریخی دارد، برای حفظ و پیشرفت جامعه امری کاملاً ضروری و پذیرفتهشده است؛ حداقل برای هر کسی که تجربه تحولات اجتماعی را مطالعه کرده باشد.
#قسمت_دوم
#عصمت_رهبری
@slamLifeStyles
📌نقش مردم در انتخاب ریاستجمهوری و پیوند آن با سازوکار رهبری
▫️برای تکمیل بحث رهبری، باید توجه داشت که نقش مردم در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی تنها به انتخاب خبرگان محدود نیست. مردم در سطحی کاملاً مستقل و گسترده، رئیسجمهور را نیز انتخاب میکنند؛ کسی که بالاترین مقام اجرایی کشور و مسئول اداره دولت است.
▫️این نقشآفرینی عمومی، یکی از ستونهای مردمسالاری دینی است و نشان میدهد که اراده مردم در اداره کشور، حضور مستمر و تعیینکننده دارد.
▫️انتخاب رئیسجمهور از سوی مردم دارای کارکردهای مهمی است:
▫️مردم اداره اجرایی کشور را بهطور مستقیم تعیین میکنند.
▫️برخلاف رهبری که گزینش آن نیازمند معیارهای علمی و فقهی پیچیده است، اداره اقتصادی، اجتماعی و اجرایی کشور توسط مدیران اجرایی انجام میشود و مردم میتوانند براساس تجربه، عملکرد و برنامهها در این انتخاب مشارکت مستقیم داشته باشند.
▫️توازن کارشناسی و مردمی شکل میگیرد.
▫️در انتخاب رهبری، نقش مردم «انتخاب مسیر تشخیص» است (انتخاب خبرگان)، اما در انتخاب رئیسجمهور، مردم «مستقیماً اداره کشور» را به فردی واگذار میکنند.
▫️این ترکیب موجب میشود مدل حکومت نه تکنوکرات صرف باشد، نه پوپولیستی.
▫️رئیسجمهور مجری سیاستهای کلان است، نه رقیب رهبری.
▫️سیاستهای کلان براساس خرد جمعی و ساختارهای مشورتی تعیین میشود (مجمع تشخیص، شورای عالی امنیت ملی، دولت، مجلس)، و رئیسجمهور این سیاستها را اجرا میکند.
▫️پس مشارکت مستقیم مردم در انتخاب رئیسجمهور، مشارکت مستقیم در اداره امور روزمره و پیشبرد برنامههای اجرایی کشور است.
▫️تقویت اعتماد عمومی و احساس مالکیت مردم بر کشور
▫️وقتی مردم هم رئیسجمهور را انتخاب میکنند و هم خبرگان را، احساس میکنند که در هر دو سطح—سطح اجرای امور و سطح نظارت کلان—نقش دارند.
▫️به این ترتیب، مردم در سه سطح مشارکت قاطع دارند:
▫️انتخاب خبرگان → تعیین مسیر تشخیص رهبر
▫️انتخاب رئیسجمهور → تعیین مدیر اجرایی کشور
▫️انتخاب مجلس → قانونگذاری و نظارت مستقیم
▫️این سه سطح، ساختار جمهوری اسلامی را تبدیل به یک ترکیب متوازن از رأی مردم + تخصص کارشناسی + معیارهای دینی میکند؛ ترکیبی که نه در حکومتهای صرفاً انتخاباتی وجود دارد و نه در حکومتهای صرفاً انتصابی.
#قسمت_سوم
#عصمت_رهبری
@slamLifeStyles