eitaa logo
تنها مسیر بندگی
114 دنبال‌کننده
25 عکس
1 ویدیو
13 فایل
حجت الاسلام حسینی مربی دوره مطالعات آثار شهید مطهری ره rasajir@iran.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 عبور از جدل‌های سطحی و ورود به نقدهای عمیق‌تر گفتمانی ▫️مسئله اساسی آن است که به‌جای نقد گفتمان‌های باطل، نقد شخصیت‌ها در دستور کار قرار گرفته؛ رویکردی که نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه عملاً بازتولید همان سیاست‌ها را ممکن می‌سازد. تجربه نشان داده است که با جابه‌جایی افراد، مادامی که گفتمان حاکم تغییر نکند، سیاست‌ها نیز ــ چه در پوشش اصلاح‌طلبی و چه اصول‌گرایی ــ استمرار می‌یابند. ▫️از این‌رو، نباید سطح گفتمان عمومی را تنزل داد. مخاطب باید تقویت شود، نه هدایت دستوری. جامعه‌ای که به بلوغ تحلیلی برسد، نیازی به نسخه‌پیچی انتخاباتی نخواهد داشت. ورود مستقیم به توصیه‌های صریح درباره «رأی دادن یا ندادن»، بدون اقناع گفتمانی، در نهایت به تضعیف اعتبار فکری کنشگران و حتی کاهش سرمایه اجتماعی جریان‌های فکری منجر می‌شود؛ زیرا با عملکرد ضعیف برخی افراد، هزینه آن توصیه‌ها به پای گفتمان نوشته خواهد شد، نه اشخاص در این چارچوب، انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا یک حلقه مغفول اما بسیار تعیین‌کننده است. برخلاف نگاه حداقلی، شوراها نهادهایی کم‌اهمیت یا صرفاً خدماتی نیستند؛ بلکه از قدرت واقعی در تخصیص منابع، جهت‌دهی به مدیریت شهری و شکل‌دهی به زیست روزمره مردم برخوردارند. در بسیاری از شهرها، بودجه و دامنه نفوذ شوراها و شهرداری‌ها از اعتبارات استانداری‌ها پیشی می‌گیرد و همین امر، شوراها را به یکی از کانون‌های اصلی قدرت محلی تبدیل کرده است. در این میدان، جریان اصلاح‌طلب با حضور سازمان‌یافته، وعده‌های جذاب و بهره‌گیری گسترده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی خارجی توانسته است افکار عمومی محلی را تحت تأثیر قرار دهد؛ به‌ویژه آنکه هم‌سویی نسبی دولت مستقر با این جریان، به تقویت روایت‌های رسانه‌ای آنان کمک کرده است. این مجموعه، عملاً به‌مثابه یک «جعبه‌ابزار رسانه‌ای پرقدرت» در خدمت تثبیت نفوذ در شوراها عمل می‌کند. در مقابل، جبهه انقلابی و جبهه حق نه‌تنها از این عرصه غفلت کرده‌اند، بلکه در سطحی عمیق‌تر، کادرسازی هدفمند و تربیت نیروی متخصص برای مدیریت شهری را نیز به‌درستی دنبال نکرده‌اند. نتیجه آن شده است که بخشی مهم از قدرت، بودجه و امکان اثرگذاری اجتماعی، بدون رقابت جدی، واگذار شده است. بارها رهبر معظم انقلاب بر گفتمان‌سازی تأکید داشته‌اند؛ زیرا گفتمان‌سازی، برخلاف کنش‌های مقطعی و انتخاباتی، قادر است قشر خاکستری و حتی بخشی از مخالفان را درگیر کند. شوراها دقیقاً یکی از عینی‌ترین میدان‌های تحقق این رویکرد هستند؛ جایی که گفتمان عدالت، کارآمدی، شفافیت و حل مسائل معیشتی مردم می‌تواند از سطح شعار به تجربه زیسته شهری تبدیل شود. با تمرکز بر گفتمان‌سازی در این سطح، نه‌تنها اتهام حزب‌گرایی و جناح‌بندی کمرنگ می‌شود، بلکه جریان انقلابی از افتادن در زمین احزابی که به‌دلیل ضعف‌های گفتمانی و عملکردی برخی چهره‌ها، خود به مانع تحقق مطالبات مردم بدل شده‌اند نیز مصون می‌ماند. در نهایت، مسئله شوراها یک موضوع فرعی یا تاکتیکی نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد کلان حکمرانی مردمی و حل مسئله‌محور است. هر گفتمانی که نتواند در سطح شهر و محله، پاسخ عملی به مسائل واقعی مردم بدهد، دیر یا زود سرمایه اجتماعی خود را از دست خواهد داد. @slamLifeStyles
📌گفتمان‌سازی، حکمرانی محلی و نقش محله‌محوری در مقبولیت مردمی ▫️در تحلیل تحولات سیاسی و اجتماعی، نخست باید بر یک اصل بنیادین تأکید کرد: بخشی از ادعاهای رایج در فضای رسانه‌ای، فاقد منبع معتبر و قابل استناد بوده و بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل باشد، در سطح ادعاهای جهت‌دار رسانه‌ای باقی مانده است. همین مسئله ضرورت عبور از واکنش‌های احساسی و ورود به نقد گفتمانیِ عمیق و ساختاری را دوچندان می‌کند. ▫️یکی از خطاهای پرتکرار در کنش سیاسی، جابه‌جایی نقد گفتمان با نقد اشخاص است. تجربه تاریخی نشان داده است که تغییر افراد، بدون تغییر در منطق گفتمانی و سازوکارهای تصمیم‌سازی، به بازتولید همان سیاست‌ها منجر می‌شود؛ خواه این سیاست‌ها در پوشش اصلاح‌طلبی عرضه شوند یا در قالب اصول‌گرایی. ازاین‌رو، تمرکز بر شخصیت‌ها نه‌تنها مسئله‌گشا نیست، بلکه سطح گفت‌وگوی عمومی را نیز تنزل می‌دهد. ▫️گفتمان مؤثر، گفتمانی است که مخاطب را توانمند کند، نه وابسته به توصیه‌های دستوری. جامعه‌ای که به بلوغ تحلیلی برسد، خود قادر به انتخاب خواهد بود. ورود مستقیم به توصیه‌های انتخاباتی، بدون اقناع گفتمانی، در نهایت به تضعیف سرمایه اجتماعی جریان‌های فکری می‌انجامد؛ زیرا ناکارآمدی‌های بعدی، به‌جای آنکه متوجه افراد شود، به حساب گفتمان نوشته می‌شود. ▫️در این چارچوب، حکمرانی محلی و به‌ویژه شوراهای اسلامی شهر و روستا جایگاهی کلیدی دارند. شوراها نهادهایی حاشیه‌ای نیستند؛ بلکه به‌واسطه اختیار در سیاست‌گذاری شهری، تخصیص بودجه و نظارت بر شهرداری‌ها، از قدرت واقعی و اثرگذار برخوردارند. در بسیاری از شهرها، حجم بودجه و دامنه نفوذ شوراها و شهرداری‌ها با اعتبارات استانی قابل مقایسه و حتی در مواردی فراتر از آن است. غفلت از این سطح، به‌معنای واگذاری بخشی از حکمرانی به جریان رقیب است. ▫️جریان اصلاح‌طلب با درک این واقعیت، سرمایه‌گذاری هدفمند بر انتخابات شوراها، وعده‌پردازی رسانه‌ای و بهره‌گیری گسترده از شبکه‌های اجتماعی خارجی را در دستور کار قرار داده و از هم‌سویی نسبی دولت مستقر نیز برای تثبیت روایت خود استفاده کرده است. این در حالی است که جبهه انقلابی، به‌دلیل ضعف در کادرسازی محلی و تربیت مدیران شهری کارآمد، عملاً از این میدان عقب مانده است. ▫️در این میان، به‌عنوان حلقه واسط میان گفتمان و زیست روزمره مردم، اهمیتی راهبردی دارد. محله، کوچک‌ترین و در عین حال مؤثرترین واحد اجتماعی است که در آن اعتماد، سرمایه اجتماعی و مقبولیت مردمی شکل می‌گیرد. هر گفتمانی که نتواند در سطح محله حضور فعال و مسئله‌محور داشته باشد، در سطوح کلان نیز دچار بحران مقبولیت خواهد شد. ▫️ در این منظومه، صرفاً یک نقش آیینی یا عبادی ندارد؛ بلکه می‌تواند به‌عنوان کنشگر اجتماعیِ مرجع، نقش تنظیم‌گر و جهت‌دهنده افکار عمومی محله را ایفا کند. پیوند امام محله با: ▫️مسائل معیشتی مردم، ▫️شبکه‌سازی اجتماعی و اقتصادی محلی، ▫️حل تعارضات خرد، ▫️و پیگیری مطالبات واقعی ساکنان ▫️می‌تواند مسجد و محله را به کانون اعتماد و کنش اجتماعی تبدیل کند. این کارکرد، به‌ویژه در شهرها و روستاها، تأثیر مستقیمی بر شکل‌گیری مقبولیت مردمی و جهت‌دهی به انتخاب‌های اجتماعی و سیاسی دارد. از این منظر، گفتمان‌سازی واقعی زمانی محقق می‌شود که: ▫️از سطح رسانه و بیانیه فراتر رود، ▫️در محله‌ها و شبکه‌های محلی نهادینه شود، ▫️و به حل مسائل عینی اقتصاد مردم، از اشتغال و کسب‌وکارهای خرد تا مدیریت عادلانه خدمات شهری، پیوند بخورد. ▫️بارها رهبر معظم انقلاب بر گفتمان‌سازی تأکید داشته‌اند؛ زیرا گفتمان‌سازی، برخلاف کنش‌های مقطعی، قادر است قشر خاکستری و حتی بخشی از مخالفان را درگیر کند. محله‌محوری و نقش‌آفرینی امام محله، یکی از عملیاتی‌ترین مسیرهای تحقق این راهبرد است؛ مسیری که می‌تواند گفتمان انقلاب را از سطح شعار، به تجربه زیسته مردم در محله، روستا و شهر تبدیل کند. ▫️در نهایت، اگر جبهه انقلابی نتواند پیوندی واقعی میان گفتمان، حکمرانی محلی و معیشت مردم برقرار کند، حتی قوی‌ترین روایت‌های رسانه‌ای نیز قادر به جبران این خلأ نخواهند بود. مقبولیت پایدار، نه در فضای مجازی، بلکه در محله و زندگی روزمره مردم ساخته می‌شود. @slamLifeStyles
📌آیا واقعاً «ایتا» مضرتر از شبکه‌های اجتماعی خارجی است؟ ▫️بازخوانی یک تصور رایج در عصر جنگ شناختی در جهان امروز، شبکه‌های اجتماعی دیگر صرفاً «ابزار ارتباط» نیستند؛ آن‌ها زیرساخت تصمیم‌سازی ذهنی جوامع‌اند. هر قضاوتی درباره مفید یا مضر بودن یک پلتفرم، بدون فهم سازوکارهای فنیِ پشت‌صحنه آن، قضاوتی سطحی خواهد بود. پرسش درست این نیست که «کدام شبکه اجتماعی جذاب‌تر است؟»؛ پرسش درست این است: ▫️کدام شبکه اجتماعی، ذهن کاربر را کمتر دستکاری می‌کند؟ 📌الگوریتم؛ قلب نامرئی قدرت وقتی نمایندگان کنگره آمریکا مدیرعامل تیک‌تاک را بارها و بارها بازخواست کردند، مسئله آن‌ها نه مالیات بود، نه محل ذخیره داده‌ها؛ بلکه یک چیز بود: الگوریتم. الگوریتم یعنی تصمیم‌گیری ماشینی درباره این‌که شما چه چیزی را ببینید، چه زمانی ببینید و چقدر ببینید. در شبکه‌هایی مانند اینستاگرام، توییتر یا تیک‌تاک، کاربر عملاً «انتخاب‌گر محتوا» نیست؛ بلکه انتخاب‌شونده محتواست. هوش مصنوعی، با تحلیل رفتار، توقف نگاه، لایک، کامنت و حتی مکث چند ثانیه‌ای، به‌تدریج سلیقه، حساسیت و حتی قضاوت‌های کاربر را بازطراحی می‌کند. 📌مثال ساده است: نوجوانی را تصور کنید که از ۱۵ تا ۲۰ سالگی، روزانه سه ساعت در اینستاگرام حضور دارد. طی پنج سال، میلیون‌ها تصمیم کوچک درباره آن‌چه باید ببیند، توسط الگوریتم گرفته می‌شود. نتیجه؟ نه فقط تغییر سلیقه، بلکه ساخت تدریجی یک جهان ذهنی محدود؛ جایی که کاربر دائماً با نظرات مشابه خود مواجه می‌شود و به‌اشتباه گمان می‌کند «همه مثل من فکر می‌کنند». این همان حباب شناختی و دوقطبی‌سازی کاذب است؛ پدیده‌ای که حتی سیاستمداران آمریکایی آن را تهدید امنیت ملی می‌دانند. 📌نکته مهم اینجاست: شبکه‌های اجتماعی داخلی مانند ایتا اساساً فاقد الگوریتم‌های پیشنهاددهنده تهاجمی‌اند. کاربر آن‌چه را می‌بیند که دنبال کرده، نه آن‌چه برایش «طراحی شده» تا ببیند. از منظر مهندسی شناخت، این یعنی دخالت کمتر در ذهن کاربر. 📌لشکرهای سایبری؛ وقتی واقعیت شبیه‌سازی می‌شود خطر دوم، حتی از الگوریتم هم عمیق‌تر است: لشکرهای سایبری رباتیک. ▫️در اغلب پلتفرم‌های خارجی، به‌واسطه APIهای باز و زیرساخت‌های فنی، امکان ساخت ده‌ها هزار حساب هوشمند وجود دارد؛ حساب‌هایی که لایک می‌کنند، کامنت می‌گذارند، ترند می‌سازند و «احساس اکثریت بودن» القا می‌کنند. ▫️کاربر عادی، وقتی می‌بیند یک دیدگاه خاص هزاران لایک و حمایت دارد، ناخودآگاه آن را «نظر غالب جامعه» تلقی می‌کند؛ حتی اگر در دنیای واقعی، آن جریان تقریباً وجود خارجی نداشته باشد. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد بسیاری از جریاناتی که در شبکه‌های اجتماعی خارجی پرقدرت به نظر می‌رسیدند، در واقعیت اجتماعی ایران تقریباً هیچ پایگاهی نداشتند. از منظر فنی، چنین لشکرهای رباتیکی در پلتفرم‌هایی مانند ایتا امکان شکل‌گیری ندارند. این تفاوت کوچک به‌ظاهر فنی، در عمل یک تفاوت بزرگ امنیت روانی است. 📌توهم جناحی‌سازی گاهی گفته می‌شود «ایتا متعلق به یک جناح خاص است». اما وقتی یک پلتفرم بیش از ۲۰ میلیون کاربر فعال روزانه (DAU) دارد، نسبت دادن همه آن‌ها به یک جریان سیاسی، نه تحلیل است و نه عقلانیت؛ بلکه ساده‌سازی افراطی واقعیت اجتماعی است. واقعیت این است که ایتا، مثل هر بستر ارتباطی دیگر، بازتاب‌دهنده تنوع جامعه است؛ با این تفاوت که کمتر دست‌کاری می‌شود. 📌داده؛ سوخت جنگ‌های آینده ▫️در جنگ‌های جدید مبتنی بر هوش مصنوعی، دو نوع داده حیاتی‌اند: ▫️کلان‌داده‌های بلندمدت (رفتارها، الگوها، علایق طی سال‌ها) ▫️داده‌های زنده (Real-time) که ارزش آن‌ها فقط در همان لحظه است ▫️شبکه‌های اجتماعی خارجی، به‌ویژه آن‌هایی که مالکیت‌شان در اختیار شرکت‌ها و دولت‌های غربی است، بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان هر دو نوع داده‌اند. در لحظه‌ای که اینترنت جهانی قطع می‌شود، دسترسی به داده زنده قطع می‌شود و ماشین تصمیم‌سازی دشمن کور می‌گردد. این موضوع، صرفاً یک بحث تئوریک نیست؛ در عمل، یکی از عوامل بازدارندگی در بزنگاه‌های حساس بوده است. ▫️با بازگشت اتصال به پلتفرم‌های خارجی، این داده‌ها دوباره به جریان می‌افتند؛ نه داده یک فرد، بلکه داده کل جامعه، اشیا، موقعیت‌ها و رفتارها؛ داده‌هایی که توسط هوش مصنوعی نظامی تحلیل می‌شوند. 👤سادات حسینی (دبیر عربی) ارشد مدیریت فناوری اطلاعات @slamLifeStyles