با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی نگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم.
میدونین چیه؟ من با آدم هایی راحت ترم که ته مونده ی امیدم رو امنگیرن، حس بد تو دلم نریزن،حسادت نکنن و همه اش من رو با بقیه مقایسه نکنن ، آرامش تو انتخاب آدم های درست و همین چیز های کوچیکه 🌟
هدایت شده از غروب خیال؛
احساس میکنم همه دارن بهترین تابستون عمرشونو میگذرونن و من همچنان تو گوشیم و بیکار و تنها
بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم
مبادا خسته شوی،
و بیمِ آن دارم که سکوت کنم
مبادا گمان کنی که دیگر برای قلبم مهم نیستی