هرکس در حد توان و بضاعت خودش داره فرو میپاشه؛ یکی زیر بار قسط، یکی زیر بار تنهایی، یکی زیر بار مسئولیت، یکی هم زیر بار چیزهایی که هیچکس ازش خبر نداره.
هدایت شده از حوالی افکار ؛
این آدمهایی که وقتی باهاشون حرف میزنی از خوشحالی قلبت تند تند میتپه و استرس میگیری از بس ذوق کردی رو دیدی؟ همونا بعدا گند میزنن تو زندگیمون.
یه سکوتی هم هست که مال بعد از شنیدن یه سری از حرفاییه که نباید میشنیدی. ببین حس عجیبیه. بیرونش سکوته ولی از درونت هی صدای شکستن میاد.
تا حالا شده حس کنی که داری از خودت عقب میوفتی؟ نه در مقایسه با دیگرانا، در مقایسه با چیزی که میخواستی باشی.
اگه میبینی برات هر کاری میکنم
دلیل بر این نمیشه من غرور ندارم
من به وقتش خدای غرورم
ولی وقتی یکیو دوس دارم
واسش هرکاری میکنم
حوصله اینو ندارم
اگه چیزی شدو رفت
عذاب وجدان بگیرم
ک چرا غرورم نذاشت کاری کنم :)