یه سکوتی هم هست که مال بعد از شنیدن یه سری از حرفاییه که نباید میشنیدی. ببین حس عجیبیه. بیرونش سکوته ولی از درونت هی صدای شکستن میاد.
تا حالا شده حس کنی که داری از خودت عقب میوفتی؟ نه در مقایسه با دیگرانا، در مقایسه با چیزی که میخواستی باشی.
اگه میبینی برات هر کاری میکنم
دلیل بر این نمیشه من غرور ندارم
من به وقتش خدای غرورم
ولی وقتی یکیو دوس دارم
واسش هرکاری میکنم
حوصله اینو ندارم
اگه چیزی شدو رفت
عذاب وجدان بگیرم
ک چرا غرورم نذاشت کاری کنم :)
وقتی یادم میاد زندگی همین لحظاتیه که داره میگذره دلم میگیره، چون همیشه احساس میکردم قراره چیز خیلی جالبتری باشه.
یک چیزی که هیچوقت قرار نیست برات تکراری بشه ناامیدکننده بودن آدمهاست.
هر بار بهتزده میشی ازش.