سوم: طريقه اختصاصى اسلام است. استدلال اسلام در اين زمينه در پرتو #توحيدخالص صورت می گيرد، زيرا هنگامیكه انسان يقين پيدا كرد كه هستى حقيقى ويژه خداست خواهد دانست كه اوست مالك تمام وجود و هستى و آثار آن و پروردگار كليه جهانيان اوست و ديگران در برابر او مالك نفع و ضرر، مرگ و زندگى نيستند...
در اين حال است كه انسان جز آنچه را خدا بخواهد، اراده نمی كند و جز از آن كه خدا از آن كراهت دارد، متنفر نيست، او اصلًا خودش را مالك چيزى نمىداند تا خود را با آن مشغول كند و در نتيجه دچار عجب و تكبر و يا غم و اندوه و ديگر حالات نفسانى نمیگردد...
🔴 پس «توحيد خالص» درمان هر دردى است و به بركت اين داروى شفا بخش، تمام بيمارىهاى روحى و اخلاقى بدون احتياج به دو روش و طريقه مذكور، برطرف مىشود و فرق روش ويژه اسلام يا دو طريقه ديگر همان ديگر همان فرق «رفع» و «دفع» است. در آن دو روش نخست، كوشش بر اين است كه مرضهاى اخلاقى به توسط ضدشان درمان شوند
مانند بيمارىهاى بدنى، اما در طريقه اسلام طبعاً هر رذيله و صفت مذموم از ريشه برانداخته مىشود و به اصطلاح با به كاربستن تعاليم اخلاقى اسلام، رذائل الخاقى موضوعاً منتفى خواهند بود.
(ترجمه تفسیر المیزان، ج1، ص: 539)
پی نوشت:
این مطلب صرفا تعریضی بر آقای حورایی یا جریان رسانه ای کپسولی کردن معارف اخلاقی نیست.
در محتوای بسیاری از اساتیداخلاق نیز درک مطلب علامه وجود ندارد.
بنده شخصا تنها در آثار اخلاقی حضرت امام (ره) و تابعین ایشان طریقه سوم را یافتم.
〰️〰️〰️〰️
✍️سید مجتبی امین جواهری
ملاحظات و محاکمات
🌐 https://eitaa.com/joinchat/1218904066C99ddcc9bf0