♦️عکسی که ایران را آماده ی انقلاب مشروطه کرد
🔹شاید آن روزی که موسیو نوز بلژیکی، مدیر کل گمرکات ایران برای تمسخر روحانیت عبا و عمامه به تن کرد و با قلیان عکس گرفت و آن را منتشر کرد، در خواب هم نمی دید که تصویرِ او اولین جرقه انقلاب مشروطه در ایران شود.
🔹مظفرالدین شاه برای جلب نظر روس ها و گرفتنِ وام از آن ها، عین الدوله را دوباره صدراعظم خود قرار داد.
🔹روس ها در ازای پرداخت وام، خواستار کاهش تعرفه های کالاهای وارداتی از روسیه به ایران (کمتر از 5 درصد) شدند و موسیو نوز بلژیکی را به عنوان مدیر کل گمرکات ایران معرفی کردند.
🔹عین الدوله شرط روس ها را پذیرفت.
🔹بلژیکی ها به اجناس بازرگانان ایرانی تعرفه های سنگینی تحمیل کردند.
🔹بازرگانان اعتراض کردند.
🔹قیمت قند و بعضی کالاها در بازار تهران افزایش یافت.
🔹عین الدوله به جای دستور به موسیو نوز برای کاهش تعرفه، به بازرگانان برای کاهش قیمت فشار آورد.
🔹بازرگانان سرپیچی کردند و اعتراض خود را به علمای وقت رساندند.
🔹عین الدوله بازرگانان را فلک کرد.
🔹در همان سالها (1284ه.ش) عکسی از موسیو نوز در میهمانی بالماسکه با لباس روحانیت منتشر شد.
🔹آیت الله سید عبدالله بهبهانی به این ماجرا واکنش نشان داد و بازارها برای مدتی تعطیل شد.
🔹این ماجرا در کنار فلک کردن بازرگانان منجر به تحصن اعتراضی علما و روحانیون در حرم عبدالعظیم شد. (مهاجرت صغری)
🔹آیت الله سید محمد طباطبایی که ارتباط عمیق تری با آیت الله بهبهانی برقرار کرده بود، توانست شروط بازگشت علما را بیش از برکناری موسیو نوز قرار دهد.
🔹علما متفق شدند که تأسیس عدالتخانه و برکناری عین الدوله نیز در شمار شروط تحصن قرار گیرد.
🔹خشونت کارگزاران دولتی علیه متحصنین و مردم و کشته شدن یک طلبه به نام سید عبدالحمید ....
🔹نهضت مشروطه آغاز شد...
✅ داستان مشروطه ادامه دارد. این چند خط قسمت اول بود.
#ملاحظه
#محاکمه
#مشروطه
🔰ملاحظات و محاکمات (دستنوشته های سید مجتبی جواهری)
💠 @sm_javaheri
♦️انسان در تولید انبوه
🔸هر چه پیش می رود انسان ها بیشتر شبیه یکدیگر می شوند. افراد ویژگی های منحصر به فرد خود را از دست می دهند و به جای این که مدل مخصوص به خود را بازسازی کنند، مدل های مختلف را انتخاب می کنند. مدل هایی که از قبل طراحی شده و ما مجبور به انتخاب یکی از آن ها هستیم. خوشحالیم که انتخاب می کنیم ولی حواسمان نیست که ساختن از انتخاب کردن با ارزش تر است.
🔸به نوع استفاده ما از شبکه های اجتماعی دقت کنید، قدرت انتخاب پیدا می کنیم که چه پیامی را منتشر کنیم،ولی پیامی که از قبل توسط دیگران تولید شده. فلسفه "فوروارد" کردن پیام ها دقیقا همین است.
🔸گاهی یک پیام به همه ی ابعاد دغدغه های ما اشاره نمی کند ولی چون مورد تأیید اجمالی ماست آن را در صفحه شخصی منتشر می کنیم. در مرور زمان آن ظرائف و دغدغه های شخصی ما به فراموشی سپرده می شود. چون آن قسمتی که مدلِ از پیش تعریف شده داشت، پر رنگ شد در حالی که سلیقه شخصی ما بروز نکرد و در سکوت باقی ماند.
🔸تفاوت وبلاگ نویسی با فوروارد کردن پیام ها در گروه های مختلف گوشی های هوشمند دقیقا در همین نکته است. در وبلاگ نویسی تک تک الفاظ و جملات توسط ذهن نویسنده ساخته و ترکیب بندی می شد و خب طبیعی است که نویسنده پاسخگوی تک تک کلمات و جملات متن خود خواهد بود. ولی "فوروارد" کردن پیام، معنای دو گانه ای دارد. پخش کننده آن را انتخاب کرده ولی پاسخگوی متنی که انتخاب کرده نیست چون آن را دیگری نوشته. مخاطب هم توقع پاسخگویی و تعهد در #فوروارد ندارد.
🔸در مرور زمان سخن، کلام و نوشته اعتبار خود را از دست می دهد و معانی الفاظ به تبع کانتکس ضعیفشان، بی اثر و نخ نما می شوند. زمانی که "نطق" بی اعتبار شد، انسان هم بی منطق می شود. انسان بی منطق دیگر ناطق نیست و این سرانجامی جز حیوانیت نخواهد داشت.
#ملاحظه
#محاکمه
#سواد_رسانه_ای
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
🔰ملاحظات و محاکمات (دستنوشته های سید مجتبی جواهری)
💠 @sm_javaheri