زندگینامه #بیبی_رابعه_عدویه تاج الرجال
قسمت دوم :
سفیان ثوری، هم عصر رابعه بوده و به مقام و منزلت والای او معترف است. وی به زیارت رابعه رفته و لحظه های حضور در محضر او را غنیمت می شمرد و مشكلاتی را كه در حقایق عرفان با آن مواجه بود از وی می پرسید. رابعه نیز با علم به دقایق عرفانی در حل آنها سعی بلیغی به كار می بست.
نقل است كه روزی سفیان به رابعه گفت: «درجه ایمان و اعتقاد خود را به حضرت حق ـ جلّ و علا ـ برای من بیان كن» رابعه گفت: «من خدا را به شوق بهشت و خوف جهنّم نمی پرستم، بلكه از كمال عشق به آن حضرت و برای ادای شرایط عبودیّت عبادت می كنم».
رابعه عدویه با توجه به اقداماتی كه كرده و تحوّلاتی كه درعرفان به عمل آورده مورد عنایت و اهتمام خاص و عام بوده است و بزرگان عرفان او را درعصر خود حجّت می دانسته اند.
در مقام رابعه همین بس كه او به خاطر نگریستن به غیر خدا مورد غضب الهی قرار می گیرد. چه عارف كامل كسی است كه جز خدا نبیند، نه اینكه ببیند و چشم از او بازدارد. نقل است كه رابعه روزی بیمار شد، سبب بیماری پرسیدند، گفت: «نظرت الی الجنّة، فأدّبنی ربی»؛ «در سحرگاه دل ما به بهشت میلی كرد، دوست ما با ما عتاب كرد این بیماری از آن است».
در مقام عرفانی این زن بس كه، در تعریف صداقت و راستی بگوید كه «راستی آن است كه بر عتاب مولا شاكر باشد».
رابعه به جهت مزیّتی كه در كمالات انسانی و فضایل نفسانی داشته و عموم راهیان و سالكان طریقت بر این مدعا صحه نهاده اند، نسبت به بسیاری از مردان عصر خود برتری داشته است و از این جهت او را تاج الرجال (تاج مردان) لقب داده اند. به طور كلی درباره رابعه باید گفت كه او در زهد و تقوی در عصر خود و حتّی در تاریخ (به ویژه در میان زنان) بی بدیل ضرب المثل و مجسمه تقوی به حساب می آمد.
از آنجا كه عارفان، خدا را فقط برای خدا می خواهند، دعاهایشان نیز در همین راستا معنی پیدا می كند. رابعه با توجه به این مبنا می گفت: «الهی ما را از دنیا هر چه قسمت كرده ای به دشمنان خود ده و هر چه از آخرت قسمت كرده ای به دوستان خود ده كه مرا تو بسی».
مرگ از دیدگاه عارفان وسیله ای جهت رسیدن به لقای پروردگار و چشم در چشم او دوختن و به وصل او رسیدن است. رابعه نیز مانند سایر عارفان به مرگ چنین می نگریست و به سان مولوی از شنیدن ندای مرگ سرمست می شد و ندای «اقتلونی» سر می داد؛ چه زندگی خود را در مرگ می یافت؛ چون زندگی، زیستن در جدایی و مرگ، زیستن با دوست است.
اقتـلونـی اقتـلونـی یــــــا ثــقــــات
ان فـی قتـلی حـــیاتـاً فـی حـیــات
زندگی بی دوست جان فرسودن است
مرگ حاضر غایب از حق بودن است
بالاخره رابعه در سال 185 هـ . ق(و به قولی دیگر در سال 135هـ . ق) وفات كرد و در بیت المقدس مدفون گشت که مزار وی زیارتگاه اهل سیر و سلوك و عرفان گشت
نقل داستان در کانال « پژواک... » 👇👇👇
@smajidi_ir
#افتخار_ما_همراهی_شماست