#شعر_منتخب_جلسه_نقد
حلقه ادبی فرات
مجال دیدن خورشید؛شب میسر نیست
چنان که رویت تو تا ابد مقدر نیست
چگونه از تو بگویم؟ همیشه می مانم
که شعر پیش تو جز واژه های ابتر نیست
چه خانه ای که محل ِ نزول آیات است
مکان آمدن وحی که محقّر نیست
نسیم وار سزایش همیشه در به دری ست
کسی که بر سر و رویش غبار این در نیست
چه بوسه ها که پیمبر به دست تو میزد
چه بوسه ای و چه دستی شگفت آور نیست
تو ماورای تصور ؛ تو سرّ لولاکی
که شان قدسی تو با کسی برابر نیست
به رغم آن همه غم فکر این و آن بودی
چرا که هیچکسی از تو مهربانتر نیست
چه روضه ای بشود خانه ی علی وقتی
که بچه ها همه هستند -آه- مادر نیست
#محمدحسن_بیات_لو