eitaa logo
• سیدمجتبی علمدار•
22 دنبال‌کننده
10 عکس
3 ویدیو
0 فایل
شهید شیمیایی آسیدمجتبی علمدار ولادت: 11دی ماه 1345 شهادت: 11دی ماه 1375 مزار مطهر: ساری ارتباط با خادم الشهید: @admin_shahiiid
مشاهده در ایتا
دانلود
• پادکست«فاطمه ات» 👇
فاطمه ات.. .mp3
زمان: حجم: 3.6M
این من هستم.فاطمه ی شما.این را زمانی که در تنگنای حوادث گیر می افتم میگویم.مگر نه اینکه شما پدر ما هستید؟فاطمه ی شما زمانی که به گریه می افتد یاد گریه های شما می افتد و گریه هایش را از صورتش پاک میکند تا مبادا شما به گریه بیفتید.فاطمه ی شما زمانی که حرف هایی میشنود که درد اور است به طریقی از زیر بار ان حرف ها بیرون میرود تا قلبش اغشته به ناراحتی ها و کینه های دنیا نشود.فاطمه ات را نگاه کن.این دنیا را چگونه پس بزنم تا من را الوده به خودش نکند؟میدانی من دستو پا زدن دنیا و مافیهایش را دیده ام و چشیده ام زمانی که تماام تلاشش را میکند تا در بند بکشد قلب ها را.قلب ها تیکه ای خدا پیش ماست و تنها راه ارتباطی ما با خدا.و این را شاید ما درک نکنیم اما دنیا و شیطان و مشتقات اینها خوب میدانند.فاطمه ات قلبی دارد که میدانم درو دیوارش لایق تو نیست و حس و حالش سبک چون نور نیست اما..اما همین قلب را گرفتم میان سینه ام تا رهزنی ان را نبیند و نبرد.از بین خار های دنیا پنهانش کرده ام.درب قلبم را چنان نگهبانی میدهم که گاهی از حد ش میگذرد .من دیگر توان ندارم.فاطمه ات دارد کم می اورد میان این دنیا.دردها انقدر هجوم می اورند که گاهی می خواهم فریاد بکشم و بگویم بس است.فقط کسی با من حرف بزند که میخواهد در قلبم چراغی روشن کند.فاطمه ات منتظر است..منتظر دنیایی که با امام ش میتوانددیدار کند..منتظر تو.. https://eitaa.com/smojtabaalamdar
. نگاه شهید به روحانیت 🌱 https://eitaa.com/smojtabaalamdar
• میدانی سید؟ سر به کدام دشت یا بیابان بگذارم و اشک هایم را کجا به خاک بسپارم تا کمی بتوانم از زیر آوارهای دنیا، قد راست کنم و پایم را محکم بر زمین بکوبم میدانی سید؟ بسیاری از حرف هارا نمیدانم کجا بگویم، تا کمی بار از قلبم سبک کنم.. گاهی پیش خدا، گاهی در حرم، گاهی.. من از دیدن درد خرسندم و از کشیدن درد ناراحت.کاش میشد با دردها دست دوستی داد تا درد کشیدنی نباشد. خسته از درد نیستم، اما از حس ها خسته ام.. کاش قلبی از پولاد و جوارحی از سنگ داشتم تا درد را حس نمیکردم و استوار زیر بارش نیزه های دنیا می ایستادم سعید.. سعیدبن عبدالله.. همیشه به ایستادگی اش زیر بارش نیزه ی دشمن، نگاه میکنم. ذره ای اگر خم میشد تیر به ابی عبدالله اصابت میکرد. میدانی سید میترسم.. از خم شدنم میترسم نمیدانم تا به حال چند تیر ب جانم نشسته اما میترسم.. من میخواهم ایستاده باشم، اما نمیدانم راهش چیست.. https://eitaa.com/smojtabaalamdar
• باید کسی باشد که وقتی صدایش میزنم طوری جوابم را دهد که همه ی همه ی همه ی مرا غرق نور کند.. من این طلب ها را گذاشته ام تا جایی در زمانی و بُعدی از خودت بخواهم میدانی سید من هم سنو سال دخترت سیده زهرایم گاهی تو را بابا صدا کنم بد نیست.. https://eitaa.com/smojtabaalamdar
فاطمه ات.mp3
زمان: حجم: 4M
• یه نویز گیری و یه زمینه ی دیگه گاهی عوض میکنه حال و هوای یه نریشن رو..
هدایت شده از حاسبو قبل از اینکه دیر بشه📆
• امیر میفرمان: لایمکن الفرار من حکومتک.. من که حال هم جز تو پناهی ندارم من که حتی الان هم اکر اشتباهی کنم بعدش با حال زار پیش تو می ایم من اصلا چه توانی و چه پایی دارم که بخواهم فرار کنم؟ اصلا فرار را کسی میکند که امید دارد جایی برود که ان جا دست کسی به جان و روحش نمیرسد.. درست است؟ تو بگو من کجا میتوانم فرار کنم؟ دقیقا کجاست انجایی که تو نباشی من ناتوان و فقیر و ضعیف چگونه از تو فرار کنم؟ خدایا بی رودربایسی بگم؟ خدایا با کسی که جز خودت پناه و امنیتی ندارد میخواهی چه کنی؟ به کسی که خودش با پای خودش به سمت تو می اید به کسی که دارد اقرار میکند که غیر تو کسی را ندارد به کسی که دستش را به سمت تو دراز میکند به این ادم چه میخواهی خورده بگیری؟ میخواهی بگویی با کدام داشته و توانش جلوی تو بایستد؟ میخواهی نگذاری جلوی تو التماس کند که او را ببخشی؟ میخواهی دهانش را مهر کنی؟ میترسی بگوید خدایا من امید به بخشش تو دارم؟ تو میخواهی با ما چه کنی؟ چیزی افریده ای که سرتا سر وجودش، ذره ذره اش معلول توست.. ذره ذره اش فقر است اخر چگونه میخواهی از ما حساب بکشی و اتش جهنم را حلالمان کنی.. هیهات
ادم باید اون دنیا درجه ی بالایی داشته باشه https://eitaa.com/smojtabaalamdar