شهید علی لاریجانی
✍️عباس حیدری پور
📌امروز که خبر ترور و احتمال شهادت دکتر علی لاریجانی را شنیدم همانند بسیاری از دوستان غمی سنگین بر دلم نشست. من ایشان را نه از نزدیک دیده بودم و نه ارتباطی با خودشان و اطرافیانشان داشتم. من هم از قاب تلویزیون و خبر مثل بسیاری از ایرانیان دیگر شاهد زندگی و زحمات او بودم.
🌿انکار نمیکنم که گاه به او نقد داشتم و از دستش مانند برخی سیاسیون دیگر ناراحت میشدم اما برای شخصیتش احترام قائل بودم. بزرگمنش بود نه فقط چون بزرگزاده بود یا میرِ داماد بود؛ صاحب وزانت علمی و منطقی بود. قوت سیاسی و ثبات قدمش در انجام مأموریتهایش ستودنی بود. قوت منطق و استدلالش در بسیاری از مواقع یاریگر انقلاب و جمهوری اسلامی بود. گفتوگوهایش با مقامات اروپایی و ترسیم یک نقشه راه برای حل مسائل با آژانس بینالمللی هستهای در آن دوران را هنوز از یاد نبردهام. درواقع قوت کلمه و منطق او بود که به الگویی برای حل برخی مسائل منجر شد.
🌿وقتی در روند برگزاری ریاست جمهوری تأیید صلاحیت نشد، بازی و نظم کشور را برهم نزد، برخلاف دیگرانی که در موارد مشابه چنین کردند و حتی با این کار ضربههایی گران بر اعتبار کشور و روند پیشرفت وارد آوردند و دل ولیشان را آزرده ساختند.
🌿او ولیاش را احترام نهاد و ارجمند داشت. رهبرمان او را و خاندانش را ستود و حتی نوعی عتاب به مرجع رد صلاحیت داشت. او این احترام را پاس داشت و چون گوهری حفظ کرد. این خویشتنداری و قدرشناسی از رهبرش، رشدی شد برای او که در وقت حادثه بتواند بار سنگین و پرچمی محوری را از دست ولی الهیاش دریافت کند و در کانونی بسیار مهم یعنی دبیری شورای عالی امنیت ملی و در وقتی بسیار حساس ایفای نقش کند.
✨اینبار وقتی که وظیفۀ جدید را آغاز کرد نوشت: «رب قد آتیتنی من الملک...فاطر السماوات و الارض أنت ولیی فی الدنیا و الآخره توفنی مسلماً و الحقنی بالصالحین»
✨از جلوههای سفرش به لبنان و گفتوگو با کارگزاران غربگرای لبنان پساسیدحسن با آن لبخند و وقار و اِشراف که بگذریم، زیباترین چهره او حضور مقتدر و متینش برای تبیین در آغازینروزهای جنگ دوازدهروزه بود. زبان گویایش صرفاً با محاکات روند حوادث به نقل از منابع خبری خارجی، شعبدهای از تبیین با واضحترین واقعیات بود. صلابت و شفافیت و منطق همه با هم توأم شده بود. جالبتر، لباسی بود که به تن داشت؛ کتوشلواری در کار نبود؛ لباسش لباسی بود که بیشتر به لباس یک مجاهد و رزمنده آماده رزم میمانست.
✨در جنگ اخیر هم چنین بود. بیتکلف و بیپیرایه و سبکبال چون چریکی حاضر در میدان رزم سیاست و طراحی. وقتی برای معرفی مکانش جایزه ده میلیون دلاری تعیین کردند نوشت: قال الامام الحسین علیه السلام: «انی لا أری الموت الا سعاده، و لا الحیاهَ مع الظالمین ألا برما».
با شهادتش صدق طلب نخست و مدعای پایانیاش را با هم امضاء کرد.
⚡️او مزد قدرشناسی از ولی و رهبرش و ادب و احترام نسبت به او را با جایزه شیرین شهادت و پیوستنش به سلف صالح و مجاهدان راه خدا دریافت کرد. گوارایش باد این شهادت. راستش به او غبطه خوردم و او را بدین افتخار ستودم و در غم از دست دادنش برای کشورمان غمگین شدم. باشد که خداوند اجر صبر ما بر این قربانیان عزیز راه انقلابمان را نصری عزیز و قریب قرار دهد و ما را به شهدایمان ملحق سازد.
@abbas_heidaripour
✅ تایمز: نباید لاریجانی را حذف میکردیم اگر رئیس جمهور آمریکا خواهان پایان سریع درگیری بود
لاریجانی میتوانست کسی باشد که برای مذاکرات مناسب باشد؛ اما ممکن است کسی سرسخت تر جایگزین او شود
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ دوست و برادر عزیر ما؛ با ایشان دوستیم، با ایشان برادریم، رفیقیم...
برای من رفتن آقای لاریجانی فینفسه یک خسارته، واقعا شخصیت ایشون، دوست و برادر عزیز ما...با ایشون دوستیم، با ایشون برادریم، با ایشون رفیقیم. به هر حال این یک کمبود هست برای ما، اما لکنخب دیگه حالا، جریان کار اینجوریست. امیدواریم میدان برای تازه نفسترها و کسانی که آمادگی دارند تو این میدان کاری وارد بشوند، باز باشه – حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی خامنهای
✅ @BisimchiMedia
انچه که غم انگیز است شهادت دکتر لاریجانی نیست چون شهادت زیبنده این سیاستمدار بوده وغیر ازاین مصیبت بوده است
غم جانکاه اینجا است دراین سال ها سوپر انقلابی ها ،افراطیون چقدر زحمت کشیدند اورا بابرچسب هایی ازگردونه نظام خارج کنند واو بود بی اعتنا به این هیاهو ها درکنار نظام ورهبری ماندند وسرانجام با مقتدایش محشور شدند باید غصه خوررد برای بد اخلاقی های مشتی افراطی که استاد خراب کردن چهره های موجه جامعه اند
.
ترور مسئولان در دوران نورسی و دوران تنومندی انقلاب اسلامی
✍ سیداحمد غفاری قرهباغی
ابتدای انقلاب اسلامی، همزمان شد با ترور نیروهای تأثیرگذار در جریانبخشی و ساختار سازی و نظریهپردازی برای اضلاع مختلف انقلاب اسلامی
شهید مطهری و شهید مفتح، که هر دو از نظریه پردازان انقلاب اسلامی بودند، دو شهید سال ۵۸ هستند که به فاصله چندماه به شهادت رسیدند
شهید رجایی رییس جمهور و شهید باهنر نخستوزیر با فاصله دوماه بعد از ترور شهید بهشتی و ۷۲ نفر از مسئولان دولتی و قضایی و مجلسی، همگی در سال ۱۳۶۰ شهید شدند
همچنین، این ترورها همزمان بود با دفاع مقدس ۸ ساله، که هر روز از جبههها شهید میآوردند و تشییع شهدا به یکی از کارهای روزانه مردم تبدیل شده بود
در آن ایام، جمهوری اسلامی نهال نورسی بود که هنوز ریشههایش به قوت امروز نبود و ساختارش تازه در حال شکلگیری بود و به هیچ عنوان به جمهوری اسلامی امروز، از جهت استحکام و قدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی، شباهتی نداشت. ولی کشور به برکت همین خونهای پاک و به برکت حضور مومنانه و باشکوه مردم در میدان حفظ شد.
پس در مورد شهادتها نگران نباشیم حتی به اندازه یک سر سوزن؛ در این شهادتها برکاتی است که بعدها متوجه خواهیم شد
بعونالله جمهوری اسلامی در دوران استحکام ریشههای خود است
و خدا را شکر! ایران توسط مسئولینی اداره میشده که لایق شهادت بودند
به زودی کار به دست جوانانی خواهد بود که هیچکس حسابشان هم نمیکرد؛ سرعت اوجگیری انقلاب به قدری بالا خواهد رفت که تاریخ مبهوت بماند
در نزدیکی قله، انشاءالله تقویت مجدد میشویم با مدیران جوان و رشید
اینجا است که باید یکبار دیگر، به این سخن گوهربار امیرالمؤمنین علیهالسلام نظر افکنیم. در حکمت ۸۴ نهجالبلاغه آمده است که یکی از فرماندهان امیرالمؤمنین علیهالسلام به حضرت یادداشت کوتاهی فرستاد که اکثر یارانم به شهادت رسیدند. حضرت در حاشیهی نامهاش با این جملهی کوتاه به او آرامش دادند:
«بَقِيَّةُ اَلسَّيْفِ أنمی عَدَداً وَ أَكْثَرُ وَلَداً
بافیماندهٔ از یاران شهید، پرتعدادتر و رویندهتر هستند»
🇮🇷 @ghafari_ir
-274129149_-546313661.pdf
حجم:
4.5M
.
🔷 راهنمای کودک و نوجوان در بحران جنگ
🖌دکتر مسعود جان بزرگی
دکتر علی لاریجانیسخنرانی علی لاریجانی 1.mp3
زمان:
حجم:
4M
🎙 غرب و ایران مستقلّ مقتدر
👤 دکتر شهید علی لاریجانی
➖ بخش اول
00:00 | شعارِ صلح از طریق قدرت
01:40 | ایران قدرت بزرگ باستان
06:20 | اوج قدرت صفویه
10:26 | شروع نفوذ غرب در قاجار
دکتر علی لاریجانیسخنرانی علی لاریجانی 2.mp3
زمان:
حجم:
4M
🎙 غرب و ایران مستقلّ مقتدر
👤 دکتر شهید علی لاریجانی
➖ بخش دوم
00:00 | پهلوی؛ اوج وابستگی و تحقیر ملی
02:47 | انقلاب؛ تنظیمِ رابطهای عقلانی با غرب
07:19 | بهانه هستهای و موشکی؛ صورتِ واقعی استیلاطلبی
08:31 | تبادل یا تهاجم فرهنگی؟ نقدِ تمدنِ مسلط
دکتر علی لاریجانیسخنرانی علی لاریجانی 3.mp3
زمان:
حجم:
4M
🎙 غرب و ایران مستقلّ مقتدر
👤 دکتر شهید علی لاریجانی
➖ بخش سوم
00:00 | غربِ بیمعنا؛ گنجِ فراموششده ایرانی اسلامی
02:32 | استقلال؛ فطرتِ ملت در برابر صلحِ زیر چکمه
04:46 | هرجومرجِ طراحیشده؛ از داعش تا صهیونیسم
06:41 | راهی نیست جز اینکه قوی شویم!
09:14 | هویت ایرانی اسلامی؛ ایستادگی در برابر وحشیگری مدرن
آن روی دیگر آقای لاریجانی
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...»
دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند .
✍️فائضه غفارحدادی
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨پایان امپراطوری آمریکا
امانوئل تاد، تحلیلگر فرانسوی:
▪اگر ایران این ضربه را تاب بیاورد و به اهدافش برسد، در عمل ممکن است پایان امپراطوری آمریکا باشد.
فرض کن (حضرت مهدی) به تو مهمان گردد!!
(ظاهرت) هست چنانی که خجالت نکشی؟
(باطنت) هست پسندیده صاحب نظری؟
(خانه ات) لایق او هست که مهمان گردد؟
(لقمه ات) در خور او هست که نزدش ببری؟
حاضری (گوشی همراه) تورا چک بکند؟
با چنان شرط که در (حافظه) دستی نبری؟
واقفی بر (عمل خویش ) تو بیش از دگران؟
میتوان گفت تورا (شیعه اثنی عشری)؟...
📣 شعرجدید مجید تال با عنوان «ایران فروشی نیست» منتشر شد
اگر عالم شود خونخوار اگر دنیا شود خونریز
اگر شد دشمن ما بدتر از اسکندر و چنگیز
هنوز اما به گوشم می رسد شعری جنون آمیز
صدای غیرت ستارخان می آید از تبریز
نخواهم داد این میراث را دست نمک نشناس
نخواهم رفت زیر بیرقی جز بیرق عباس
به ایرانی سپردم دل که می داند عیارش را
که از نام علی موسی الرضا دارد وقارش را
نه آن ایران که داد از کف هرات و قندهارش را
نه آن ایران که دست دیگران داد اختیارش را
گرفتند از وطن روزی سمرقند و بخارارا
برادر جان هزاران تکه میخواهد جهان مارا
به لطف شیریزدان قامت ما خم نخواهد شد
دگر طوفان حریف شور این پرچم نخواهد شد
حریف ملت ما قدرت عالم نخواهد شد
دگر از خاک اینجا یک وجب هم کم نخواهد شد
ببین رسواشده دشمن زمان پرده پوشی نیست
بگو با مردم دنیا که این ایران فروشی نیست
نمیخواهند باشد بر لب این سرزمین لبخند
همانهایی که میترسند از ایران عزتمند
که آن بی مایگان آرامش مارا نمی خواهند
به سجیل و به فتاح و به خرمشهرمان سوگند
علی باماست موج حادثه مارا نخواهد برد
و ایران پرچم تسلیم را بالا نخواهد برد
@smtmabtahi