❤️#کتاب_قصه_دلبری، یک روایت صاف و ساده و روان است از زبان مرجان خانم، که آقا محمدحسیناش را روایت میکند. روایتی که ما را با آدمی آشنا میکند که دقیقا شبیه ماست؛ میخندد، #عاشق میشود، خیلی وقتها #پول_ندارد، #هیات میرود، #نذریهای روضه را برای مرجان خانم، همراهش میآورد، چشم در چشم #وهابیها روضه میخوانَد و حتی مو میکارد اما مقصود را فراموش نمیکند و آخر سر #شهید میشود!
❤️در کتاب قصه دلبری نه کلمههای قلنبه و سلمبه هست و نه حتی حرفهای عرفانی و آسمانی. تمام سطرها و جملهها، مرور روزهای تلخ و شیرین یک #زندگی است؛ مرور #وصال دو جوان که به دلتنگیای ابدی منتهی میشود؛ به یک دیدارِ به #قیامت؛ به یک خدانگهدار محمدحسین جان! و مرجان خانمی که باید برای #آخرین_دیدار، با پاهایی لرزان به #قبر وارد شود که محبوباش آقا محمدحسین را به #آغوش کشیده.
❤️این کتاب، نه اثری ادبی است و نه روایتی پر فراز و فرود؛ اما #حلاوتی دارد از زندگی پاک مردی آسمانی به نام #شهید_محمدحسین_محمدخانی که چند روزی میهمان زمین بود و دوباره به آسمان برگشت اما با یک یادگاری! یادگاری یک کتاب!
همانطور که به خانماش وصیت کرده بود.
کتابی که آرزو داشت معنای واقعی شهید بودن و #شهید_شدن را نشانمان بدهد؛ معنی دلچسب زندگی؛ کتابی که بیتفاوت از کنارش نخواهید گذشت و تا آخرین سطرش #اشک و #لبخندتان در هم و بر هم خواهد شد برای این قصهی دلکش دلبری.
کتاب های شهدایی را از ما بخواهید👇
http://eitaa.com/joinchat/2469003274Cd50c7fd530