eitaa logo
صبحانه ای با شهدا
4هزار دنبال‌کننده
6.2هزار عکس
5.1هزار ویدیو
4 فایل
🌷سعی‌داریم‌هرروزباهمراهی‌شما ومددشهیدان‌به‌معرفی‌شهدابپردازیم. 📌مجوزاستفاده‌ازمطالب‌کانال 1️⃣ذکرصلوات 2️⃣عدم‌استفاده‌ازلوگودرتصاویروفیلم‌ها، به‌جهت‌نشربیشترمطالب https://t.me/sobhaneh_ba_shohada :تلگرام📲 👤ارتباط‌باادمین: @hosseinzadehfazl
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 ″شهیدی که تکیه امام حسینش مورد قبول ارباب بی کفنش قرار گرفت..″ 🔹 هر سال، محرم که می‌شد، با بچه‌های محل، در پارکینگ خانه شهید ولایتی تکیه‌ای برپا می‌کردیم. ◇ یک سال به خاطر یک‌سری از مشکلات نمی‌خواستیم تکیه را برپا کنیم. ◇ بین جمع رفقا حسین می‌گفت: «هرطور شده باید این سیاهی‌ها نصب بشود. باید این روضه‌ها برقرار باشد.» ◇ حسینی که در خانه‌ی ارباب از جان و دل مایه می‌گذاشت و نمی‌خواست به هیچ شکلی کم بگذارد، وقتی دید کسی همراهیش نمی‌کند به خانه ما آمد، ◇ گفت: «من دلم نمی‌آید امسال تکیه نداشته باشیم.» ◇ سیاهی‌ها و پرچم‌ها را از من گرفت و رفت... آن شب خودش تکیه را برپا کرده بود. تنهای تنها. شب را هم توی تکیه خوابیده بود. ◇ صبح روز بعد سراسیمه و با خوشحالی زنگ خانه‌مان را زد. به او گفتم: «چی شده حسین جان؟!» ◇ گفت: «دیشب بعد از اینکه پرچم‌ها و سیاهی‌ها را نصب کردم همانجا خوابم برد. ◇ توی خواب دیدم امام حسین علیه‌السلام آمده توی پارکینگ خانه‌مان و به من گفت: «احسنت! چه تکیه قشنگی زدی! دستی به سیاهی‌ها کشید و به من خسته نباشید گفت.» ◇ وقتی حسین این جملات را می گفت اشک توی چشمانش حلقه زده بود. می‌دیدم چقدر خوشحال است از اینکه کارش مورد قبول حضرت ارباب واقع شده است. ◇ آن سال تکیه‌مان حس و حال دیگری داشت" ✍ راوی: دوست شهید 🔹️ صبحانه ای با شهدا @sobhaneh_ba_shohada