eitaa logo
صبحانه ای با شهدا
4هزار دنبال‌کننده
6.2هزار عکس
5.1هزار ویدیو
4 فایل
🌷سعی‌داریم‌هرروزباهمراهی‌شما ومددشهیدان‌به‌معرفی‌شهدابپردازیم. 📌مجوزاستفاده‌ازمطالب‌کانال 1️⃣ذکرصلوات 2️⃣عدم‌استفاده‌ازلوگودرتصاویروفیلم‌ها، به‌جهت‌نشربیشترمطالب https://t.me/sobhaneh_ba_shohada :تلگرام📲 👤ارتباط‌باادمین: @hosseinzadehfazl
مشاهده در ایتا
دانلود
8.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نظـری ڪن ، که به جـان آمدم از دلتنگــــی ... گریه‌ی همسر شهید روح الله قربانی هنگام ورود به منزل تو بگو قیمت این لحظه چند...؟! 🔹️ صبحانه ای با شهدا @sobhaneh_ba_shohada
هدایت شده از صبحانه ای با شهدا
📌 محافظ حاج قاسم در خطبه عقد از همسرش طلب دعای شهادت کرد 🔹️ مادر شهید وحید زمانی نیا می گوید: آرزو داشتم پسرم را در لباس دامادی ببینم ولی خداروشکر می‌کنیم که وحیدم عاقبت بخیر شد ...» ◇ وحید زمانی‌نیا تازه‌ دامادی بود که با ۲۷ سال سن، چهار سال در دفاع از حرم شرکت کرد و محافظ حاج قاسم بود. ◇ وحید در زمان جاری شدن خطبه عقد، چون شنیده بود دعا در آن لحظه به استجابت می‌رسد، از همسرش طلب دعای شهادت کرد و چقدر زود دعایش مستجاب شد. ◇ وحید از محافظان حاج قاسم بود ، بی خود نبود که حاجی، وحید را انتخاب کرد. ◇ او از همه نظر نمونه و بسیار به حاج قاسم نزدیک بود و هر جا که حاج قاسم حضور داشت وحید هم همانجا بود. ◇ وحید تازه عقد کرده بود و می‌خواست دست همسرش را بگیرد تا سر زندگی اش برود . ◇ چند روز قبل از شهادت گفته بود که با اجازه حاج قاسم می خواهم به کربلا بروم اما قسمت این بود روی دستان مردم در کنار حاج قاسم کربلایی شود. ◇ شهید وحید زمانی نیا بامداد ۱۳ دی ماه ۱۳۹۸ در حمله بالگردهای آمریکایی در فرودگاه بغداد با ۲۷ سال سن در کنار حاج قاسم سلیمانی"سردار بزرگ ایران و اسلام" پر کشیدو در حرم حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد. 🔹️ شهید وحید زمانی نیا ◇ تاریخ تولد: ۳ / ۴ / ۱۳۷۱ ◇ تاریخ شهادت : ۱۳ / ۱۰ / ۱۳۹۸ ◇ محل تولد: تهران ◇ محل شهادت : فرودگاه بغداد ◇ محل خاکسپاری :شهر ری - حرم حضرت عبدالعظیم حسنی 🔹️ صبحانه ای با شهدا @sobhaneh_ba_shohada 🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
📌 گریه های پیرمردی که اختلال حواس داشت برای شهید سیاهکالی 🔷️ درکوچه ی ما پیرمردی بود که اختلال حواس داشت. همیـشه صنـدلی اش را دم در می گذاشت و می نشست داخل کوچه. ◇ هر وقت حمیـد به این پیر مرد می رسید، خیلی گرم با او سـلام و علیک میکرد.اگر سوار موتور بود، توقف میکرد و بعد از سـلام و احـوال پـرسی، حـرکت میکـرد. 🔸️ یک شب رفته بودیم هیئت. موقع برگشت ساعت از نیمـه شـب گذشتـه بـود و پیـرمرد همچنـان در کوچه نشسته بود. ◇ حمید طبق عادتش خیلی گرم با او سـلام و علیـک کرد. 🔹 وقتـی دور شـدیم، گفتـم: «حمیـد جـان! لازم نیست هر بار به ایشان سلام کنی.او بخاطر اختلال حواس اصلا متوجه نیست.» 🔻 حمید گفت: «عزیـزم! شـاید ایشـان متوجـه نشود؛ امـا من کـه متوجـه می شوم. مطمـئن بـاش یک روزی نتیـجه محبت من به این پیـرمرد را خـواهی دید.» 🌹 بعداز شهـادت حمید وقتی برای همیشه از آن کوچه میرفتیم؛ همان پیرمرد را دیدم که برای فراق حمید به پهنای صورت اشک می ریخت. 🎙 راوی: همسر شهید 📚 کتاب: یـادت باشـد / محمد رسول ملا حسینی 🔹️ صبحانه ای با شهدا @sobhaneh_ba_shohada 🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
صبحانه ای با شهدا
📌 وصیت صادق به همسرش 🔹 صادق وصيت كرده بود كه بعد از شهادتش و در مراسم تشييع سياه نپوشم و سفيد به تن كنم. ◇ می گفت برای تشييع‌كننده‌هايش كه بسيار هم عظيم حضور داشتند لبخند بزنم و قوت قلب‌شان باشم. ◇ در مراسماتش به تأکید می‌گفت: «به جای خرما، شیرینی پخش کنید و سر تشییع کنندگانم نقل بپاشید.» ◇ از من خواستند در جمع گريه نكنم و زينب‌وار بايستم. خواست تا ادامه‌دهنده راهش باشم. خواست تا عاشق ولايت فقيه باشم و بر ارادت و عشقش بر امام خامنه‌ای تأكيد داشت. ◇ صادق هميشه اين شعر را می خواند كه:  «كربلا در كربلا می ماند اگر زينب نبود سّر نی در نينوا می ماند اگر زينب نبود» ◇ صادق می گفت سختی‌های اصلی را شما همسران شهدا می كشيد.» (بدون کمک و همراهی مادر شهید این کارها شدنی نبود) 🔹️ صبحانه ای با شهدا https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
📌 الگو برداری از اخلاق ویژه عرفانی شهید بیضایی 🔹️ یکی از دوستان شهید محمود بیضایی درباره شاخصه های اخلاقی این شهید می گوید: ◇ محمود هیچوقت «التماس دعا» نمی‌گفت، هیچوقت «قبول باشه» نمی‌گفت. ◇ می‌دانستم شهادتش حتمی است برای همین یکی دو باری از او طلب شفاعت کردم اما سکوت کرد و هیچوقت از سر شکسته نفسی نگفت «ما لایق نیستیم» یا «ما را چه به این حرفها» 🔸️ هیچوقت در مورد معنویات حرف نمی‌زد، اهل ادا نبود، تا جائیکه می‌توانست آدم را می‌پیچاند که حرفی از زبانش راجع به معنویات از او پرسیده نشود. ◇ سلوک معنویش بسیار پوشیده بود و از هر حرف یا هر حرکتی که کوچکترین حکایتی از نشان دادن تقوای او در جمع را داشته باشد همیشه پرهیز کرد. ◇ معامله‌ای که با خدا کرده بود را تا آخر برای همه کتمان کرد و زهدی به کسی نفروخت. و بالاخره اینکه شهادت را در آغوش گرفت و رفت! 🔹️ صبحانه ای با شهدا @sobhaneh_ba_shohada 🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
⭕️ "سفارش میکنم به زیارت عاشورا و مداومت بر روضه امام حسین(ع) که در آن برکات فراوانی است وبنده حقیر هر چه دارم از آن دارم و بس..." 🔹 « شهید محمد جاودانی بافکر » در تاریخ ۱۳۶۷/۱۰/۲۴ در مشهد چشم به جهان گشود. ◇ و مزد اخلاص و جهاد خود را در عصر تاسوعا و شب عاشورا، در سن ۲۹ سالگی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ گرفت؛ و بر اثر اصابت موشک کورنت در منطقه دیرالزور به یاران شهیدش پیوست و جاودانه شد . 🌷شادی روح شهید محمد جاودانی صلوات 🔹️ صبحانه ای با شهدا https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
31.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ شعرخوانی شهید مدافع حرم علی بیات همراه همرزمانش در وصف ▪️انتشار به مناسبت ایام شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام [ پیشنهاد می‌کنیم مشاهده شود ] 🔹️ در این فیلم کوتاه شاهد هستیم که شهید بیات به همراه تعدادی از رزمندگان تک تیرانداز مدافع حرم در منطقه کوهستانی حلب سوریه در حال حرکت به سمت استقرار در محور عملیاتی با داعش هستند و همین حال با توسل به امام حسن مجتبی علیه‌السلام شروع به شعر خوانی می کنند. 🩸«شهید مدافع حرم محمدرضا (علی) بیات» ۷ بهمن‌ سال ۱۳۶۵ در تهران به‌ دنیا آمد. ◇ شهید بیات یکی از فرمانده گردان‌های لشکر فاطمیون بود که در ۲۴ فروردین سال ۱۳۹۵ در ارتفاعات «العیس» در حومه «حلب» سوریه به شهادت رسید و پیکرش مفقودالاثر شد. ◇ پیکر مطهر شهید بعد از گذشت ۵ سال از شهادتش، طی عملیات تفحص پیکر مطهر شهدا در سوریه، کشف و هویتش از طریق آزمایش DNA شناسایی شد و به آغوش خانواده بازگشت و در بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد. 🔹️ صبحانه ای با شهدا https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
خاطره ای از شهید"حسین امیدواری"؛خوابی که تعبیر شد 📌پس از دیپلم با کمک خواهرش وانتی خرید و ۹ ماه از صبح تا شب کار می‌کرد و هر روز که برمی‌گشت سهم خواهرش را اول می‌داد. 🔸حسین بسیار مقید به کسب مال حلال بود و از اسراف دوری می‌کرد.سال اول با پرداخت ۵۰۰ هزار تومان پیاده به کربلا مشرف شد. 🔹سال دوم نیز قرار بود ۷۰۰ هزار تومان پرداخت کند و به پیاده‌روی اربعین برود. ولی پول را برای پرداخت اجاره خانه یک مستحق پرداخت کرد. در عوض در خواب به زیارت حرم امام حسین(ع) رفت. ▪️حسین قبل از اعزام به سوریه وانت را فروخت و در خواب دیده بود که سفرش بازگشت ندارد. ▫️در خواب دیده بود که خانمی سه ساله دست تعدادی را می‌گیرد و جلو می‌برد و یکی از این افراد حسین بود. شب شهادتش نیز خواب دیده بود که امام حسین(ع) وی را دعوت کرده است. 🔹️ صبحانه ای با شهدا @sobhaneh_ba_shohada 🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
📌کلام شهید روح الله کافی زاده : با خدا باش و پادشاهی کن... 🔹بعد از شهادت همسرم، یکی از همکارانش دست نوشته‌ای که توسط روح‌الله در تاریخ هشتم بهمن ماه سال ۸۴ نوشته شده بود و داخل کمد محل کارش نگهداری می‌کرد را برای ما آورد. ♦️مضمون نوشته‌ها این بود که از خدا خواسته بود کمکش کند تا برای زن و فرزاندنش سرپناهی فراهم کند و خدا یاری‌اش کند و در حالی که از انجام کارهای ناپسند دوری می‌کند خیلی خوب از این جهان پَر بکشد. 🔸عاقبت روح‌الله رفت دنبال حرف همیشگی‌اش که می‌گفت با خدا باش و پادشاهی کن 🔹️ صبحانه ای با شهدا @sobhaneh_ba_shohada 🔺️ کانال ما را از طریق لینک زیر دنبال و به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/joinchat/3191341256C69ef75b671
امضای شهادت شهید مهرابی با توسل به امام جواد (ع) روح الله، ارادت خاصی به امام جواد عليه السلام داشت و هميشه می‌گفت: هر حاجتی داريد از ايشان طلب كنيد، بنا به گفته همرزمانش در ۴۰ روزی كه در عراق بود به حرم امام جواد(ع) می رفت، بسيار نماز می خواند و گريه می كرد، گويا همانجا شهادتش امضا شده بود. ✍ به روایت همسر شهید «شهید مدافع حــــــرم روح الله مهرابی» در تاریخ ۲ آبان ۹۳ در منطقه جرف الصخر ۳۰ کیلومتری کربلا در عملیات عاشورا به شهادت رسید. 🔹️ صبحانه ای با شهدا @sobhaneh_ba_shohada
•(۳) جذب نوجوانان و جوانان به روش شهید محمد تاج بخش «نماز جماعت را در اولویت فعالیت‌هایش قرار داده بود. درجلسات به بچها تاکید می‌کرد، که از این امر غافل نشوند و در نمازهای جماعت حضور مستمر داشته باشند. محل برگزاری جلساتش، مسجد حضرت ابوالفضل بود. برای خواندن نماز جماعت در این مسجد حاضر می‌شد و با اینکه مسجد دیگری نزدیک خانه‌شان بود، به آنجا نمی‌رفت. میخواست بچه ها او را در حال خواندن نماز جماعت ببینند تا به این کار ترغیب شوند و بدانند که مربی‌شان خود نیز اهل نماز جماعت است. برای جذب بچه‌ها از هیچ کاری فرو گذار نمی‌کرد. حتی به در خانه‌شان می‌رفت. و با والـدینشان صحـبت می‌کرد کـه فرزندانشان را برای آمدن به مسجد تشویق کنند. حتی برای بچه‌هایی که حضور مستمر در مسجد و جلسات داشتند، جایزه خریده بود.» "ادامه دارد...(۳) 🔹️ صبحانه ای با شهدا @sobhaneh_ba_shohada
صبحانه ای با شهدا
•(۳) جذب نوجوانان و جوانان به روش شهید محمد تاج بخش «نماز جماعت را در اولویت فعالیت‌هایش قرار دا
•(۴) محمد، آدم با حیایی بود، تو دوره عمومی پاسداری وقتی می‌خواست لباساشو عوض کنه، پتویی ، ملافه‌ای چیزی دور خوش می‌پیچید و لباسا رو عوض می‌کرد، می گفتیم: بابا ما مَردیم بهم مَحرم هستیم، قبول نمی کرد. به همین نکات ریز توجه کرد و شهید شد. "ادامه دارد... (۴) 🔹️ صبحانه ای با شهدا @sobhaneh_ba_shohada