eitaa logo
🇮🇷صبح بخیر شب بخیر
14.3هزار دنبال‌کننده
17.2هزار عکس
20.4هزار ویدیو
138 فایل
سلام صبح بخیر صبح بخیر ،روز بخیر ،ظهر بخیر ،عصر بخیر ، شب بخیر استیکر مناسبتی مذهبی کانالی برای خانواده کپی برای مخاطبین حلال با ذکر صلوات برای تعجیل در ظهور حضرت مهدی صاحب الزمان عج به غیر از کانال هم نام 💚💚💚 ارسال نظرات @HOSEYN9496
مشاهده در ایتا
دانلود
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠باید مهیای ظهور باشیم... 🔸 مرحوم آیت الله ناصری دولت آبادی عج @sobhbekheyrshabbekheyr
2.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام دنیای من✋ توی تقویم های دنیا، می بینیم یه روز ان شاءالله زیر یک جمعه نوشته ظهور بقیه الله 📎 📎 〰〰🌸 🌞 🌸〰〰 @sobhbekheyrshabbekheyr 〰〰🌸 🌝 🌸〰〰
💢یا صاحب الزمان (عج‌الله) 💠 این عشق آتشین ز دلم پا نمی‌شود 💠 مجنون به غیر خانه‌ی لیلا نمی‌شود 💠بالای تخت یوسف کنعان نوشته‌اند 💠هر یوسفی یوسف زهرا نمی‌شود. 💠یا اباصالح المهدی ادرکنی 📎 📎 @sobhbekheyrshabbekheyr
9.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ما باید کنیم ! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🎙 سخنران : حجت الاسلام مهدی دانشمند جهت سلامتی و تعجیل در امر فرج صلوات @sobhbekheyrshabbekheyr
✍ حاضران به غائبان برسانند؛ وارث هنوز ایستاده است و منتظر! تا برسند؛ آنان که از قافله‌ دل جا ماندند، و برگردند؛ آنان که جلوتر از ولیّ خویش گام برداشته‌اند! 💫 تحقق پیمان غدیر است؛ روزیکه همه بیاموزند نه یک قدم جلوتر و نه یک قدم عقب تر، در رکاب ولی، باشند!
🤎چقدر دلم تنگ است ... دلم تنگ است برای دیدارتان ... بوییدنتان ... 🤎دلم تنگ است برای شنیدن صدای آشنایتان ... 🤎دلم تنگ است برای اینکه بیایید و من رنج تمام این سال های سخت و سرد را برایتان بگویم ... ❤️‍🩹دلم تنگ است برای بازکردن این بغض گلوگیر ... برای گریستن ... کاش می آمدید ...✨ الّلهُـمَّ‌عَجِّــلْ‌لِوَلِیِّکَـــ‌الْفَـــرَج الّلهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَی‌مُحَمَّدٍوَآلِ‌مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ‌فرَجَهُمْ @sobhbekheyrshabbekheyr
💔 هدیه به به نیت مبارک (عج) و در حضرت عدد مشخصی مدنظر نیست پس هرتعداد که مایلید تقبل کنید و نیازی به اعلام هم نیست، نیت قلبی شما بزرگواران کافیست تا پایان ماه صفر سهم هر نفر حداقل ۱۴ صلوات تا هرتعداد که مایل باشند ●➼‌┅═❧═┅┅───┄
✍ جهان در این لحظات، از هر زمانی به واقعه‌ی مهم نزدیک‌تر است. اوج جهان نزدیک است. کمربندها را محکم کنید و آماده باشید. ✍ پست فوق را در بامداد ۱۶ تیر ۱۴۰۴، یک هفته قبل از حوادث کنونی و درگیری دروزی‌ها و تحریرالشام نوشتم. یقین بدانید که لحظه به لحظه و گام به گام به امام زمان علیه‌السلام نزدیک و نزدیک‌تر می‌شویم. سرعت معادلات و ، مافوق تصور و است. در صورتی که ارتباط ما به هر دلیلی قطع شد، بدانید اگر سیدعلی یک سمت بود و تمام دنیا در سمت دیگر، شما باید تحت هر شرایطی، سمت او بمانید. 🔥 منتظر در باشید... 📚 ... فإِذا كانَ ذلكَ فَانْظروا خَسْفَ قَرْيَةٍ مِنْ دِمَشْق يُقالُ لَها حَرَسْتا فإِذا كانَ ذلك خَرَجَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْباد مِنَ الْوادي الْيابِس حتّى يَسْتَوي عَلَى مِنْبر دِمَشْق فإِذا كانَ ذلك فَانْتَظروا خروج المهدي‏ 🔺 امام علی علیه‌السلام: ...سپس در انتظار دمشق باشید و بعد از آن منتظر پسر هند جگرخوار که از ( در جنوب سوریه) خروج میکند تا بر دمشق تسلط یابد و بعد از آن منتظر ظهور باشید. (کتاب الغیبۀ مرحوم شیخ نعمانی صفحه ۳۰۵) .
🌴بِــسْـمِـ الـرَّبِ الزّینَــب.س. 🐎سَــلامٌ عَلی قَــلبِ الزِینَبِ الصَّبــور 🌴 🐎 🌴قسمت باید برایشان، باید از بخواهى که خواسته هایشانرا کند، دلهایشان را بگشاید. 🌟 مى کنى، همه را دعا مى کنى ، چه آنها را که و چه آنها را که . چه آنها که نامشان را در نامه هاى به برادرت دیده اى و اکنون خبرشان را از سپاه دشمن مى شنوى و چه آنها که نامشان را ندیده اى و نشنیده اى . به اسم قبیله و عشیره دعا مى کنى ، به نام شهر و دیارشان دعا مى کنى . به نام سپاه مقابل دعا مى کنى! دعا مى کنى ، هر چند که مى دانى قاعده دنیا همیشه بر این بوده است . همیشه بوده اند و اهل باطل . باطل ، جاذبه هاى نفسانى دارد. کششهاى شیطانى دارد. پدر همیشه مى گفت : _✨لا تستو حشوا فى طریق الهدى لقلۀ اهله . در طریق هدایت از کمى نفرات نهراسید. پیداست که نفرات ، طریق هدایت است . همین چند نفر هم براى سپاه هدایت است . اعجاب برانگیز است . پدر اگر به همین تعداد، برادر داشت ، لشکر داشت ، همراه و همدل و همسفر داشت ، پایه هاى اسلام را براى ابد در جهان محکم مى کرد. دودمان را برمى چید که این دود اکنون روزگار را سیاه نکند. اما پس از ارتحال پیامبر چند نفر دور حقیقت ماندند؟ راستى نکند که فردا در گیرودار معرکه ، همین سپاه نیز برادرت را بگذارند؟ نکند که پشت پدر را شکست ، دل فرزند را هم بشکند؟ مگر همین چند صباح پیش نبود که معاویه فرماندهان و نزدیکان سپاه برادرت مجتبى را یکى یکى و او تنها و بى یاور ناچار به عقب نشینى و سکوت کرد؟ این را باید به حسین بگویى . هم امشب بگویى که دل نبندد و به وعده هاى مردم این دنیا. این درست که براى او رقم خورده است و خود طالب عزیمت است . این درست که براى شهیدى مثل او فرق نمى کند که هم مسلخانش باشند. اما به هر حال مکرر دلشکستگى پیش از شهادت ، طعم شیرینى نیست . خوب است در میانه نمازها سرى به حسین بزنى ، هم تازه کنى و هم این را به خاطر نازنینش بیاورى . اما نه ، انگار این است ، این صداى حسین است که به تو نزدیک مى شود و این دست اوست که یال خیمه را کنار مى زند و تبسم شیرینش از پس پرده طلوع مىکند. همیشه همین طور بوده است... هر بار دلت او را کرده ، او در پیش قدم شده و حیرت را هم بر اشتیاق و تمنا و شیدایى ات افزوده. پیش پاى او برمى خیزى و او را بر مى نشانى. مى خواهى تمام تار و پود سجاده از بوى حضور او آکنده شود. مى گوید: _✨خواهرم ! در نماز شبهایت مرا فراموشى نکنى. و تو بر دلت مى گذرد... چه جاى فراموشى برادر؟ مگر جز تو قبله دیگرى هم هست ؟ مگر ماهى ، حضور آب را در دریا فراموش مى کند؟ مگر زیستن بى یاد تو معنا دارد؟ مگر زندگى بى حضور خاطره ات ممکن است ؟ احساس مى کنى که خلوت ، خلوت نیست و حضور غریبه اى هرچند خودى از حلاوت خلوت مى کاهد، هرچند که آن غریبه خودى ، «نافع بن هلال» باشد و نگران برادر، بیرون در ایستاده باشد. پیش پاى حسین ، زانو مى زنى ، چشم در آینه چشمهایش مى دوزى و مى گویى : _✨حسین جان ! برادرم ! چقدر مطمئنى به اصحاب امشب که فردا در میان معرکه تنهایت نگذارند؟ حسین ، نگرانى دلت را لرزش مژگانت درمى یابد، عمیق و نفس مى کشد و مى گوید: _✨خواهرم ! نگاه که مى کنم ، از و از ، اصحابى باوفاتر و مهربانتر از اصحاب امشب و فردا نمى بینم . همه اینها که در سپاه من اند، نیز د ر کنار من خواهند ماند و پیش از من دستشان را به دامان جدمان خواهند رساند. احساس مى کنى که سایه پشت خیمه ، بى تاب از جا کنده مى شود و خلوت مطلوبتان را فراهم مى کند. آرزو مى کنى که کاش متوقف مى شد. ها نمى گذشت و این خلوت شیرین تا قیامت امتداد مى یافت . اما غلغله ناگهان بیرون ، را از جا مى خیزاند و به بیرون خیمه مى کشاند. تو نیز دل از جا بر مى خیزى.. ┏⊰✾✿✾⊱━━━─━━━━┓
🌴بِــسْـمِـ الـرَّبِ الزّینَــب.س. 🐎سَــلامٌ عَلی قَــلبِ الزِینَبِ الصَّبــور 🌴 🐎 🌴قسمت زمزمه مى کنى : _✨تاب از کَفَت نبرد این مصیبت ، عزیز دلم ! که این قصه ، دارد میان پیامبر خدا، با جدت و پدرت و عمت . آرى خداوند متعال ، مردانى از این امت را که حکام جابرند و شهره ترند تا در زمین ، که به و این عزیزان بپردازند؛ اعضاى پراکنده این پیکرها را کنند و و این جسدهاى پاره پاره را کنند و براى پدرت ، سید الشهداء در زمین طف ، بر افرازند که و یاد و خاطره اش در ، باقى بماند. و هر چه سردمداران کفر و پیروان ضلالت در آن ، و آن گیرد و پذیرد. پس نگران کفن و دفن این پیکرها مباش که خود به کفن و دفنشان نگران است. این کلام تو.... انگار آبى است بر آتش و جانى که انگار قطره قطره به تن تبدار و بى رمق سجاد تزریق مى شود. آنچنانکه آرام آرام گردنش را در زیر بار غل و زنجیر، فراز مى آورد، پلکهاى خسته اش را مى گشاید و کنجکاو عطشناك مى گوید: _✨روایت کن آن عهد و خبر را عمه جان! تو مرکبت را به مرکب سجاد، مى کنى ، تک تک یاران کاروانت را از نظر مى گذرانى و ادامه مى دهى : _✨على جان ! این حدیث را خودم از شنیدم و آن زمان که به ضربت ابن ملجم لعنت االله علیه در بستر شهادت آرمید و من آثار ارتحال را در سیماى او مشاهده کردم ، پیش رفتم ، مقابل بسترش زانو زدم و عرضه داشتم : (پدر جان ! من حدیثى را از ام ایمن شنیده ام . دوست دارم آن را باز از دو لب مبارك شما بشنوم.) پدر، سلام االله علیه چشم گشوده و نگاه بى رمق اما مهربانش را به من دوخت و فرمود: نور دیده ام ! روشناى چشمم حدیث همان است که ام ایمن براى تو گفت . و من تو را و جمعى از زنان و دختران اهل بیت را که در همین ، دچار و شده اید و در از مردمان قرار گرفته اید. پس بر شما باد ! ! ! شکافنده دانه و آفریننده جان آدمیان که در آن زمان در تمام روى زمین ، هیچ کس جز شما و پیروان شما، ولى خدا نیست... از در مى یابى... که هر کلمه این حدیث ، دلش را و روحش را مى بخشد و در رگهاى خشکیده اش ، مى دواند. همچنانکه اگر او هم با نگاه خواهشگرانه اش نگوید که : (هر آنچه شنیده اى بگجو عمه جان !) تو خودت مى فهمى که... باید تمامت قصه را روایت کنى . تا در این بیابان سوزان و راه پر فراز و نشیب ، امام را بر مرکب لغزان خویش ، حفظ کنى: _✨ چنین گفت: عزیز دلم و کلام بر تمام گفته هاى او مهر زد: من آنجا بودم آن روز که به منزل دعوت بود و فاطمه برایش حریره اى مهیا کرده بود. حضرت على (علیه السلام ) ظرفى از خرما پیش روى او نهاد و من قدحى از شیر و سرشیر فراهم آوردم. رسول خدا، على مرتضى ، فاطمه زهرا و حسن و حسین ، از آنچه بود، خوردند و آشامیدند. آنگاه على برخاست و آب بر دست پیامبر ریخت . پیامبر، دستهاى شسته به صورت کشید و به على ، فاطمه و حسن و حسین نگریست . سرور و رضایت و شادمانى در نگاهش موج مى زد.... آنگاه رو به کرد و ابر بر آسمان چشمش نشست . سپس به سمت چرخید، دو دست به دعا برداشت و بعد سر به سجده گذاشت . و ناگهان شروع به کرد. همه و به او مى نگریستیم و او . سر از سجده برداشت و اشک همچنان مثل باران بهارى ، از گونه هایش فرو مى چکد.اهل بیت و من ، همه از گریه پیامبر، شدیم اما هیچ کدام دل سؤال کردن نداشتیم . این حال آنقدر به طول انجامید که فاطمه و على به حرف آمدند و عرضه داشتند: خدا چشمانتان را گریان نخواهد یا رسول الله! چه چیز، حالتان را دگرگون کرد و اشکتان را جارى ساخت؟! دلهاى ما شکست از دیدار این حال اندوهبار شما. فرمود: عزیزانم ! از دیدن و داشتن شما آنچنان حس خوشى به من دست داد که پیش از این هرگز بدین مرتبت از شادمانى و سرور دست نیافته بودم . شما را و نگاه مى کردم خدا را به نعمت وجودتان ، مى گفتم که ناگهان فرود آمد... ┏⊰✾✿✾⊱━━━─━━━━┓
💠 بسم الله الرحمن الرحیم. دعای امام علی (علیه السلام) در لیلةالمبیت، شبی که به جای پیامبراکرم،صلوات الله علیه و آله، برای حفظ جان ایشان، خوابیدند، این دعا را قرائت فرمودند. (مفاتیح الجنان) 💠 دعای به نام «لیلة المبیت» برای حفظ انسان و حداقل صبح و شب خوانده شود🌸🌸🌸🌸 در صبح ابتدا کن و بگو "أصْبَحْتُ" و عصر بگو: "أمْسَيْتُ " 📖 متن الدعاء📖 "أَصْبَحْتُ(أمْسَيْتُ) اَللّـهُمَّ مُعْتَصِماً بِذِمامِكَ الْمَنيعِ، الَّذي لا يُطاوَلُ وَلا يُحاوَلُ، مِنْ شَرِّ كُلِّ غاشِم وَطارِق، مِنْ سائِرِ مَنْ خَلَقْتَ، وَما خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ الصّامِتِ وَالنّاطِقِ، في جُنَّة مِنْ كُلِّ مَخُوف، بِلِباس سابِغَةِ وَلاءِ أهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكَ، مُحْتَجِباً مِنْ كُلِّ قاصِد لي إِلى أَذِيَّة، بِجِدار حَصِينِ الإخْلاصِ فِي الاعْتِرافِ بِحَقِّهِمْ، وَالَّتمَسُّكِ بَحَبْلِهِمْ، مُوقِناً أَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ وَمَعَهُمْ وَفيهِمْ وَبِهِمْ، أُوالي مَنْ والَوْا وَأجانِبُ مَنْ جانَبُوا، فَأعِذْني اَللّـهُمَّ بِهِمْ، مِنْ شَرِّ كُلِّ ما أَتَّقيهِ، يا عَظيمُ حَجَزْتُ الأعادِيَ عَنّي بِبَديعِ السَّمواتِ وَالأرْضِ {إِنَّاجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ}" 📚مفاتیح الجنان ، ┄┅═❁💠 🌤أللَّھم عجل لولیڪ الفرج والعافیةوالنصر ┄┅═۰❁💠 🌿 🌸🌿
✍ طبق کلام امام باقر علیه‌السلام، مراحل انقلاب ایرانیان تا اینگونه است: 1⃣ قبل از ظهور، و حکومتی در تشکیل میشود که هدف اصلی خود را زمینه‌سازی حکومت امام عصر میداند (و لا يَدفَعونَها إلَّا إلى صاحِبكُم) 2⃣ در مواجهه با دشمن، دو مرتبه خویش را از راه طلب میکنند (يَطلُبونَ الحَقّ ثُمَّ يَطلبونَ الحَقّ) 3⃣ اما دشمن، حق آنها را نمیدهد (فَلا يُعطونه) 4⃣ در مرتبه‌ی سوم، ایرانیان وقتی ممانعت دشمنان در دادن حق‌شان را می‌بینند (فإِذا رَأَوا ذلك‏)، این‏بار حق خود را از راه طلب میکنند (سُيوفَهُم على عواتقهم) که دشمن، مجبور به قبول آن میشود (فَيُعطونَ ما سَألُوه) 5⃣ اما ایرانی‌ها برخلاف اصرار بر گرفتن حق خویش در دو مرتبه قبلی، در کمال ناباوری، از پذیرش حق اجتناب میکنند! (فَلَا يَقْبَلونَه) 6⃣ سپس کرده و آماده‌ی نهایی با دشمن در و در آستانه‌ی ظهور میشوند. (حَتَّى يَقُومُوا) 7⃣ در نهایت را به حضرت تقدیم میکنند (و لا يَدفعونها إِلّا إلى صاحبكُم) ⬅️ انقلاب (ایرانی‌ها) است. زیرا پرچم را به امام تقدیم و کشته‌های آنها هستند (قَتلاهُم شهداء) ✅ کانی بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحق فلا یعطونه ثم یطلبون فلا یعطونه فاذا راوا ذلک وضعوا سیوفهم علی عواتقهم فیعطون ما سالوه فلا یقبلونه حتی یقوموا و لا یدفعونها الا الی صاحبکم قتلاهم شهداء اما انی لو ادرکت ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب هذا الامر [الغیبۀ نعمانی صفحه ۲۷۳] 💚 اللهم عجل لولیک الفرج 🇮🇷🇵🇸🇾🇪 .