اولین شهید علوم انسانی ایرانی-اسلامی
🖍حسین مهدیزاده
چند ماهی هست که با سپند وزارت دفاع آشنا شده ام. #سپند یک معاونت در وزارت دفاع نبوده، سپند خود #فخری_زاده بود که آنقدر بزرگ و منظم شده بود، تا به جایی رسیده بوده که اندازه یک معاونت وزارت رسیده بود. شاید اگر می ماند چنان بزرگ می شد که...
از دیشب متوجه شدم که ظرف این سالهای اخیر، چقدر پروژه مشترک بین علوم پایه و علوم انسانی را شناسایی کرده بوده و بدون پول پاشی و سر و صدا، با همه شان ارتباط موثر برقرار کرده و البته بجایش هم پول خرج کرده.
بعد هم که استاد خسروپناه پیام تسلیت داد و فایل «گفتگوهای فلسفه اسلامی و فیزیک» در موسسه حکمت و فلسفه ایران بیرون آمد و معلوم شد که دکتر محسنی در این گفتگوها شهید فخری زاده است.
اسم بقیه را تا وقتی خودشان اعلام نکنند نمی گویم، اما فکر کنم اگر خدا بخواهد کم کم ما علوم انسانی ها هم می توانیم به #شهید_شدن امیدوار باشیم. مسیر #بومی_شدن و #ایرانی_و_مسلمان_شدن، برای ما علوم انسانی ها هم دارد معنا دار می شود.
حاج محسن، به دنبال فهم مومنانه از ماده و حیات بوده. مساله اش آنطور که نتانیاهو می گوید، کشتن نبوده. حتی انرژِی هم نبوده، مساله اش دارو هم نبود. مساله اش اساس ماده و حیات و انرژی و... بوده.
باورش نمی شده که خدا این همه راهنمایی برای بشر فرستاده، اما نسبت خودش و طرحش برای عالم(دین) را با ماده و حیات و سیستم های مکانیکی و اورگانیک عالم را قطع کرده باشد و شده باشد ساعت ساز لاهوتی و بعد از خلقت خودش را بازنشست کرده باشد. به همین دلیل در حکمت خودمان دنبال بارقه هایی می گشته.
این راه هم با خون #شهید_فخری_زاده سرخ شد. خدا را شکر!
ما علوم دینی ها و فلسفه و عرفان خوانده ها و علوم انسانی و اجتماعی خوان ها هم #اگر_شهید_نشویم_میمیریم
باور کنیم!
#شهید_علمِ_ایرانی_اسلامی
#شهید_علم_دینی
@teghtesadi
هدایت شده از عقلنوشتههای انقلابی
💢لزوم تغییر در استراتژی انتقام💢
خدا لعنتشان کند.
داغ شهید سلیمانی هنوز آرام نگرفته، داغ بر داغمان گذاشتند...
🔹بارها عرض کردهام که #استراتژی_انتقامِ از آمران و عاملان ترور سرداران مقاومت و دانشمندان اقتدار انقلاب اسلامی باید تغییر کند.
🔹بر اساس تحلیل جامعهشناسانهی قرآن از جریان باطل، جامعه کفار و منافقین، از وحدت قلوب حقیقی برخوردار نیست و #قلوبهم_شتّی است و اگر در کنار یکدیگر ایستادهاند، به خاطر تأمین منافع بالاتری است که از کنار هم بودن، نصیبشان میشود.
🔹 به تعبیر دیگر اساس جامعهپذیری در جوامع غیرایمانی بر غیرِ آخرتخواهی و اخوت و ایثار مبتنی است و همین موجب شکننده بودن این جوامع در حوادث پیش بینی نشده و اتفاقات هزینهآفرین است.
🔹از اینرو غلطترین استراتژی انتقام، اتخاذ مسیری است که منافع ذاتاٌ گسسته و خودخواهانهی کفار و منافقین را به یکدیگر گره بزند و عملاً به عنوان عاملی بیرونی، موجبات پیوستگی و انسجامِ بیشترِ جریان باطل را فراهم آورد.
🔹بر این اساس، استراتژی انتقام می بایست منافع شخصی ـ و نه منافع جمعی ـ آمران و عاملان ترورهای ناجوانمردانه سرداران و دانشمندان جبهه مقاومت را نشانه رود و جان و مال و آبروی شخصی آنها را هدفگذاری نماید. باید جان و اموال و منافع شخص #ترامپ و #نتانیاهو و #مارک_اسپر و #کنت_فرانک_مکنزی مورد تهدید قرار گیرد؛ نه منافع رییس جمهوری آمریکا و رییس جمهوی رژیم صهیونیستی و یا وزیر دفاع آمریکا و یا فرمانده سنتکام.
🔹در یک جمله باید بگویم، وقت برگشت به استراتژی حضرت امام ره در مواجهه با #سلمان_رشدی است؛ من از پیام حضرت آقا در تسلیت شهادت شهید محسن فخریزاده این برداشت را دارم؛ جایی که فرمودند: 👇
«عاملان و آمران این جنایت را به صورت قطعی مجازات کنید!»
#تمدن_نوین_اسلامی
#عقلانیت_انقلاب_اسلامی
#استراتژی_انتقام
#شهید_سلیمانی
#شهید_فخریزاده
❇️تاریخ انتشار: 1399/9/8
https://eitaa.com/alimohammadi1389/259
هدایت شده از از "ما" نگاشت/مریم منصوری
انسانی که کنترل می شود، انسانی که حکمرانی میشود و انسانی که ولایت را می پذیرد.
چندی است که نیروهای دغدغه مند انقلاب، ایده هایی را ناظر به حکمرانی مطرح می کنند و تلاش دارند تا حوزه های مختلف حیات اجتماعی را ناظر به این ایده، سیاستگذاری نمایند. اگرچه در این باره نیاز به نوشتن کتاب و کتاب هاست، اما «نقد را به نسیه فروختن» در فضای موجود خطاست.
در حیطه ی سیاستی و حاکمیتی، مبتنی بر نگاه های موجود، سه رویکرد قابل تحلیل است.
رویکرد اول، با نگرشی کنترلی، سعی در مهار انسان، به عنوان انسانی که ساحت های موجود در او، باید با سرکوب و از بین بردن برخی به نفع برخی دیگر پیش رود، منطق پیشرفتی را رقم می زند که در آن این انسان، اگرچه در یک نظم پایدار و با ثبات قرار دارد، اما این سرکوب، او را در قفس آهنینی گرفتار می نماید که برای خروج از این قفس، تلاش می کند. در این وجه، قدرت، حاکمیت بنیاد پیش می رود و چهره ی آن، همان چهره ی هابزی قدرت است. در این رویکرد، تکنیک های عام مطیع سازی و شرایط حبس دائم به کار گرفته می شود . منطق سرمایه داری اولیه، که وبر آن را برگرفته از اخلاق پروتستان می داند، و زهد پروتستانی در آن بیداد می کند، بر طبق این نگرش است. در نگاه سیاستی ماخوذ از این نگرش، مکررا تلاش می شود تا ساختارهای بوروکراتیکِ منسجم و منظمی ایجاد شود. به نظر می¬رسد، چله ی اول انقلاب اسلامی، در بسیاری از ساختارها، فارغ از دسته بندی های سیاسی، دأب این مساله، در حاکمیت، بسیار جدی بود. این که ساختارهای منظم و منسجم، بتواند نقش کنترل گرانه ی خود را به خوبی ایجاد کند.( سال های ابتدایی انقلاب و حضور چشمگیر و مسئولیت مدارانه ی مردم را فاکتور بگیرید، چرا که مساله، رویکرد سیاستی و مدیریتی حاکمان است.)
اما در اوان چله ی دوم انقلاب اسلامی، بحران ناکارآمدی، موجب شد تا شاهد یک چرخش نظری به سمت مفهوم حکمرانی باشیم که شاید اگر بنیادهای این نگاه، دقیق و عمیق فهم شود، فارغ از نگاه انسان انقلابی دغدغه مند و حتی انسان مسلمان ایرانی، هر آزاد و آزاده ای از آن روی خواهد برگرداند.
در منطق حکمرانی، دعوا بر سر قدرت را تک تک سلولهای اصحاب آن، که اهل علوم انسانی اند، فریاد می زنند. چون انسانی که در این نگرش بر او حکمرانی می شود، انسانی است که در حیات گیاهی و حد اکثر حیات ضعیف حیوانی، توصیف شده است و رو به سوی انفعال دارد و ابرانسانی، با تمنای قدرت -که شرط اصلی حضور و ظهور اوست- بر مسند بالاتری تکیه می کند تا آن موجود منفعل درگیر امیال و غرایز و رانه ها، لحظه به لحظه، سیاستگذاری شود. در اینجا، نظام دانش علوم انسانی ، والاترین جایگاه را خواهد یافت، چون تنها اوست که توان پیاده سازی میکروفیزیک قدرت و نشاندن قدرت، در خردترین و ریزترین عرصه های حیات انسانی را داراست. تعریف انسان در نگرشی که نه اراده و اختیار دارد، نه مسئول است و نه آگاهی و خودآگاهی ویژه¬ای برای او قلمداد می شود، حکمرانی خانواده، حکمرانی عرصه ی تعلیم و تربیت، حکمرانی فضای مجازی و ...را ممکن می سازد. ایده¬ی دولت حداکثری نیز در این رویکرد، محور قرار می گیرد. این چرخش نظری، به شدت برای انقلاب اسلامی مخاطره آمیز است، چرا که انقلاب را از ذات خود، یعنی شعار آزادی و استقلال و حفظ کرامت انسانی و شوون مختلف «انسان ولایتمدار مسئول» تهی می سازد.
تاکید مکرر امامین انقلاب اسلامی، بر مردم و تشریح رسالت مردم و حفظ جایگاه «تکلیف و مسئولیت» برای مردم، به طرز کاملا مشهودی، مقابل نگرش حکمرانی است. حاکم، خادم و مقامی است که مورد سوال و بازخواست قرار می گیرد تا مشخص شود آیا حقیقت را محور قرار داده است یا خیر !
این انسان زنده ی مختار و آزاد است که به میزان پذیرش انسانی و اجتماعی ولایت است که حیات اجتماعی به سمت حقیقت را رقم می زند و عرصه برای «ولایت دین» گسترده تر یا مضیق و محدودتر می گردد. اگرچه نگرش حق-تکلیفی، جایگاه حاکم را نیز مشخص می سازد، اما وظیفه ی حاکمیت و دولت اسلامی، اجرای احکام اسلامی در ساحت کلان و از میان برداشتن موانع کسب فضایل انسانی و اسلامی است و بیش از این، تنها نقش یاریگری مردم در مسیر نیل به سعادت را ایفا خواهد نمود و نه تفتیش و فرم دهی به تمام ساحات وجودی انسان ها را. لذا دولت، با حمایت از موجوداتی«مسئول» به نحو تشکیکی، نظم را ایجاد می نمایند.
@azmanegasht
هدایت شده از پژوهشگاه فضای مجازی (پردیس قم)
💠هفتمین کارگاه آموزشی:
«عصر فضای مجازی و آینده جامعه اسلامی»
📌مدرس کارگاه: حجت الاسلام حسین مهدیزاده کارشناس فرهنگستان علوم اسلامی
🕖 زمان: پنجشنبه20 آذر 1399 از ساعت8 الی 12
📝سرفصل های کارگاه:
◀مدرنیته اول(عصر روشنگری) و تمایز آن با دوران قدیم
◀مدرنیته دوم (قرن نوزدهم) و افول آرمانها
◀مدرنیته سوم و تولد ماشین الکترونیک و هوش مصنوعی
◀آینده پژوهی جامعه اسلامی
☑ همراه با اعطای مدرک معتبر
⭕ با توجه به محدودیتهای ایجاد شده به خاطر بیماری کرونا، این کارگاه به صورت برخط(آنلاین) برگزار میشود؛ علاقهمندان جهت ثبتنام و دریافت لینک کارگاه به شناسه@oisc_rooydad در شبکه پیامرسان ایتا مراجعه کنند.
#کارگاه_آموزشی
دفتر مطالعات اسلامی و ارتباطات حوزوی
🌐 @oisc_majazi
هدایت شده از مجتبی غفاری
«ماتیاس هورکس» آیندهپژوه آلمانی، با همکارانش در «انستیتو تحقیقات آینده» به تازگی با انتشار کتاب «جهان پس از کرونا»و دیدگاههائی را مطرح کردهاند که در رسانههای آلمان بازتاب گسترده داشته است.
وی مینویسد: «این روزها اغلب از من پرسیده میشود که “دوران کرونا کی به پایان میرسد و ما به شرایط عادی برمیگردیم؟” من میگویم هرگز. برخی مقاطع تاریخی وجود دارند که مسیر آینده را تغییر میدهند. ما از این مقاطع به عنوان “بحران عمیق” نام میبریم. ما اکنون در این بزنگاه قرار گرفته ایم».
ماتیاس هورکس معتقد است در دوران کرونا دنیایی که خیال میکردیم آن را میشناسیم فرو ریخته است. این دیدگاه بی شباهت به حرف یورگن هابرماس سرشناس ترین فیلسوف در قید حیات آلمان نیست. او گفته: «کرونا باعث شد ما بفهمیم چقدر نمی فهمیم». هورکس میافزاید: « پشت ریزش جهانی که خیال میکردیم میشناسیم، جهان دیگری در حال جوش خوردن است». ما در جهان پساکرونا تعجب خواهیم کرد که محدودیتهای اجتماعی که ناگزیر به رعایت آنها شدیم، کمتر باعث تنهایی ما شدند، بلکه برعکس بعد از نخستین شوک، خیلیها حتی احساس راحتی میکردند که بسیاری از دوندگیها، حرافیها ناگهان متوقف شد. احترام اجتماعی که تا پیش از کرونا کاهش یافته بود، باز گشت.
ماتیاس هورکس میافزاید: ما تعجب خواهیم کرد که چگونه تکنولوژی فرهنگ دیجیتال در عمل جا باز کرده است، اغلب همکارانی که پیش از کرونا نسبت به کنفرانسهای ویدیویی از راه دور دافعه داشتند و پروازهای ماموریتی را ترجیح میدادند، حالا متوجه میشوند که آن روش عملی تر و سازنده تر است. آموزگاران درباره آموزش از طریق اینترنت بسیار آموخته اند، کار از خانه برای بسیاری یک امر طبیعی شده است. در مقابل تکنیکهای فرهنگی کهنه شده دستخوش رنسانس شدهاند، انسانها وقتی تلفن میزنند، به جای پیام گیر صدای اصلی صاحب خانه را میشنوند. ویروس کرونا، فرهنگ مکالمات طولانی تلفنی را همراه آورد. پیامها، ناگهان معنایی تازه یافتند. انسان بار دیگر ارتباط با یکدیگر را جدی گرفت. فرهنگ تازه “در دسترس بودن و تعهدات متقابل” دوباره زنده شد. جوانانی که معمولا از چنگال شتاب و اضطراب رهایی نداشتند، ناگهان قدم زدنهای طولانی را آغاز کردند. کاری که پیش تر بیگانه بود. کتاب خواندن ناگهان به فرهنگ روز تبدیل شد».
رابطه تکنیک و فرهنگ تنگاتنگتر شد. پیش از بحران به نظر میرسید که تکنولوژی درمان همه دردها باشد اما اکنون دوران عظمت تکنیک سپری شده است.
ما بیش از پیش توجه خود را بار دیگر به پرسشهای انسانی معطوف میکنیم: انسان چیست؟ ما برای یکدیگر چه معنایی داریم؟ پس از کرونا، ما به پشت سر نگاه میکنیم و به یاد میآوریم که در روزهای ویروس واقعا چقدر انسانیت وجود داشت.
#پارلمان_مجازی_ایران
در این سامانه، طرحها و لوایح مجلس را ببینید و نظرات خود درباره آنچه در دستور کار مجلس یازدهم است را با نمایندگان خود در میان بگذارند.
ir-vp.ir
@teghtesadi
هدایت شده از سید مصطفی مدرس
♦️ فلسفه ریاضیات و علوم اجتماعی ♦️
🔹 سه نوع متفاوت از کاربرد ریاضیات از هم، یکی کاربردی که میتوان آن را مستقیم و بدون دخالت یک نظریۀ شکل گرفته نامید؛ دوم کاربردی که از خلال یک نظریۀ شکل گرفته صورت میگیرد؛ و سوم کاربردی که از راه دخالت یک نظام ثالث علمی تحقق مییابد.
🔹وقتی نظریهای به بلوغ نسبی میرسد، نوعی ایدئولوژی از آن بیرون میتراود که به مدد این ایدئولوژی میتوان گامهای دیگری برداشت و پدیدههای دیگری را زیر یک عنوان با هم متحد کرد.
دکتر رشدی راشد بخش دوم
▫️میراث مکتوب- رشدی راشد ریاضیدان و تاریخنگار ریاضیات، در ۱۹۳۶ در قاهره به دنیا آمد. به تحصیل فلسفه پرداخت و در تاریخ فلسفه ریاضیات، درجه دکتری گرفت و تا به حال آثار متعددی در زمینه علم و فلسفه علم، بهویژه تاریخ علم در میان مسلمانان نوشته است.
▫️او در این حوزه تا حدی از نقش ایرانیان در پیشرفت علوم ریاضی میگوید و نشان میدهد که علم نه از یونان شروع میشود و نه غربیان پیشگامان همه عرصهها بودهاند. آنچه در پی میآید، تلخیصی از فصل اول کتاب «تاریخ و فلسفه علم» با ترجمۀ حسین معصومی همدانی است که به همت انتشارات هرمس به چاپ رسیده است .
🔸من همۀ کاربردهای ریاضیات در روانشناسی اجتماعی را بررسی کردم و در این زمان کتابم را راجع به کندرسه نوشتم. جالبترین چیز در این ماجرا، این پرسش بود: آیا شرایط تاریخی مشابهی وجود دارد؟ کافی نبود که مسأله را از دیدگاه تطبیقی صرف بررسی کنم، یعنی مثالهایی از اینجا و آنجا انتخاب کنم و تحلیلشان کنم، بلکه باید تمامی سنتی را که در این حوزه وجود داشت، بازسازی میکردم؛ یعنی تمامی سنت کاربرد ریاضیات در واقعیات اجتماعی را؛ به این دلیل بود که به قرن هجدهم و نویسندگانی چون کندرسه و دیگران برگشتم.
🔸در عین حال کار من به تاریخ حساب احتمالات هم مربوط میشد و من این نوع کار را بر مبنای آثار برنولیها (بهخصوص ژاک و نیکولا برنولی) انجام دادم. در این باره حدود ۶۰۰ صفحه نوشتهام که هیچ وقت چاپ نشد. با این حال، دریافتم که در این حوزه، ریاضیات همیشه به صورت چیزی خارجی باقی میماند؛ یعنی ریاضیات، با اینکه تا اندازهای کارایی دارد و امکان میدهد که به برخی از پدیدهها روی بیاوریم و برای برخی از آنها مدلهایی بسازیم و از این قبیل کارها، به هر حال به صورت چیزی خارجی باقی میماند و توانایی پیشبینی واقعی پیدا نمیکند. در این زمان بود که دیگر از این حوزه رویگردان شدم، چون میدانستم که کارم از آن پس جز تکرار نخواهد بود.
▫️پس از آن، اندیشۀ ضرورت دخالت یک نظام علمی ثالث را در مورد نورشناسی به کار بردید. آیا این اندیشه از بررسی ریاضی کردن علوم اجتماعی به ذهنتان راه یافت؟
🔸فکر میکنم سه نوع متفاوت از کاربرد ریاضیات را از هم تمییز دادهام: یکی کاربردی که میتوان آن را مستقیم و بدون دخالت یک نظریۀ شکل گرفته نامید؛ دیگری کاربردی که از خلال یک نظریۀ شکل گرفته صورت میگیرد؛ و سوم کاربردی که از راه دخالت یک نظام ثالث علمی تحقق مییابد. این نوع سوم در مورد کاربرد حساب احتمالات در علوم اجتماعی به نظر من اساسی میآمد؛ زیرا این کاربرد از خلال برخی نظریهها یا برخی از تعبیرهای حساب احتمالات صورت میگیرد.
🔸بر بنیاد این فکر، جستجو کردم که ببینم آیا در نورشناسی یا در مکانیک، یا حتی در الکتریسیته، وضعیتهای مشابهی یافت نمیشود، و گمان میکنم که به این پرسش پاسخ مثبت داده باشم. تحلیل اینگونه وضعیتها مستلزم بررسی رابطۀ دیالکتیکی میان نظریۀ مورد بحث و ریاضیات بود؛ یعنی میان ایدئولوژی به معنای شریف این کلمه و معرفت علمی.
🔸سعی کردهام این رابطۀ دیالکتیکی را شرح بدهم. به این طریق، میبینیم که وقتی نظریهای به بلوغ نسبی میرسد، نوعی ایدئولوژی از آن بیرون میتراود که به مدد این ایدئولوژی میتوان گامهای دیگری برداشت و پدیدههای دیگری را زیر یک عنوان با هم متحد کرد؛ مثلا وقتی نورشناسی هندسی قوام مییابد، یعنی وقتی یک نظام علمی واقعی میشود، در این زمان است که نورشناسی فیزیکی به صورت نظریهای علمی که میتوان نورشناسی هندسی، یا بخشی از نورشناسی هندسی، را به صورت یک نظام ثالث علمی در آن به کار برد، مشتق میشود. این مسأله بود که توجهم را به ابن هیثم معطوف کرد.
▫️با این حال بعد از علاقه به مسألۀ «ریاضی شدن نظریههای شکل نگرفته در علوم انسانی»، از سال ۱۹۷۶ چرخشی در مسیر کاری شما به سمت تحقیق در علم دوران اسلامی به وجود میآید.
🔸در جستجوی وضعیتهای مشابه، نخست با مکانیک مواجه شدم. در این زمان بود که تحلیلهای پیردوئم و آنهلیزه مایر و الکساندر کویره را خواندم و حتی مدتی در درس کویره شرکت کردم و رفتم او را دیدم و با او بحث کردم.
ادامه دارد ...
https://b2n.ir/246718
♦️گفتمان تمدنی سربازان ولایت خلیج همیشه فارس♦️
@OlomEnsaniEslami
کشوری.pdf
5.47M
🔺 نظرسنجی در مورد وضعیت اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی جامعه ایران
🔺 ارائه شده در سال۱۳۹۴
🔺با همکاری وزارت ارشاد، وزارت کشور و دانشگاه تهران
@teghtesadi
هدایت شده از عقلنوشتههای انقلابی
🔹امروز فرصتی شد و با دوستان #مؤسسه_معنا قریب به 2/5 ساعت، فیلم مصاحبه دکتر #عادل_آذر را با سایت تسنیم در خصوص «اصلاح ساختار بودجه» مشاهده و مباحثه کردیم.
🔹#اصلاح_ساختار_بودجه، یکی از مطالبات چندین ساله مقام معظم رهبری است که ظاهراً جامه عمل پوشیدن آن را می بایست از #دولت_بعدی انتظار داشت!
🔹دکتر عادل آذر از سال 1389 تا 1395، حدود 6 سال رئیس سازمان آمار ایران و از سال 1395 تا 1399، حدود 4 سال رئیس دیوان محاسبات کشور بوده است. ایشان رساله دکتری خود را با عنوان «طراحي مدل رياضي بودجه دستگاههاي دولتي با رويكرد فازي» در سال 1374 دفاع کرده و بیش از 300 مقاله که عمدتاً در موضوع برنامهریزی، بودجهریزی و مدیریت دولتی و سازمانی است، در کارنامه خود دارد.
🔹بی تردید ایشان یکی از #جعبه_سیاههای_بودجهریزی در کشور است.
🔹مصاحبه بسیار خوب ایشان با سایت تسنیم را می توانید در لینکهای زیر مشاهده کنید تا با ابعاد و برخی جزییاتِ «اصلاح ساختار بودجه» آشنا شوید.
لینک قسمت اول مصاحبه:👇
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/29/2373298/
لینک قسمت دوم مصاحبه:👇
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/07/29/2373324/
#تمدن_نوین_اسلامی
#عقلانیت_انقلاب_اسلامی
#مرحله_دولتسازی_اسلامی
#اصلاح_ساختار_بودجه