شهادت...
هنر مردان خداست...🥀🍃
#شهید_حاج_اکبر_احمدی از سربازان گمنام امام زمان(عج)
که امروز حین مبارزه با دشمنان متجاوز آمریکایی به فیض شهادت نائل آمد...
سفر کرده، با خانهی من چه کردی؟🥀
يا سيدي، الايام عم رحلوا و أنا كتير اشتقتلك اكثر من قبل...💔
۳-۴ صفحهای ازش را خواندم، حالو هوای غمو اندوه داشت، به این فکر افتادم که خودم به اندازهی کافی به خاطر مشکلاتو غمهایم بهانه برای غصه خوردنو نق زدن به زمینو زمان را دارمو نمیتوانم غصهی یوسفو دنیل را هم اضافه کنم.
اما خب گفتم نمیشود انقدر سریع قضاوت کرد، خصوصا آنکه کاتبش بانوی خوشقلمی چون 'شکوریانفرد' است...
ادامه دادم... خواندمو جلو رفتم...
به نقاطی رسیدم که عقلم را به کار گرفته بود و مدام فکر میکردم؛ به همه چیز، خصوصاً مشکلات و دردسرهایم...
به خود گفتم همهی این مشکلاتو سختیهای زندگیام، نشان از عنایت خداست، به قول آن جملهای که در کتاب "ماهیها به دریا برمیگردند" خواندم، (شاید خدا بعضی وقت ها مشکل و رنج و سختی را با دقت اطراف تو میچیند که صدایش کنی.) برای همین، نامش را زیبایی میگذارم؛
و در عوض، شاید بتوانم در قبال این زیباییها با خدا معاملهای زیباتر بکنم...
و دنیل، بعد از آن تحول عمیقی که برایش رخ داد، الگوی من شد؛ در یاد کردن خدا هنگام کارهایش، هندزفری زدن و مدام قرآن گوش دادن، در مسجد، کوچه و خیابان و ...
دلم میخواست خودم را با متن های کتاب یکی کنم، اصلاً متن هارا زندگی کنم، چه کنم که فراموش نکنم؟!