Zyarate-Ashoora-Salahshor_eheyat.com_.mp3
7.03M
🚩#زیارت_عاشورا😭
🎤 حاج مهدی#سلحشور
✅ کانال سخنرانی های مذهبی👇
https://eitaa.com/joinchat/3381592079C5039dcf1f9
990607-Panahian-MohemtarinRahePishgiriAzSoghutEnsanVaNabudiJamee-09-18k.mp3
8.26M
🔻 #مهمترین_راه_پیشگیری_از_سقوط_انسان_و_جامعه [ ۹]
🎙استاد #پناهیان
📅 جلسه نهم ۹۹/۶/۷
🕌 هیئت میثاق با شهدا
#سخنرانی_کامل
✅ کانال سخنرانی های مذهبی👇
https://eitaa.com/joinchat/3381592079C5039dcf1f9
روضه شب دهم محرم.mp3
5.99M
روضه شب #عاشورا
♦️صلی الله علیک یا ابا عبدالله 🔺
🏴 روضه های محرم 🚩
#امام_حسین علیه السلام
شب و روز #عاشورا
🔺روضه جانسوز امام حسین علیه السلام
شب دهم محرم 💎
استاد #هاشمی_نژاد
┈••✾•🍃⚫️🌿•✾••┈┈
✅ کانال سخنرانی های مذهبی👇
https://eitaa.com/joinchat/3381592079C5039dcf1f9
5.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ماجرای شفا گرفتن زن مسیحی با یک حبه قند هیأت امام حسین(علیه السلام
🔖#محرم ، #حضرت_عباس
✅ کانال سخنرانی های مذهبی 👇
https://eitaa.com/joinchat/3381592079C5039dcf1f9
5.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مکن ای صبح طلوع 😭
🎤 #سیب_سرخی
#محرم ، #شب_عاشورا
✅کانال سخنرانی های مذهبی👇
https://eitaa.com/joinchat/3381592079C5039dcf1f9
#شب_عاشورا
همه رو صدا زد ، با همه محارمش وداع کرد.. اما یه نفر روش نشد بیاد جلو .. میدونید اون یه نفر کی بود؟! تو مجلس نامحرما دیدن یکی دوید سر ابیعبدالله رو برداشت .. (فهمیدی بگم یا نه؟!..)
بی بی زینب اومد نگاه کرد دید ای وای .. عروسِ مادرش ربابه .. گفت رباب جان چرا این کارُ کردی؟.. گفت خانم عاشورا یادته شما خواهرا و دختراش دورشُ گرفتید من روم نشد بیام جلو ببوسمش .. از کربلا دلم برا آقام تنگ شده بود .. دیگه طاقت نیاوردم ..
اربابِ ما یه وقت دید ذوالجناح حرکت نمیکنه یه نگاه کرد گفت بابا بیا پایین کارت دارم .. دید دخترش دستایِ اسبُ بغل کرده (دختر داری یا نه؟!) ابی عبدالله پیاده شد این دخترُ بغلش کرد .. گفت بابا داری میری بابا یادته تو راه داشتیم میومدیم خبر شهادت مسلمُ دادن دختر مسلمُ بغل کردی یه دست رو سرش کشیدی .. بابا الان داری میری من چیکار کنم.. اینقدر ابی عبدالله گریه کرد ..
هر طوری بود دخترشُ گذاشت آروم بغل زینب دوباره سوار شد بر ذوالجناح .. نوشتن از مُخیم تا گودیِ قتلگاهُ میدان ، صد و پنجاه مترِ .. آروم آروم داره میره.. یه وقت دید یکی میگه مهلاً مهلاً یابن الزهرا .. تا دید داره با نام مادر صدا میزنه برگشت دید زینبه گفت داداش .. چیه خواهرم؟.. گفت داداش وصیتِ مادرم .. داداش پیاده شو .. دیدن زینب زیر گلوشُ داره میبوسه.. (چه بوسه ای زد حالا میگم برات..) نانجیب هر چی خنجرشو کشید نبرید ...
اینجا میگن ابیعبدالله پیراهنُ طلب کرد ، پیراهنُ آورد یه نگاه به پیراهن کرد دیدن حسین پیراهنُ بغل گرفت هی داره میبویه و میبوسه .. (یه سوال بپرسم؟..) مادرش کی پیراهنُ دوخت؟.. اون روزا که دیگه دستش بالا نمیومد.. نوشتن ابی عبدالله این پیراهنم لحظۀ آخر گذاشت رویِ زمین ، دیدن با خنجر داره پیراهنُ پاره پاره میکنه .. گفت داداش چرا پیراهنُ پاره میکنی؟.. گفت خواهرم اینا رحم و مروت ندارن .. میخوام بلکه ببینن این پیراهن پاره ست منو برهنه نکنن .. اما براش بمیرم ، کاش میبردن ، غارت کردن پیراهنُ ..
بسم الله الرحمن الرحیم .. یا صاحب الزمان آقاجان منو ببخشید ، بذارید من روضۀ شبِ عاشورا رو شروع کنم .. ارباب ما رفت یه وقت دیدن حسین ذوالجناحُ نگه داشت .. داره نفس نفس میزنه پیرمرد کربلا .. یه نانجیبی چنان یه سنگ به پیشانیش زد .. ارباب ما پیراهن عربی شُ بالا زد .. صدرُ الحسین نمایان شد .. (عاشورایی باید گریه کنی..) عاشورا با یه تیر شروع شد با یه تیرم تمام شد .. اولین تیرُ فردا صبح عمر سعد انداخت آخرین تیر میدونی چی بود؟ دیدن حرمله نشست چنان به قلب حسین ..
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#شب_عاشورا
#شب_دهم_محرم
https://eitaa.com/joinchat/3381592079C5039dcf1f9