اشکهای لعنتی. کنار بروید میخواهم آقا را ببینم. یکنفر نیست ولی بیت آنقدر از نبودنش خالی است که صدا میپیچد. گویی جهان خالی شده. صدا در سرم میپیچد که:
امشب چه خودکشی که نکردم به کوی تو
بیرون نیامدی به تماشا چه فایده...
هیامـ🇵🇸ــ
اشکهای لعنتی. کنار بروید میخواهم آقا را ببینم. یکنفر نیست ولی بیت آنقدر از نبودنش خالی است که صدا
امروز سخنران یه جمله گفت که به گفتهی خودش از اول محرم تلاش کرده بود بگه و نشده بود:
از عاشورا درس میگیریم که از شیرخوار ، تا پیرمرد هشتاد ساله فدای ولایت!
در عاشورا همه و همه فدای امام شدند و رسالت ما این بوده که فدای امام شویم.
حالا چی میبینیم آقا؟ ولایت فدای ما شد و ما هنوز زنده ایم.
هیامـ🇵🇸ــ
نمیدانم از کجا بنویسم؛ ثانیه به ثانیه ای که روند شهادت شما را میخواندم در خاطرم هست، ظهرِ روزِ هشتم
میدونی آرمانِ عزیز؟ سه ساله روز حضرت علی اکبر با یاد تو میگذره و امسال پر از خاطره و روایت از علی اکبر هاییم...