پیامی از جانب خدا. داشت با من حرف می زد.« مگر انسان نمی بیند که ما او را از ذره ای ناچیز آفریده ایم و او به جای دوستی با ما یک دفعه دشمنی سرسخت می شود؟»
- تولد در توکیو|اتسوکو هوشینو|
هیامـ🇵🇸ــ
❞ غرور؛ فريب نعمتها را خوردن و امكانات را ملاك گرفتن است. در حالى كه دادهها ملاك افتخار نيست، بازد
❞ آدمها، چه در برابر رنجها و مصيبتها و چه همراه كامروايىها و دلخوشىها، به پوچى مىرسند و از خود مىپرسند كه: اين زندگى، با اينهمه رنج و يا اين زندگى محدود و كودكانه، كه همه چيز آن فراهم و آماده است، چه معنايى دارد؟ چه خاصيتى دارد؟
من در ميان كاخهاى سبز و سفيد و همراه تمام خواستهها، جز زندگى مكرّر و بىحاصل چه خواهم داشت؟ آن جا كه آخر، مرگ و جدايى است، پس چرا تكرارها را تلاوت كنم و شكسته، اسير مرگ شوم؟
بعدها مىفهمى كه اين پوچى، درد محرومان و بىنوايان و يا گرفتارى كامرانان و كامروايان نيست؛ كه اينها درد آدمى است، كه فرصت محاكمهى خود را يافته و زندگى را زير سؤال برده است و در برابر اين سؤالهاى سِمج، به خودكشى و يا بىتفاوتى و بىخيالى و يا مِى و مستى پناه برده است تا دمى ز وسوسهى عقل بىخبر باشد.
#عین_صاد