eitaa logo
سلیمانی‌آسمانی
282 دنبال‌کننده
13.5هزار عکس
11هزار ویدیو
12 فایل
یا همه عالَم بگیریم 🌷 یا بر عالم ، پی زنیم 🌷 ارتباط مستقیم با مدیر کانال @photometia
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 🔹صله رحم ✍ نکته مهم دیگری را که باید اشاره کنم این است که: من در کتاب اعمالم و در لحظات آخر حضور در آن دنیا، میزان عمر خودم را که اضافه شده بود مشاهده کردم. به من چند سال مهلت دادند که : آن هم به پایان رسیده! من اکنون در وقت های اضافه هستم! اما به من گفتند: مدت زمانی که شما برای صله رحم و دیدار والدین و نزدیکانت می گذاری جزو عمر شما محسوب نمی شود. همچنین زمانی که مشغول بندگی خالصانه خداوند یا زیارت اهل بیت علیهم السلام هستید، جزو این مقدار عمر شما حساب نمی شود. 📙 کتاب سه دقیقه در قیامت 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠
🔴 🔹 یـکی از حـسـرت های مـن، وجود اسراف بسیار در زندگی‌ام بود. من فهمیدم که اسراف فقط ضایع کردن نعمت های الهی مانند خوردنی ها و آشامیدنی ها نیست، بدترین نوع اسراف، تلف کردن وقت و عمر بود... چه روزهایی که فقط صرف خوردن و خوابیدن شد و هیچ کار درستی انجام ندادم... 📙نسیمی از ملکوت. پنجاه حکایت از تجربه های نزدیک به مرگ. اثر گروه شهید هادی 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠
🔴 همسایه ما مرد خوبی بود. کاسب بود و مـثـل خیلی از مـردم، خانـواده دار و صبح تا شب مشغول کار بود. بـه نماز هم اهمیت می داد. امـا مشکلی داشت. ♦️روی بدنش قوز داشت♦️خیلی از این بابت اذیت می شد. در جریان تجربه نزدیک به مرگ، او را مشاهده کردم. مدتی از فوت او می گذشت. بدنش سالم بود. پرسیدم چه خبر؟ گفت: زمانی که به این طرف آمدم، ملائک الهی به استقبال من آمدند و مرا به این بهشت برزخی آوردند. آنها به جای پرداختن به بررسی اعمال، از من معذرت خواهی کردند! تعجب کردم، برای چه از من عذرخواهی می‌کنند؟! گفتند که شما در دنیا مشکل جسمی داشتی و درگیر گرفتاری و سختی بودی، از این بابت از شما عذر می خواهیم. خداوند متعال به همین دلیل، با رحمت خود با شما برخورد کرد... 📚 کتاب نسیمی از ملکوت. تجربه نزدیک به مرگ. اثر جدید گروه شهید هادی 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠
🔹درد دل با دیگران ، اجرم را ضایع کرد... ✍ روزهایی بـود که وقتی از سـر کـار بـر می‌گشتم با همسـر بیماری مواجه میشدم که حتی قادر به نشستن هم نبود. باید برای بچه‌ها هم پدری مـی‌ کــردم و هـم مــادری. در بررسی اعمال دیدم برای صبر در آن شرایـط سخت و کـمـک بـه خانواده‌ام چه اجری به من دادند. اما با یک شکایت نابجا و یک درد و دل بی موقع با اطرافیانم تمام اجرم ضایع شد... 📚 شنود. اثر گروه شهید هادی 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠
🔴 🔹ملائک به استقبال می‌آمدند... وقتی تیر به جسمم اصابت کرد، ناگهان خود را کنار جسمم دیدم! چند ملک آمدند و مرا با خود بالا بردند. ما به جایی رسیدیم که دسته دسته ملائک به استقبال می آمدند و خوش آمد گویی می کردند. آن ها جایی را نشان دادند و گفتند بهشت شما آماده است. نگاهی کردم و گفتم آنجا زیباست اما به ما بگویید امام حسین (ع) کجاست؛ مادرمان حضرت زهرا کجاست؛ آن ملک با اشاره جایی را نشان داد. تمام شهدا اطراف منبری حلقه زده بودند و آقایی به شدت زیبا روی منبر سخنرانی می کرد... واقعا بهشت آنجا بود... 📚 سطرهایی از کتاب بازگشت اثر گروه شهید هادی 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠
🔴 مرحوم آیت الله حق شناس به نماز اول وقت و جماعت خیلی اهمیت می داد. ایشان در روزگار جوانی به علت بیماری تجربه نزدیک به مرگ پیدا کرد. روح از بدنش خارج شد. می فرمود: می خواستند مرا ببرند، ملکی را دیدم که جلو آمد و گفت: این جوان اهل نماز اول وقت و جماعت است. به او فرصت دوباره بدهید تا مقامات و درجاتش را در دنیا بالا ببرید. برای همین می گفت که نماز اول وقت این قدر قدرت و اهمیت دارد که مرگ ناگهانی را به تاخیر بیاندازد. 📚 برگرفته از کتاب نسیمی از ملکوت. اثر جدید گروه شهید هادی 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠
🔴 ✍ ایستاده بودم و مات و مبهوت به کتاب اعمالم نگاه می کردم. انگار هیچ اراده ای از خودم نداشتم. هیچ کار و عملم قابل دفاع نبود. فقط نگاه می کردم. در دنیا، انسان هرچند مقصر باشد، اما در دادگاه از خود دفاع می کند و با گرفتن وکیل و..... خود را تا حدودی از اتهامات تبرئه می کند. اما اینجا... مگر می شود چیزی گفت؟! فقط نگاه می کردم. حتى و آنچه در فکر انسان بوده برای همه نمایان است، چه رسد به اعمال انسان. برای همین هیچ کس نمی تواند بی دلیل از خود دفاع کند. در کتاب اعمال خودم چقدر گناهانی را دیدم که مصداق این ضرب المثل بود: آش نخورده و دهن سوخته. شخصی در مقابل من غیبت کرده یا تهمت زده و من هم در گناه او شریک شده بودم. چقدر گناهانی را دیدم که هیچ لذتی برایم نداشت و فقط سرافکندگی برایم ایجاد کرد. خیلی سخت بود. خیلی. حساب و کتاب خدا به دقت ادامه داشت اما زمانی که بررسی اعمال من انجام می شد و نقایص کارهایم را میدیدم، گرمای شدیدی از سمت چپ به سوی من می آمد! حرارتی که نزدیک بود تمام بدنم را بسوزاند. اما... این حرارت تمام بدنم را می سوزاند، طوری که قابل تحمل نبود همه جای بدنم می سوخت، بجز صورت و سینه و کف دستهایم! برای من جای تعجب بود. چرا این سه قسمت بدنم نمی سوزد؟! لازم به تکلم نبود. جواب سؤالم را بلافاصله فهمیدم. من از نوجوانی در هیئت و جلسات فرهنگی مسجد محل حضور داشتم. پدرم به من توصیه می کرد که وقتی برای آقا امام حسين عليه السلام و یا حضرت زهرا سلام الله علیها و اهل بیت (ع) اشک میریزی، قدر این اشک را بدان. اشک بر این بزرگان، قیمتی است و ارزش آن را در قیامت میفهمیم. پدرم از بزرگان و اهل منبر شنیده بود که این اشک را به سینه و صورت خود بکشید و این کار را می کرد. من نیز وقتی در مجالس اهل بیت علت گریه می کردم. اشک خود را به صورت و سینه ام می کشیدم. حالا فهمیدم که چرا این سه عضو بدنم نمی سوزد... 📙 سه دقیقه در قیامت ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠
هدایت شده از نشر شهید هادی
🔴 🔹تمام نعمت ها زیباست اما... مقام شهادت آنقدر در پیشگاه خداوند با عظمت است که تا وارد برزخ نشوید متوجه نمی شوید. در این مدت عمر، با اخلاص بندگی کنید و به بندگان خداوند خدمت کنید و دعا کنید مرگ شماهم شهادت باشد. بعد گفت: ❖اینـجـا بهشتیـان همچـون‌ پروانـه بـه‌ گرد شمع وجودی اهــل بـیـت عـلیـهـم الـسـلام حـلـقـه می زننـد و از وجـود نورانی آنها استفاده می‌کنند. مـن از نعمـت های بهشت کـه برای‌شهداست سؤال‌ کردم.از قصرهاو حوریه ها و... گفت: «تمام نعمت‌ها زیباست، اما اگر لذت حضور در جمع اهل بیت را درک کنی، لحظه‌ای حاضر به ترک محضر آنها نخواهی بود. من دیده ام که برخی از شهدا، تاکنون سراغ حوریه های بهشتی نرفته اند، از بس که مجذوب جمال نورانی محمد و آل محمد (ع) شده‌اند.» 📙 سه دقیقه در قیامت https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
🔴 یـکـی از دوستـانـم کــه از مـردان با ایمان و با تقوا بود از دنیا‌رفت. صفات خیلی خوبی داشت، اما در جمع دوستان کارهایی می‌کرد و شوخی‌هایی داشت که باعث ناراحتی بقیه می شد. ●بعد از مرگش او را در خواب دیدم که ناراحت است. از احوالات او سوال کردم گفت: به خاطر همین کارها مرا باز خواست کردند... 📚 سطرهایی از کتاب تقاص. حق الناس در تجربه های نزدیک به مرگ... 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠
🔴 🔹در آن‌سوی دنیا این لحظات را می‌دیدم! وارد جلسه‌مهمانی شدم. تمام دوستان هـم نـشـسـتـه بـودنـد. مـی‌ گـفـتـنـد و می‌خندیدند. یک میزبزرگ وسط سالن بـود و هـمــه مــیــوه و شـیـریــنـی از آنجا بـر مـی داشـتـنـد و مـی خوردند. چـنـد دقیقـه بـعـد مجـلـس به‌ سـمـت غیبت رفت. به دوستانم گفتم: بیایید از خودمان بگوییم از کسی که بین ما نیست حرفی نزنیم. اما قـبـول نـکـردنـد. وقتی نصیحتم بی فایده بـود از آنـجـا خـارج شـدم و بـه داخل حیاط رفتم... 🔸حالا در آنسوی دنیا همین لحظات را می‌دیدم. اما آنچه تفاوت داشت این بود که به جای میوه و شیرینی، لاشه یک مردار انسان روی میز بود و آن ها که غیبت می کردند و می شنیدند، تکه تکه از بدن آن مردار می کندند و می خوردند!! 📚 سطرهایی از تقاص. اثر گروه شهید هادی 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠
🔴 بعد از اینکه انسان از گناهی می کند و دیگر سمتش نمی رود، گناهانی که قبلا مرتکب شده کاملا از اعمالش حذف می شود. آنجا خدا را به خوبی حس کردم. حتی اگر کسی حق الناس بدهکار است اما از طلبکار خود بی اطلاع است، با دادن رد مظالم برطرف می شود. اما حق الناسی که صاحبش را بشناسد باید در دنیا برگرداند. حتی اگر یک بچه از ماطلبکار باشد و در دنیا حلال نکرده باشد، باید در آن وادی صبر کنیم تا بیاید و حلال کند. ✍ قسمتی از تجربه نزديک به مرگ، سطرهایی از کتاب سه دقیقه در قیامت [ کانال‌تبلیغی‌تبیینی‌ِسلیمانی‌آسمانی ] ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠
🔴 🔹ناگهان چیز عجیبی به چشمم خورد چیزی شبیه یک قفس بزرگ در لابه‌لای باغ‌های بهشتی که شخصی در آن زندانی بود! من گفتم مادر این چیست؟ زندان در این باغ چه می‌کند؟! مادر گفت: این شخص در دنیا آدم خوبی بود و لایق است اما یک بار به ناحق شخصی را در میان جمع برد. او را این‌طور نگهداری می‌کنند تا آن شخص به این‌جا بیاید و او را حلال کند... 📚 سطرهایی از کتاب تقاص [ کانال‌تبلیغی‌تبیینی‌ِسلیمانی‌آسمانی ] ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌱🇮🇷 💠@Soleimaniasemani💠