♨️بسم الله الرحمن الرحیم..
✳️سوره مبارکه البقرة آیه ۱۲۰
🔶️وَلَن تَرضىٰ عَنكَ اليَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم ۗ قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ العِلمِ ۙ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍ﴿۱۲۰﴾
🔷️هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواستههای آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شدهای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود..
🔻خبر آمد خبری در راه است..
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✳️ وعده حتمی خداوند برای یاری مومنان..
🛑حضرت امام خامنه ای حفظه الله تعالی..
🔷️در سخت ترین شدائد فرمایشات حکیمانه این ولی خدا ،عزیز خدا،سپهسالار امام زمان عجل الله قوت قلب ماست..
🔷️برای طول عمر باعزت امام خامنه ای عزیز و سربازانش خالصانه و مخلصانه و با تضرع دعا کنیم..
♨️ان ربی لسمیع الدعا..🤲🤲
💢کانال ستارگان سلوک💢
https://eitaa.com/joinchat/1586168697Cf17ac186cd
✳️ غدیر تا عاشورا..
🛑حضرت امام خامنه ای حفظه الله تعالی
🔶️غدیر کربلای عوام بود،
و کربلا،غدیر خواص
در غدیر با انکه بیعت گرفته شد، "جفا" شد؛
و در کربلا با آنکه بیعت برداشته شد "وفا"
💢کانال ستارگان سلوک💢
https://eitaa.com/joinchat/1586168697Cf17ac186cd
♨️تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ...
🔻انشالله طومار ۳۳۰۰ سال شرارت قوم عنود مغضوب یهود در هم پیچیده خواهد شد..
✳️ یا علی مددی..
🛑کوه توحید شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی مدفون در حرم امام رضا علیه السلام..
🔶️ شیخ العارفین آیت الله نخودکی اصفهانی رضوان الله علیه مرتب در حال قدم زدن این شعر را میخوانده و میفرموده در این شعر عجایب بیشمار وامانی محکم است و در دفع بلایا بسیار موثر است...
🔷️« زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
مدد زغیر تو ننگ است یا علی مددی
گشاد کار دو عالم به یک اشاره توست
به کار ما چه درنگ است یا علی مددی »
♨️پی نوشت؛
اکثر علمای ما بسیار اهل شعر بوده اند و از این اشعار مدد میگرفتند..
با یکی از شاگردان علامه حسنزاده آملی که ۲۰سال در محضرشان بوده اند صحبت میکردم...ایشان فرمودند روزی خدمت علامه بوده ام و علامه مدام این بیت را تکرار میکردند..
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی..
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی..
ایشان فرموده بود در ان جلسه حضرت علامه بالغ بر ۵۰۰بار این بیت را در حال و مستی با خود زمزمه میکردند و من در محضرشان به سکوت بسر میبردم...
💢کانال ستارگان سلوک💢
https://eitaa.com/joinchat/1586168697Cf17ac186cd
کانال ستارگان سلوک
✳️ یا علی مددی.. 🛑کوه توحید شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی مدفون در حرم امام رضا علیه السلام.. 🔶️ شیخ
♨️ نکته؛
فقط کسانی میتوانند به بطن و عمق یک شعر یا مفاهیم بلند عرفانی دسترسی پیدا کنند که به مقام آن شاعر یا عارف والا مقام رسیده باشند..
♨️توجه توجه ♨️توجه توجه
🔶️با سلام و عرض ادب به اعضای محترم کانال..
🔷️از همه عزیزان محترمی که در مناطق جنگی زندگی می کنند و جایی برای اسکان ندارند برای اسکان دعوت به عمل می آید تا از این شرایط بحرانی عبور کنیم.
🔶️محل مذکور برای اسکان که در نظر گرفته شد زینبیه و مسجد محل با همه امکانات و پذیرایی می باشد.
🔷️ادرس محل مذکور یکی از روستا های شهرستان آمل می باشد.
🔶️تا میتوانید این پست را نشر دهید تا بتوانیم باری از دوش مردم عزیز میهنمان برداریم
عزیزانی که تمایل دارند به پی وی مراجعه کنند تا شماره تلفن و ادرس کامل را بفرستم.
♨️اللهم عجل لولیک فرج🤲🤲
💢کانال ستارگان سلوک💢
https://eitaa.com/joinchat/1586168697Cf17ac186cd
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️الله اکبر
الله اکبر
الله اکبر
🛑دنیای کثیفتان را به آتش خواهیم کشید..
🔶️حملات دیشب سربازان فرمانده کل قوا نائب برحق امام زمان عجل الله به تل آویو..
🔶️گرد و غبار قبل ظهور ..
💢کانال ستارگان سلوک💢
https://eitaa.com/joinchat/1586168697Cf17ac186cd
🔻🔻توجه توجه
♨️از عزیزان خواهشمندیم هرچی زودتر پلتفرمهای خارجی واتساپ و اینستاگرام و غیره را در این شرایط از گوشیهای خود حذف کنند..
✳️دنیای عاریه..
🛑حکایت مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری مرجع بزرگ تشیع و پند جوان کوخ نشین به او...
♨️بسیار شنیدنی..
🔷️مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری از شاگردان مرحوم میرزای بزرگ شیرازی در سامرا بود.
می رودمحضر امیرالمؤمنین (ع) در حرم زیارت و به آقا امیرالمؤمنین میگوید:
آقا ما داریم برمیگردیم به ایران و میدانم برگردم، سیل مقلّدین و مراجعین در مسائل شرعیه به سمت ما میآید.آقا، یک الگویی را به ما معرفی کنید که من در آیندهی زندگیام،این الگو بشود برای ما شاخص،این استقبال دنیا، مرجعیت، عزّت، ثروت و آقایی، ما را غافل نکند.
🔶️حاج شیخ عبدالکریم حائری سه ماه نجف می ماند* و صبح و شام وقتی حرم مشرّف میشد، از امیر المؤمنین (ع) همین خواسته را تقاضا میکرد.
سه ماه هم ایشان کربلا میماند.
جمعاً میشود شش ماه. دیگر ایشان داشته باز ناامید میشد که شاید آقا امام حسین (ع)هم مصلحت نمیدانند که معرفی کنند،آن شب با دل شکسته از حرم میرود در همان منزلی که در کربلا اسکان داشتند، ایشان شب میخوابد،
*خواب سیدالشهداء (ع) را میبیند. آقا میفرمایند:*
🔷️شیخ عبدالکریم! از ما یک انسان جامعِ کاملِ وارسته میخواهی به عنوان الگو؟" میگوید: بله آقا.
*میفرمایند:"فردا صبح وارد حرمِ ما که میخواهی بشوی طلوع فجر،کنار قبرِ حبیب بن مظاهر اسدی، یک جوان 18 سالهای نشسته،* عمامهای کرباسی به سر دارد و یک عبای کرباسی ولباس کرباسی هم پوشیده.شما که وارد میشوی،این جوان بلند میشود وارد حرم میشود یک سلامی پایین پا به من میکند،یک سلام به علی اکبر،یک سلام به جمیع شهداء،از حرم خارج میشود
بعدازطلوع فجر.این جوان را دریاب که یکی از انسانهای بزرگ است ".
🔶️حاج شیخ میفرماید:
بیدار شدم.
طلوع فجر،وقتی وارد حرم شدم،دیدم کنار قبر حبیب بن مظاهر،همان گوهری که امام حسین (ع) حواله کرده بود،نشسته بود.
وارد شدم، این قیام کرد و آمد در حرم و یک سلام به حضرت سیدالشهداء(ع)،یک سلام به علی اکبر ویک سلام به جمیع شهداء،ازحرم خارج شد آمد به ایوان و از آنجا به صحن رفت.
دنبالش دویدم. در صحن،صدایش زدم و گفتم:آقا،بایست من با تو کار دارم.
برگشت یک نگاهی به من کرد و گفت: "آقا! عمامهی من عاریتی است "
و رفت.
از صحن رفت بیرون،رفت در کوچه پسکوچههای کربلا، دنبالش دویدم:
آقا! عرضی دارم، مطلبی دارم، بایست. دوباره درحال حرکت برگشت و گفت:
🔷️"آقا! عبای من هم عاریتی است "؛ و رفت.
آقای حاج شیخ عبدالکریم میگوید:
دیدم دارد از دستم میرود؛ محصول شش ماه زحمت درِ خانهی دو امام،بااین دو کلمه دارد میگذارد و میرود. دویدم و خودم را به او رساندم و دستش را گرفتم و گفتم:
بایست.عبای من عاریتی است؛ عمامهی من عاریتی است یعنی چه؟
*شش ماه التماس کردهام تا شما را معرفی کردهاند، کار داریم با شما*.
یک نگاهی به حاج شیخ میکند و میگوید:
"چه کسی من را به شما معرفی کرد؟".
آقا شیخ عبدالکریم میگوید:
🔶️صاحب این بقعه و بارگاه، سیدالشهداء(ع).
به حاج شیخ عبدالکریم میگوید:
"امروز چندمِ ماه است؟"
حاج شیخ عبدالکریم روز را میگویند.
میگوید: "دنبال من بیا ".
در کوچهپسکوچههای کربلا میروند تا به خارج از کربلا میرسند.یک تلّی بود که روی آن تل،یک اتاقکی بود.میرسد به درِ آن اتاق و میگوید:
"اینجا خانهی من است،فردا طلوع فجر،وعدهی دیدار من و شما همین جا ".
میرود داخل و دررا میبندد.
مرحوم حاج شیخ فرموده بود:
من در عجب بودم؛ خدایا،این چه مطلبی میخواهد به من بگوید که موکول کردبه فردا.چرا امروز نگفت؟!
آن درسی که بناست به من بدهد و زندگی آیندهی من راتضمین کنددر معنویت؛ بشود درس؛ بشود.
🔷️ایشان میفرماید:
لحظهشماری میکردم.آن روز گذشت تا فردا و طلوع فجر، رفتم بیرونِ کربلا،روی همان تل.پشتِ همان اتاقک.آمدم در بزنم،صدای نالهی پیرزنی از درون آن اتاق بلند بود و صدا میزد:
وَلَدی! وَلَدی.پسرم، پسرم.
در زدم، دیدم پیرزنی با چشمان اشک¬آلود در را گشود.
گفتم:
خانم دیروز یک جوانی زمان طلوع فجر، وارد این خانه شد و گفت اینجا خانهی من است و با من وقت ملاقات گذاشته.این آقا کجاست؟
گفت: این پسرِ من بود،الآن پیشِ پای شمااز دنیا رفت.
وارد شدم. دیدم پاهای این جوان به قبله دراز، هنوز بدن گرم.
گفتم: وا أسفا! دیر رسیدم.
🔶️یک روز حاج شیخ بر فراز تدریس کرسی درس خارج در قم،این خاطره را نقل کرده بود ازدوران جوانی و بعد فرموده بود: آن درسی که آن جوانِ بزرگ و کامل از طرف امام حسین (ع)به من آموخت، درسِ عملی بود.
روز قبل به من گفت:
آقا عمامهی من عاریتی است،
عبای من عاریتی است
فردا جلوی چشمانِ من،عبا و عمامه را گذاشت و رفت.
میخواست به من بگوید:
*شیخ عبدالکریم حائری!
🔻ادامه دارد..🔻