سلوك .
دیشب بعداز مدت ها جمعمون جمع شد ، هرچند که جای چندنفر خیلیییییی خالی بود..🎀 بماند به یادگار ۱۴۰۵/۲/
دوماهی میشد بچها رو ندیده بودم🤍
سلوك .
دیشب بعداز مدت ها جمعمون جمع شد ، هرچند که جای چندنفر خیلیییییی خالی بود..🎀 بماند به یادگار ۱۴۰۵/۲/
ولی وقتی من نباشه همیشه خوش میگذره
بگم براتون از دختری که راه نمیرفت، ولی...
اون روز یه خانواده سه نفره به همراه عمه و شوهر عمه ی دخترشون رفته بودن مشهد..رفته بودن پیش ضامن شیعه:)
توی صحن انقلاب بودن، که یه اتفاقی افتاد،
شوهر عمه ی دخترشون سعی کرد آروم آروم دخترک رو راه بندازه، چون دختر کوچولو هنوز نمیتونست راه بره
یه اتفاق، یا شایدم یه معجزه قشنگ رقم خورد
دخترک دست شوهرعمه شو رها کرد و شروع کرد تند تند راه رفتن...
دختری که هنوز بلد نبود حتی اروم اروم راه بره...
مامانش از خوشحالی بابای دخترش رو صدا زد و گفت بیا ببین یسرا داره راه میرههه:)
اون روز یسرا شروع کرد راه رفتن
به مدد بابای مهربونش، بابارضا:)
از وقتی مامانم برام قصه ی راه رفتنم رو تعریف کرد، تصمیم گرفتم حالا که اولین قدمم با (یا رضا) شروع شده، پامو تو مسیری غیراز مسیر اهل بیت(علیهم السلام) نزارم و هرقدمی که میزارم رو نذر ظهور امام زمانم بکنم🤍🎀