در واقع روز جالبی بود
مدرسه داشت
خونه مادربزرگ داشت
معده درد داشت( و سرم،مرم و این حرفا )
و در اخر تجمع خیلی 🎀 بود
باید مهدکودک باز کنیم بچه هارو غش غش بخندونیم
( دست بچه هارو گرفتیم و باهم پروندیم شون )
سُعَدا
باید مهدکودک باز کنیم بچه هارو غش غش بخندونیم ( دست بچه هارو گرفتیم و باهم پروندیم شون )
شما در صورتی میتونی این جمله در درک کنی که خودت در کودکی کلی باهاش حال کرده باشی