eitaa logo
سُعَدا
245 دنبال‌کننده
1هزار عکس
128 ویدیو
2 فایل
- و اما اینجا < نقطهِ‌امنِ‌ما > - [ به امیدِ پیروزی ؛ 🇮🇷 ] - ما اینجاییم،درست در نقطهِ درستِ تاریخِ معاصر؛
مشاهده در ایتا
دانلود
هعیی
دیگهه نمیشهه تکرااار💔
کار مفیدی انجام دادم امروز
سلام بر خانومی که حدودا ده ساله حرمش نرفتم ...
گاهی یه موضوع ازش انتخاب میکنم مینویسم
سُعَدا
گاهی یه موضوع ازش انتخاب میکنم مینویسم
ـ دیدار بچگی هام با ورژن یکم بزرگترم /″ یه دختر کله فرفری ِ غرغرو ، با لپ های آویزون و نگاه به گوشه حیاط مدرسه، نگاه ِ مادرش میکرد و میون آن همه همه دانش آموز سال بالاتری با چشمانش به مادرش التماس میکرد که نره... کلاس پنجم-ششمی های خوشحال، دست بقیه بچه های کوچیکتر و گرفتن و یه حلقه بزرگ تشکیل دادن و باهم شعر میخونن،آخه امروز جشنه! همه مادرا خوراکی درست کردند و گوشه حیاط با لبخند بچه هاشونو نگاه میکنند دختر بچه کلاس دومی بار دیگه نگاهی به گوشه حیاط میندازه و مادرش... اینبار به خانه رفته، باید نهار درست میکرد و خواهر کوچیکترشو از مهد به خانه می‌برد تنهایی کل وجود اون دختربچه رو پر میکنه که .... ـ تنهایی؟ + الان آره، ولی میخوام برم پیش دوستام ـ میدونی من کیم؟ دختر بچه دستاشو تو هم قفل میکنه و نگاهش و به کفش هاش میدوزه ـ آره که میدونم کی هستی + نمیپرسی میخواد چی بشه؟ نگاهش و به دخترِ با لباس فرم سورمه ای میدوزه - بهم خوش میگذره؟ اینبار دختر لبخند میزنه، میخنده + چرا خوش نگذره؟ زندگی همینه، حتی با بالا و پایین هاش با اعتماد به نفس به دختر بچه نگاه میکند و ادامه میدهد : تو بخوای خوش میگذره .. - بزرگ شدن چی ؟ بزرگ شدن خوبه؟ نفس عمیقی میکشد و دست به سینه نگاهش به جلو و دسته دسته دختران صدای آهنگ بلند تر میشود + بزرگ شدنم خوبه.. خیلی خوبه، ولی حالا لذت ببر ... به موقعش همه چیزو تجربه میکنی.. چند ثانیه میگذرد دختربچه با لباس سبز و نوار استین و جیب سفید، و دخترِ حالا با فرم سرمه ای رنگ.. + من برم ؟ ـ کجا بری؟ + تو بمون منم برم ـ باشه ، برو .. مراقب خودت باش.. چشمک میزند: توام همینطور ...
وعده ما فردا شب ۱۱:۵۹
سُعَدا
خواستم بگم از این روز ،یک سال میگذره.
چقدر زود گذشتت
واقعا فکر نمیکردم انقدررر زود بگذره