سُعَدا
ـ دیدار بچگی هام با ورژن یکم بزرگترم /″ یه دختر کله فرفری ِ غرغرو ، با لپ های آویزون و نگاه به گوشه
روز دوم /″
اختلاف با خانواده.. اصولا تو ۹۹.۹۹ خانواده ها هست و اون درصد باقی مونده هم کاری به کار هم ندارن..
اما خب به عنوان بچه اول یه خانواده نسبتا شلوغ باید بگم جاده صاف کن سه تای بعدم ام..
اینکه مدل فلان لباس چطوریه یا حتی خوردن غذا های جدید، اصولا بحث خانواده ها با نوجون هاشون برمیگرده به اینکه قطعا خانواده ها و بچه ها باهم همنسل نیستن، به خاطر همین گاهی باهم کنار نمیان و گاهی بحث ها بینشون بالا میگیره.. ولی خب جاهایی که باهم کنار میایم واقعا🛐🛐🛐
دید پدر و مادر با بچه هاشون فرق داره
پدر مادرا از سن بلندپروازی، هیجان، نوجونی و... توی دوره خودشون گذشتن و با تغییر نسل ها و زمانه، خب...
به خاطر همینه که بالای کابینت میشینی با مامانت صحبت میکنی و لذت میبری به خاطر اینه که اونا از این هیجانا عبور کردن و میدونن چی به چیه. حتی اینکه از بابات سوالای سیاسی میپرسی و اون حتی شده گاهی بیحوصله ام که شده جوابتو میده و خب اینم همچین رابطه ای داره .
امیدوارم متوجه بشید چی میگم!
خواستم بگم اختلاف، تو همه ی خانواده ها هست، متنهی چیزیه که میگذره. و باید مراقب بود، مراقب بنیادِ خانواده ..