🌸دخـــــتــرونــــــــہ💕 زناشویی همسرانه ایده آشپزی خیاطی سرگرم
بلک فرایدی شروع شد🤩 💯 تا ۷۰ درصد تخفیف 👇💣 https://eitaa.com/joinchat/881262648Cf570dd088b ✅ بهترین
🔥 حراج بزرگ جمعه سیاه فرا رسید 🔥
🔥 از همین لحظه به مدت ۴۸ ساعت 🔥
6.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_آموزشی
آموزش یه شینیون ساده و اسون😍👩🏻🦱
❣☘
💅 @sooraty
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کلیپ_آموزشی
آموزش یه مدل مو جذاب و آسوون😍¬
❣☘
💅 @sooraty
9.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استایل_مردانه
•چندتا استایل پاییزی خفن واسه پسرا😎🌤
❣☘
💅 @sooraty
هدایت شده از 🔆 تبلیغات انصــــار 🔆
💥اینو ببین🙄 50% #زیرقیمت_بازاره
باورت نمیشه بیا خودت ببین 😳😱
💯فروش #مانتو #لباسای_زنانه
♥️ #تـخـفـیـف_50٪
❤️ ارزانتر از همه جا در ایتا
🎁 #هدیه_ویژه_برای_خرید_اولیها
🛵🛵 #ارسال_رایگان 🛵🛵
🆔 🚩 بـــیا ببـــین #حــــراج بازاره بزن رو لیــنڪ تا باورت شـــه👇👇😍😍
https://eitaa.com/joinchat/15532112C39d24d18fa
💯تضـمین #کیفیـت و #قیمت_ارزان 🤩
🌸دخـــــتــرونــــــــہ💕 زناشویی همسرانه ایده آشپزی خیاطی سرگرم
💥اینو ببین🙄 50% #زیرقیمت_بازاره باورت نمیشه بیا خودت ببین 😳😱 💯فروش #مانتو #لباسای_زنانه ♥️ #تـ
کل ایتارو بگردیاااا هیچ کانالی مثل این پیدا نمیکنی 😎😍
باور نمیکنی عضو شو ببین 😊
بهترین لباس های زمستون و پاییز تو این کاناله 😍😍😍
#پالتو #شومیز #لباس_مجلسی #شلوار
#کمترین_قیمت_بهترین_کیفیت😍😍
#حرااااج_های_روزاااانه😍😍😍
بزن رو لینک بیا همشو ببین😍👇👇
https://eitaa.com/joinchat/15532112C39d24d18fa
اولین اصل
برای لذت بردن از زندگی
بدون شک نترسیدن از قضاوت آدم هاست!
❣☘
💅 @sooraty
🌸دخـــــتــرونــــــــہ💕 زناشویی همسرانه ایده آشپزی خیاطی سرگرم
💥💫💥💫💥💫 #پارت_428 #دخترونه_های_همسردوم_خانزاده داشتیم صبحانه میخوردیم که نور و خان زاده اومدند ، حا
💥💫💥💫💥💫
#پارت_429
#دخترونه_های_همسردوم_خانزاده
کیان خیره به چشمهام شد و گفت :
_ حتی اگه همچین چیزی باشه من اجازه نمیدم شما متوجه بشید و وارد این مسئله بشید .
بعدش رفت چند قدم بیشتر نرفته بود که گفتم :
_ تو میترسی واسه ما اتفاقی بیفته که چیزی نمیگی اما مطمئن باش من پیگیرش میشم و میفهمم چه قضیه ای هست
عصبانی به سمتم برگشت اومد سمتم و با خشم غرید :
_ تو همچین کاری نمیکنی میفهمی ؟
_ اتفاقا من پیگیر این قضیه هستم و اصلا بیخیالش نمیشم مطمئن باش
دیگه دود داشت از سرش خارج میشد
_ بسه
نفس عمیقی کشید بعدش دستش رو تهدید وار جلوی من قرار داد
_ پریزاد از ماه چهره فاصله بگیر وگرنه مجبور میشم به شوهرت بگم واسه همیشه از اینجا تو رو ببره
بعدش گذاشت رفت پوزخندی زدم نمیتونست جلوی من و بگیره من بشدت از ماه چهره متنفر بودم و کینه داشتم واسه همین به این زودیا بیخیالش نمیشدم !.
_ پریزاد
به سمت خان زاده برگشتم اخمام رو تو هم کشیدم و سرد گفتم ؛
_ بله
اخماش تو هم فرو رفت و گفت :
_ این مسخره بازیا چیه ؟
ابرویی بالا انداختم و پرسیدم :
_ کدوم مسخره بازیا ؟
نفسش رو پر حرص بیرون فرستاد و گفت :
_ همین رفتارت
_ من که اصلا متوجه نمیشم !.
با خشونت بازوم رو تو دستش گرفت و بهم توپید :
_ تا دیشب که همه چیز خیلی عالی بود پس چیشد یهو هان ؟
نیشخندی بهش زدم :
_ واقعا نمیدونی چیشد ؟
_ نه
_ صبح بعدش کجا رفتی ؟
_ چی ؟
_ دارم میگم بعدش که از تخت من بلند شدی کجا رفتی ؟
_ این چه سئوال مزخرفیه ؟
_ جواب بده
_ اتاق نور
عصبی خندیدم :
_ خیلی پست هستی حالم ازت بهم میخوره ، حداقل یکم جلوی خودت رو میگرفتی بعدش میرفتی پی کثافط کاریت
💫💥💫💥💫💥
🌸دخـــــتــرونــــــــہ💕 زناشویی همسرانه ایده آشپزی خیاطی سرگرم
💥💫💥💫💥💫 #پارت_429 #دخترونه_های_همسردوم_خانزاده کیان خیره به چشمهام شد و گفت : _ حتی اگه همچین چیزی
💥💫💥💫💥💫
#پارت_430
#دخترونه_های_همسردوم_خانزاده
به سمت خان زاده برگشتم اخمام رو تو هم کشیدم و سرد گفتم ؛
_ بله
اخماش تو هم فرو رفت و گفت :
_ این مسخره بازیا چیه ؟
ابرویی بالا انداختم و پرسیدم :
_ کدوم مسخره بازیا ؟
نفسش رو پر حرص بیرون فرستاد و گفت :
_ همین رفتارت
_ من که اصلا متوجه نمیشم !.
با خشونت بازوم رو تو دستش گرفت و بهم توپید :
_ تا دیشب که همه چیز خیلی عالی بود پس چیشد یهو هان ؟
نیشخندی بهش زدم :
_ واقعا نمیدونی چیشد ؟
_ نه
_ صبح بعدش کجا رفتی ؟
_ چی ؟
_ دارم میگم بعدش که از تخت من بلند شدی کجا رفتی ؟
_ این چه سئوال مزخرفیه ؟
_ جواب بده
_ اتاق نور
عصبی خندیدم :
_ خیلی پست هستی حالم ازت بهم میخوره ، حداقل یکم جلوی خودت رو میگرفتی بعدش میرفتی پی کثافط کاریت
💫💥💫💥💫💥
♨️احضار روح عمرسعد و معاویه توسط برادر علامه طباطبایی♨️
حاج سیدمحمد الهی فرزند آیت الله سیدمحمدحسن الهی طباطبائی، برادر حضرت علامه میگوید:
«یک روحانی بنام ادیب العلما در تبریز بود که به بنده نیز مأنوس بود و درعلوم غریبه نیز سر رشته داشت که اخیراً فوت نموده است. یک روز آمده بود به خانهمان و من نیز آن موقع در کبریت سازی مشغول بکار بودم عصر که به خانه برگشتم والدهام فرمودند که والد بزرگوارم (آیت الله سیدمحمدحسن الهی طباطبایی) حال خوشی ندارد خانهمان آن موقع در دانشسرا قرار داشت طبقه دوم پیش پدرم رفتم و جویای حالشان شدم فرمودند: چیزی نشده فقط حالم کمی منقلب شده بود که درست شد. بالاخره چیزی نگفتند و من هم نفهمیدم.
چند روز بعد که جناب ادیب العلما را دیدم ایشان از من در مورد اتفاقات آن روز پرسیدند گفتم بنده که بی خبرم. ادیب العلما برگشت گفت آن روز که آمده بودم خانهتان، پدرت در حالی که نشسته بود به این فکر میکرده که روح عمربن سعد را احضار نمایند ببینند که این ظالم چگونه تیپ و قیافهای داشته و این غلط بزرگ غیرقابل بخشش را در مورد امام حسین (ع) و اهل بیت اش در صحرای کربلا مرتکب شده است.
ادیب العلما میگوید در یک لحظه خانهای که در آن نشسته بودم به یک ظلمتکده تبدیل شدو همه جای خانه را تاریکی فرا گرفت من از ترس پا به فرار گذاشتم یک آن فهمیدم که در پل منجم هستم بعداً برگشتم و در مورد ماوقع سؤال پرسیدم آقا فرمودند که روح عمرسعد......
ادامه داستان👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1103560716Ca3f70aba9b
زندگى يعنى تعادل ايجاد كردن
بينِ نگه داشتن و رها كردن...
نه زيادى به چيزى بچسب
نه زيادى همه چيز رو رها كن!
❣☘
💅 @sooraty