تو مگر چند نفر بودی ازاین عالمیان؟!
که پس از رفتنت اینگونه تهی گشت جهان...
•@sormeh_110•
﮼سـرمـه ﮼
تو مگر چند نفر بودی ازاین عالمیان؟! که پس از رفتنت اینگونه تهی گشت جهان... •@sormeh_110•
بعد از تو در آغوش زمستان ماندم
همراه بهار میرسیدی ای کاش. . .
آقـای خامنـهای معظملـه.اُمیـد..mp3
زمان:
حجم:
752.8K
_اُمـیـد
| شـهـیـد سـیـدعـلـی خامـنـهای
•@sormeh_110•
بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق
همیشه رفتن و رفتن، ز آمدن چهخبر؟
|حسین منزوی
•@sormeh_110•
بیست و پنج سال پیش هوشنگ گلشیری گفت:
«آنقدر مصیبت بر سر ما ریختهاند که فرصتِ زاری کردن نداریم.»
و بیست و پنج سال است که این جمله خاصیتش را از دست ندادهاست...
•@sormeh_110•
ماتم چه گویم از وطن، کز برگ برگِ این چمن
من خونِ چشمِ شاعران، دیوان به دیوان دیدهام.
|معینی کرمانشاهی
•@sormeh_110•
ز کدام رَه رسیدی؟ زِ کدام در گذشتی؟
که ندیده دیده ناگه به درونِ دل فتادى؟
|جناب ابتهاج
•@sormeh_110•
دلی که بر ندارد چشم از آن دلخواه، پیروز است
قدم تا پایمردی میکند در راه پیروز
است
زمان پلکی زد و بانگ رحیل آمد
سواران را
هر آنکس زنده شد زین فرصت کوتاه، پیروز است
به جز صبح وصال دوست، فتحی نیست در عالم
دلت گر شعلهور شد در شهادتگاه، پیروز است
•@sormeh_110•
﮼سـرمـه ﮼
دلی که بر ندارد چشم از آن دلخواه، پیروز است قدم تا پایمردی میکند در راه پیروز است زمان پلکی زد و
یک عده شدند از شهادت، سرمست
یک عده در انتظار آن میمانند...
﮼سـرمـه ﮼
تو سفر کردی و من منتظرت میمانم کار من نیست فراموشی تو،میدانم… •@sormeh_110•
در فراق تو عاشقان ترا
همه شبهای بیسحر باشد...