زمزمه های چای.
روز پنجاهم _پنج صبح بیدار شدن⏰ _علوم💊››› _صحنه تاتر🎭›› _مامانبزرگ👩🏻🦳››› _نمای
روز پنجاهُ یکم
-نقاشی کشیدن سر کلاس ریاضی🗒››››
-گل ربانی درست کردن🧵›››
-آشپزی🍟›››
-دشمنِ عزیز من💻››››
دلم نمیخواد باور کنم تا دوشنبه بیشتر مدرسه نمیرم.
درسته از همکلاسیام خیلی بدم میومد،ولی اونا ادمایی بودن که چندین ماه توی چند ساعت باهم زندگیمیکردیم.
حسم مثل وقتیه که بعد از کلی خوشگذروندن توی خونه مامانبزرگ وقت رفتن رسیده و تو باید بری خونه و معلوم نیست دوباره همون ادما با همون اتفاقا دوباره پیداشون بشه.