زمزمه های چای.
یعنی نگم براتون،وقتی رفتیم اونجا در پوست خود نمیگنجیدم.
تازه با خان عمو کلی فاز ادبی برداشتیم و شعر گفتیم☝️🏻
هدایت شده از پوܭی ^᪲᪲᪲
کمی چای برای خفن بودنتون
کمی زیتون برای چشماتون
کمی گردو برای موهاتون💓
هدایت شده از Irreplaceable
هرچقدرم مامانمو ناراحت کرده باشم ولی وقتی بابام رو ناراحت میکنم انگار دنیا تموم شده