eitaa logo
سیر و سلوک و عرفان
6هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
13 ویدیو
5 فایل
سفر از غم به شادی ، از خود به خدا⏬️ سلوک علمی و اصولی⏬️ 📌برنامه در کانال سنجاق گردیده شرح آن در: ⏬️ 📚 ِکتاب ‌جامع " #رهروان_تنها " به قلم مدیرکانال: در کانال زیر ⏬️ https://eitaa.com/sserfanbook ادمین : @tabadolat1100 مولف : @Zohali52
مشاهده در ایتا
دانلود
عشق و عرفان شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری (قسمت سی ام) منزل سوم :معرفت معرفت ،عبارت است از شناخت و به نظر عرفا اصل معرفت، شناخت خداوند است. ارزش هر كس به معرفت بود و هر كه را معرفت نبود بی قیمت بود. سالک در این وادی نسبت به نفس خود و ذات حقیقت شناخت پیدا می كند و چشم دل و جان وی، چشم سر و چشم درونی وی باز می شود. عارف پاكدل چشم جانش به حقایق و رموز دستورهای دین و هدف انبیاء باز می گردد. بنابراین آنگاه که چون پروانه سوختی ، و توانستی که تبدیل به شور و شوق و آتش شوی ، می توانی گام به وادی سوم یعنی گام به وادی معرفت بگذاری ؛ وادی معرفت مرحله ای است که در آن تمام شک ها و شبه ها از پیش سالک حق از بین می رود و آن چه را که به نظر و استدلال نمی تواند بداند به کشف و عیان می بیند و اصل دین نیز معرفت است . بعد از آن ، بی فایدت پیش نظر معرفت را وادی بی پا و سر هیچ کس نبود که در این جایگاه مختلف گردد ، ز بسیاری راه از نظر عطار، راه بسیار و مختلف است، هیچ راهی از آن شبیه دیگری نیست و سالک تن، راه خود و سالک جان، راه مخصوص خود را دارد. معرفت راه‌های مختلف دارد و یکی در آن محراب را می‌یابد و دیگری بت را. و چون آفتاب معرفت بتابد، هرکس به اندازه و قدر خویش بینا می‌شود. سرّ ذرات بر او روشن می‌شود و گلخن دنیا برایش گلشن می‌شود. مغز می‌بیند، نه پوست را و خودش را نمی‌بیند و همه را دوست می‌بیند. هرجا که می‌نگرد و هرچه که می‌بیند همه دوست است. صدها هزار اسرار بر او روشن می‌شود. صد هزار مرد گرم می‌شود تا یکی از آن‌ها اسراربین شود. این‌جا همه تشنه کمال هستند و هر خونی که ریخته شود حلال است. ادامه دارد... @sserfan
" بالاترین معرفت :درک فقر ذاتی خود" اگر فقر ذاتی خود دریابی و غنای او بشناسی ،لاجرم گام در راه عبودیت نهی و دست ربوبیت در کار بینی ؛که معرفت دانستن همین حقیقت است و چون این حقیقت دریابی جهان بینی تو نقشی دیگری یابد و بهشت آغازین تو از همین سرای شروع شود و امروز در پرسش خدای که فرمود :"لمن الملک "یعنی سلطنت از آن کیست؟ گویی :"مر خدای یکتای قهار است. حضرت استاد کریم محمود حقیقی تجلی 6 ص 36 @sserfan
عشق و عرفان شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری (قسمت سی و یکم) منزل سوم :معرفت ادامه... آفتاب معرفت نوری است که از نار (آتش عشق )می روید از این روست که تا آدمی عاشق نشود به معرفت حقیقی دست نمی یابد ،آدمیان را نمی شناسد ،جهان را به درستی نمی شناسد و اسرار آن را در نمی یابد زیرا غیر عاشق خود بین است و خود بین چگونه غیر را تواند دید مگر آنکه نفس سوداهای خویش را در غیر ببیند . اما عاشقان که از حجاب خود بیرون آمده اند هم جهان را و هم مردمان را نیکو تر شناخته اند و غوغای علم و هنر را همین مستان باده ء عشق در جهان بر انگیخته اند یک به یک من می شناسم خلق را همچو گندم همچو جو در آسیاب در این وادی سالک در می یابد که از فراخنای هستی،همه درگاه حضرت حق است و هر ذره ای را به حریم او راهی است. به زیر ذره هر پرده پنهان جمال جانفرای روی جانان شهر معرفت هزاران هزار کوچه و برزن دارد و چندان بزرگ است که هیچ دو نفر در آن از یک کوی نروند ،سالک در اینجا سلطان شهر معرفت است و همه شهر را رعایای خود می بیند که جمله روی در حق دارند و از حق نیز غافلند . یکی روی در محراب کرده و یکی سر در پیش بت نهاده ،اما همه دانسته و نادانسته جویای جمال مطلقند و اگر به جهالت سر در چاه کرده و عکس ماه را می ستایند ،به حقیقت ماه را مدح می کنند .و از این رو قلب سالک در این مقام پذیرای همه صورتهاست و از همه صورتها نیز فارغ است. منبع مقالات استاد حسین الهی قمشه ای ص 307 @sserfan
معرفت ،حالتیست روحانی و توصیف ناپذیر: عرفان طریقه بندگی و معرفت در نزد آن دسته از صاحبنظرانست که برخلاف اهل برهان در کشف حقیقت بر ذوق و اشراق بیشتر اعتماد دارند تا بر عقل واستدلال. در واقع عرفان معرفتی است مبتنی بر حالتی روحانی وتوصیف ناپذیر که در آن حالت برای انسان این احساس پیش می آید که ارتباطی مستقیم وبی واسطه با وجود مطلق یافته است. این احساس البته حالتی است روحانی؛ ورای وصف و حد؛ که در طی آن عارف ذات مطلق را نه به برهان ؛ بلکه به ذوق و وجدان درک می کند. (برگرفته از کتاب ارزش میراث صوفیه-دکتر عبدالحسین زرین کوب) @ssetfan
درک ِ فقر ،بالاترین معرفت: " بالاترین معرفت :درک فقر ذاتی خود" اگر فقر ذاتی خود دریابی و غنای او بشناسی ،لاجرم گام در راه عبودیت نهی و دست ربوبیت در کار بینی ؛که معرفت دانستن همین حقیقت است و چون این حقیقت دریابی جهان بینی تو نقشی دیگری یابد و بهشت آغازین تو از همین سرای شروع شود و امروز در پرسش خدای که فرمود :"لمن الملک "یعنی سلطنت از آن کیست؟ گویی :"مر خدای یکتای قهار است. حضرت استاد کریم محمود حقیقی تجلی 6 ص 36 @sserfan
شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری (قسمت  نوزدهم) منزل سوم :معرفت معرفت ،عبارت است از شناخت و به نظر عرفا اصل معرفت، شناخت خداوند است. ارزش هر كس به معرفت بود و هر كه را معرفت نبود بی قیمت بود.  سالک در این وادی نسبت به نفس خود و ذات حقیقت شناخت پیدا می كند و چشم دل و جان وی، چشم سر و چشم درونی وی باز می شود. عارف پاكدل چشم جانش به حقایق و رموز دستورهای دین و هدف انبیاء باز می گردد. بنابراین آنگاه که چون پروانه سوختی ، و توانستی که تبدیل به شور و شوق و آتش شوی ، می توانی گام به وادی سوم یعنی گام به وادی معرفت بگذاری ؛ وادی معرفت مرحله ای است که در آن تمام شک ها و شبه ها از پیش سالک حق از بین می رود و آن چه را که به نظر و استدلال نمی تواند بداند به کشف و عیان می بیند و اصل دین نیز معرفت است . بعد از آن ، بی فایدت پیش نظر معرفت را وادی بی پا و سر هیچ کس نبود که در این جایگاه مختلف گردد ، ز بسیاری راه از نظر عطار، راه بسیار و مختلف است، هیچ راهی از آن شبیه دیگری نیست و سالک تن، راه خود و سالک جان، راه مخصوص خود را دارد. معرفت راه‌های مختلف دارد و یکی در آن محراب را می‌یابد و دیگری بت را. و چون آفتاب معرفت بتابد، هرکس به اندازه و قدر خویش بینا می‌شود. سرّ ذرات بر او روشن می‌شود و گلخن دنیا برایش گلشن می‌شود. مغز می‌بیند، نه پوست را و خودش را نمی‌بیند و همه را دوست می‌بیند. هرجا که می‌نگرد و هرچه که می‌بیند همه دوست است. صدها هزار اسرار بر او روشن می‌شود. صد هزار مرد گرم می‌شود تا یکی از آن‌ها اسراربین شود. این‌جا همه تشنه کمال هستند و هر خونی که ریخته شود حلال است. ادامه دارد... @sserfan
شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری (قسمت بیستم ) منزل سوم :معرفت ادامه... آفتاب معرفت نوری است که از نار (آتش عشق  )می روید از این روست که تا آدمی عاشق نشود به معرفت حقیقی دست نمی یابد ،آدمیان را نمی شناسد ،جهان را به درستی نمی شناسد و اسرار  آن را در نمی یابد زیرا غیر عاشق خود بین است و خود بین چگونه غیر را تواند دید مگر آنکه نفس سوداهای خویش را در غیر ببیند . اما عاشقان که از حجاب خود بیرون آمده اند هم جهان را و هم مردمان را نیکو تر شناخته اند و غوغای علم و هنر را همین مستان باده ء عشق در جهان بر انگیخته اند یک به یک من می شناسم خلق را همچو گندم همچو جو در آسیاب در این وادی سالک در می یابد که از فراخنای هستی،همه درگاه حضرت حق است و هر ذره ای را به حریم او راهی است. به زیر ذره هر پرده پنهان جمال جانفرای روی جانان شهر معرفت هزاران هزار کوچه و برزن دارد و چندان بزرگ است که هیچ دو نفر در آن از یک کوی نروند ،سالک در اینجا سلطان شهر معرفت است و همه شهر را رعایای خود می بیند که جمله روی در حق دارند و از حق نیز غافلند . یکی روی در محراب کرده و یکی سر در پیش بت نهاده ،اما همه دانسته و نادانسته جویای جمال مطلقند و اگر به جهالت سر در چاه کرده و عکس ماه را می ستایند ،به حقیقت ماه را مدح می کنند .و از این رو قلب سالک در این مقام پذیرای همه صورتهاست و از همه صورتها نیز فارغ است. منبع مقالات استاد حسین الهی قمشه ای ص 307 @sserfan
" بالاترین معرفت :درک فقر ذاتی خود" اگر فقر ذاتی خود دریابی و غنای او بشناسی ،لاجرم گام در راه عبودیت نهی و دست ربوبیت در کار بینی ؛که معرفت دانستن همین حقیقت است و چون این حقیقت دریابی جهان بینی تو نقشی دیگری یابد و بهشت آغازین تو از همین سرای شروع شود و امروز در پرسش خدای که فرمود :"لمن الملک "یعنی سلطنت از آن کیست؟ گویی :"مر خدای یکتای قهار است. حضرت استاد مرحوم کریم محمود حقیقی تجلی 6 ص 36 @sserfan
🔴درک ِ فقر ،بالاترین معرفت: ♦️" بالاترین معرفت :درک فقر ذاتی خود" اگر فقر ذاتی خود دریابی و غنای او بشناسی ،لاجرم گام در راه عبودیت نهی و دست ربوبیت در کار بینی ؛که معرفت دانستن همین حقیقت است و چون این حقیقت دریابی جهان بینی تو نقشی دیگری یابد و بهشت آغازین تو از همین سرای شروع شود و امروز در پرسش خدای که فرمود :"لمن الملک "یعنی سلطنت از آن کیست؟ گویی :"مر خدای یکتای قهار است. 📚استاد کریم محمود حقیقی تجلی 6 ص 36 @sserfan