وادی ششم: حیرت
بعد ازین وادی حیرت آیدت
کار دایم درد و حسرت آیدت
مرد حیران چون رسد این جایگاه
در تحیر مانده و گم کرده راه
هرچه زد توحید بر جانش رقم
جمله گم گردد ازو گم نیز هم
گر بدو گویند: مستی یا نهای؟
نیستی گویی که هستی یا نهای
در میانی؟ یا برونی از میان؟
بر کناری؟ یا نهانی؟ یا عیان؟
فانیی؟ یا باقیی؟ یا هر دویی؟
یا نهٔ هر دو توی یا نه تویی
گوید اصلا میندانم چیز من
وان ندانم هم، ندانم نیز من
عاشقم، اما، ندانم بر کیم
نه مسلمانم، نه کافر، پس چیم؟
لیکن از عشقم ندارم آگهی
هم دلی پرعشق دارم، هم تهی
عارفم اما ندارم معرفت
بی صفت گشتم نگشتم بی صفت
(منطق الطیر)
#شعر_عطار
@sserfan
سحر خیزی :
شب و روز را خدا آفریده است و همه ازآن او هستند؛ روز برای کسب و کار است و شب برای دعا و نیایش به حضور پروردگار، و صفا و صمیمت و سکون و طمأنینتی که الله تعالی در تاریکیهای شب گذاشته است در روز هرگز میسر نمیشود؛ زیرا تمام موجودات عالم در شب به سکوت و سکون فرومیروند و خلوتی جهان هستی را فرامیگیرد. انسان شب زندهدار با دعا و نیایش خود مثل مهتابی در آن خلوت و تاریکی میدرخشد و مورد الطاف و عنایات پروردگار قرار میگیرد.
در روایت مشهور از بخاری و مسلم آمده است که وقتی کسی از شما میخوابد، شیطان بر پشت سر او سه گره میزند و روی هر گرهی مینویسد: شبی طولانی در پیش داری، بخواب. حال اگر شخص بلند شود و خدا را با ذکر و دعا و غیره یاد کند، یک گره باز میشود، چون وضو بگیرد، گره دیگری باز میشود، و وقتی نماز بخواند، همه گرهها گشوده میشود. سپس در ادامه فرمود: «فَأَصْبَحَ نَشِیطًا طَیِّبَ النَّفْسِ وَإِلاَّ أَصْبَحَ خَبِیثَ النَّفْسِ کَسْلاَنَ؛ آن شخص بعد از ادای نماز تهجد در حال نشاط و پاگیزگی نفس صبح میکند و گرنه با نفسی پلید و در حال کاهلی صبح میکند.(بخاری:۱۱۴۲)
منبع :
towhidonline.com
#سحرخیزی
@sserfan
🌺 #عشق_و_دوستی_با_خدا
قال رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ : علامَةُ حبِّ اللهِ تعالي حبُّ ذكرِ اللهِ و علامَةُ بُغضِ اللهِ بُعض ذكرِِ الله.❤️
رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: نشانه حب و دوستي خداوند، حب و علاقه به ذكر و ياد خداست و نشانه بعض خداوند، بغض و تنفر از ياد حق مي باشد.
«كنز العمال، ح 1776»🌷
@sserfan
عشق و عرفان
(قسمت سی و نهم )
شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری
منزل ششم :حیرت
ادامه...
این شراب مدام،که شرابش روی یار و پیاله اش چشم مست باده خوار است ،دم به دم سالک را در مستی و بی خبری و بی خویشی فرو می برد و هر لحظه حیرت بر حیرتش می افزاید و بدین سان سالک از منزل توحید به وادی حیرت می رسد.
وادی حیرت میخانه ای است که دو در دارد،دری به توحید باز میشود و در دیگر به منزل فنا راه دارد و سالک از در توحید بدین میخانه وارد می شود .
این حیرت چنان است که به مصداق حدیث "من عرف الله کل لسانه " یعنی هر که خدا را شناخت زبانش بند آمد ؛ از گفتار فرو می ماند.
در وادی حیرت جمله اضداد جمع ،و همه محالات حال می شوند .شب و روز آفتاب و ماه و زهر و شکر و بهار و خزان در هم می آمیزند و سالک را در خود گم می کنند. چنانکه
گر از او پرسند هستی یا نه ای
سربلند عالمی؟پستی ؟که ای ؟
گوید اصلا من ندانم چیز من
وین ندانم هم ندانم نیز هم
از سوی دیگر وادی حیرت تمام دریغ و حسرت است :
یکی دریغ و آه که چرا تاکنون از چنین باغ و بهاری محروم بوده است، و یکی دریغ که نمی تواند آنچه را چشیده بر زبان آورد و مردمان را خبر کند و هر دم می گوید :" یا لیت قوم یعلمون یعنی ای کاش قوم من می دانستند ". که :
چه شکرهاست در آن شهر که قانع شده اند
شاهبازان طریقت به مقام مگسی؟
در عین حال که سالک حضور معشوق را پیوسته احساس می کند و در لحظه هایی به درازی ابدیت او را می بیند اما معشوق میان ظهور و خفا و حقیقت و خیال در رفت و آمد است ،گاه ماه است و گاه عکس ماه،گاه در زمین گاه در آسمان ،و سالک هر دم چون طفل در پی گنجشک پریده بدین سوی و آن سوی می نگرد و او را می جوید .
و چون سالک در میخانه حیرت مست شد از در دیگر وارد بیابان فقر و فنا میگردد.
منبع :مقالات استاد حسین الهی قمشه ای
#عشق_و_عرفان
#حیرت
@sserfan
🌺 #عشق_و_دوستی_با_خدا
27. قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ : اللّهم انّي اسئُلكَ حُبَّكَ و حُبَّ مَنْ يُحبُّكَ و العَمَل الذّي يبلّغُني حُبَّكَ، اللهمَّ اجْعَل حُبَّكَ احبُّ اليَّ من نَفسي و اهلي و الماءِ الباردِ.❤️
رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مناجات با پروردگار اينگونه دعا مي كردند: خداوندا محبت خود و محبت دوستدارانت را از تو خواستارم، (خداوندا) عملي را به من ارزاني کن كه با آن به محبت تو دست يابم، خداوندا محبت و دوستي خودت را از دوست داشتن من نسبت به خودم و خانواده ام و آب خنك و گوارا، بيشتر و محبوبتر گردان.
كنزالعمال، ج 2، ص 209»🌷
@sserfan
عشق و عرفان
(قسمت چهلم )
شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری
منزل هفتم : فقر و فنا
فنا در اصطلاح ادبیات عبارت از : فنا شدن ، نیست شدن، نیستی و زوال و در اصطلاح عرفان عبارت از آخرین مرحله در سیرالی الله است ، یعنی سیر تا رسیدن به حق.
فـــنا در اصطلاح عرفان عبارتست از :" سقوط اوصاف مـذمومه است از سالک ، که بوسیله کثرت ریاضت حاصل میگردد و عــدم احساس بعالم ملک و ملکوت و استغراق اوست در عظمت رب العزت و مشاهده حــق تعالی ." البته اين مرحله ، مرحله نيستی و محو شدن سالك است از خود و بــقای اوست در حــق تعالی .
در اين حال خود خواهی وی به همراه همه صفات مذموم و ناپسند نابود می شود و وجودش زنده می گردد به صفات پسنديده و محموده ذات یگــانه و بی نــیاز . عرفا به این باور هستند که « فنا » پايان راه سير و سلوک « هفت وادی » و شروع بقاء بالله و يا شروع سیر فی الله است.
در اين حال سالک چنان غــرق درگاه ذات حـق و حقیقت شده که فقط خودش ، آن مـرحله را دیـده و می تواند به آن ایمان کــامل برسد .
چنانچه شیخ عطار سروده است :
بعد از ایـن وادی فقر است و فنا
کی بــود اینجا سخن گفتن روا
عــین وادی فــراموشی بــــود
گنگی و کــری و بیهوشی بـــود
کلابازی در کتاب « التعرف » چنین نوشته است :
فنآ آن است که بنده از خواهشات و لذائذ و بهره فانی میشود و برای او در چــیزی خواهشی نباشد و حاسه تمــیز را از دست می دهد ،و بقای که به تعقیب آن می آید آن است که بنده از آنچه برای او است فانی میشود و به آنچه که برای خداوند سبحانه است باقی بماند ، و گفته است : « بعضی میگویند فنا و بقأ آن است که تمام حرکات بنده موافق حق باشد نه مخالف آن ، فانی از مخالفات بموافقات باشد و فانی از او صاف خود و باقی باوصاف حق شود.
ــ ابوالقاسم « قشیری » در رابطه به فناء و بقاء چنین گفته است : ( فنا سقوط او صاف مذمومه و بقأ قیام اوصاف محموده است ، یعنی کسیکه در دنیای خود به قلب خود زهد نماید « یعنی ترک دنیا را از روی قلب نماید » برای او گفته میشود که از رغبت و میل خود فنا شده است و وقتی در دنیا از رغبت خود فناء شود درتوبه و بازگشت خود بصدق باقی می ماند « پس مثل همچو یک انسانی که قلب او بدون ذکر پروردگارش چیزی باقی نماند کجا است » ؟! )
ــ خواجه عبدالله انصاری از چهار قسم فنا صحبت کرده است :
۱ــ فنا الخلق : آن است که سالک از هیچکس نترسد و به جز از ذات خداوند تبارک وتعالی ، به احدی دیگری رجا و امید نبرد .
۲ــ فنا الرغبه : سالک در این مرحله به جز از قرب خداوند سبحانه تعالی به هیچ چیز دیگر میل و رغبت نمیکند .
۳ــ فنا الاراده : هیچ آرزوی برای سالک باقی نمی ماند ، بلکه مانند مرده میباشد و هیچ چیزی را تقاضا نمی کند.
۴ــ فنا الافعال : برای سالک توانائی انجام هیچ فعلی باقی نمی ماند ، بلکه او انجام هر فعلی را از پروردگار خود اراده میکند .
بقـــا : بقا در اصطلاح ادبیات عبارت از ( زیست ، زندگانی ، پایــداری ، همیشگی و پایندگی ) است و در اصطلاح عرفا عبارت از مرحله اول در ( سیر فی الله ) میباشد ، که آن رسیدن بمراد و لمس
و لذت کمالات قرب است.
ادامه دارد...
#عشق_و_عرفان
#فنا
@sserfan
سحر خیزی :
همه شب یا قسمت مهم آن را با غفلت و خواب سپری کردن برای سالکان یک امر ناصحیح و بسیار مضر است .
در چنین صورتی انسان از برکات مخصوص شب خیزی محروم میگردد و از عنایات کار ساز ربوبی که در دل شب و با شب زنده داری بدست می آید بی بهره می ماند و ناموفق خواهد بود.
اصل مشکلها در ظلمت شب ، و در خلوت آن حل میگردد و راهها به روی دردمندان در بیداری شب و در سلوک شبانه باز میشود .
مرحوم آیت اله محمد شجاعی ( ره )
مقالات جلد سوم ص 276
@sserfan