شرح هفت شرح عشق عطار نیشابوری
(قسمت بیست و ششم )
توحید:
عقیده عامه بر این است که خالق قادر و مهربانی جهان هستی را خلق نموده و هم اکنون در آسمان ها منزل گزیده و در حال نظارت و مدیریت برجهان هستی و مخلوقات خویش می باشد ، در صورتیکه نظر عرفا و حقیقت امر بر این است که حقیقت هستی یکپارچه است. و وحدت حقیقی دارد. و آن نیز جز هستی خداوند چیز دیگری نیست. وجز او را سزاوار به تن کردن لباس هستی نمی بینند ومعتقدند «لیس فی الدارغیره دیار» در خانه هستی صاحب خانه ای جز او وجود ندارد. از اینرو جامه هستی را تنها وتنها برازنده قامت خداوند می دانند. به عبارت دیگر، وجود خداوند متن هستی را پر کرده است وغیرتش جا برای غیر باقی نگذاشته است. و باز به تعبیر دیگر، وجود خداوند چنان گسترده است که تمام دایره هستی از وجود او پر شده و غیر را مجال ظهور وجودی نمانده است. بدینسان، گفتن این سخن که دار هستی از دو نوع حقیقت وجودی تشکیل یافته است. یکی هستی خداوند ودیگری هستی غیر خداوند، چنان به دور از حقیقت وبی مایه نشان می دهد که برای او شریک قایل شدن. از این روست که معتقدند نه تنها«کان الله و لم یکن معه شئ» بلکه اکنون نیز به همان نحو است «و الآن کما کان». یعنی :خدا بود و چیزی با او نبود و هم اکنون نیز هر که هست و هر چه هست خدا هست و چیزی غیر او نیست.
اگر از آنان پرسیده شود ،پس این موجودات و مخلوقات که ما می بینیم
چیست ؟می گویند که هستی غیر خداوند چیزی جز ظهور اسماء وصفات الهی نیست به عبارت دیگر، می گویند ما سوی الله تنها مظهر ومجلای حق سبحانه وتعالی است نه چیز دیگر لذا هستی آنها سایه هستی خداوند و جلوهای هستی او هستند.
#توحید
@sserfan
توحید صمدی :
تصوری که عموم مردم از حقیقت توحید الهی دارند این است که خدایی جدا در بیرون از آسمانها و زمین مشغول ربوبیت است در حالی که این تصور عامیانه به برهان و عرفان و قرآن مردود می باشد.
خدایی که ما به عنوان حقیقت واحد صمدی آن را مورد پرستش قرار می دهیم حقیقتی جدای از زمین و آسمانها و جمادات و نباتات و حیوانات و انسانها نیست بلکه وجودی است فراگیر که تمامی کمالات موجودات از آن اوست و در متن کمالات هر موجودی وجود نوری حق سبحانه و تعالی نهفته است. اگر بتوانیم این نگاهمان را تقویت کنیم و با ملاحظه هر شیئی سریعا به کمالاتی که در آن نهفته است متمرکز شویم و در متن آن کمالات نور وجودی حق را مشاهده کنیم حضور و مراقبتی تام از آن انسان می شود که انسان را از هرگونه پراکندگی ذهن و خیال باز می دارد.
وقتی انسان به عینه مشاهده کند که در متن کمالات وجودی هر موجودی که در پیرامون او قرار دارد خود خدا حضور دارد ناگزیر از مراعات ادب و تواضع می شود و نمی تواند ذهن و خیالش را به چیزی غیر او معطوف سازد.
یاد ها و خاطره ها
#توحید
شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری
(قسمت بیست و هفتم )
توحید
توحید عرفانی و تفاوت آن با توحید اعتقادی :
شخص عارف کسی است كه دنبال عرفان عملي است ،او ميخواهد شهود پيدا كند، يقين پيدا كند و به مقام توحيد برسد. اين توحيد عرفاني است و جدا از توحيد اعتقادي است. در توحيد اعتقادي فرد معتقد است كه خدا واحد است و شريكي ندارد. اما در توحيد عرفاني فرد ميخواهد بهجايي برسد كه همه چيز را از آن خدا بداند؛ همه چيز ظهور و تجلي خداست و در كل به علم حضوري و وجداني اين مطلب را بيابد. لذا نماز خواندن او بهعنوان يك سالك و عارف نيز جزيي از اين طريقت است. روزه گرفتن و انفاق كردن او نيز جزيي از اين طريقت است. در عرفان عملي، اخلاق و فقه نفي نشده است؛ اين دو جزو طريقت فرد محسوب ميشود.
اينكه گفته ميشود اهل تصوف ميگويند وقتي ما به طريقت رسيديم ديگر شريعت باطل است؛ اين سخن جهله صوفيه است زيرا عارف و صوفي حقيقي از طريق اين احكام شرعي يعني فقه و اخلاق ميخواهد طريقت كند تا به حقيقت برسد و لذا اينها بخشهايي از اين مسير سلوك هستند. شخص سالك ميگويد گاهي اقتضاي سلوك اين است كه من 40 روز اصلا حرف نزنم و گاهي اقتضاي سلوك اين است كه در مسائل سياسي نيز دخالت كنم. در جايي كه وارد سياست ميشود، جزو سلوكش محسوب ميشود. همچنين جايي كه خارج فقه درس ميدهد يا جايي كه مردم را دعوت به شركت در راهپيمايي و مقابله با رژيم پهلوي ميكند نيز جزو سلوكش است. يعني تمام مسائل فقهي و تمام مسائل اخلاقي جزو طريقت است. يك نگاه كلان به احكام شريعت و اخلاق دارد. اين عرفان عين شريعت است. اما اگر بخواهد شريعت را از طريقت جدا كند، آنگاه جهله تصوف ميشود. ديگر عرفان نيست، بلكه جهل است. عرفان عملي هم ساحت اخلاقي و هم فقهي و هم طريقتي دارد؛ يعني بايد به اخلاق و فقه در ساحت طريقت نگاه كرد .
#توحید_عرفانی
@sserfan
شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری
(قسمت بیست و هشتم )
منزل پنجم: توحید
"بندگی " راه رسیدن به توحید :
مجموع مراحل سير و سلوك را مىتوان سه مرحله در نظر گرفت كه از توحيد افعالى آغاز و به توحيد ذاتى ختم مىشود. همچنان كه اشاره كرديم، روح كلى اين سه مرحله نيز يك چيز بيشتر نيست و آن عبارت از «بنده شدن» است. آدمى بايد سعى كند كه هستى خود و همه موجودات را به صاحب اصلى هستى، يعنى خداى متعال، بازگرداند و هيچ چيزى را از آنِ خود و ساير موجودات نداند و نبيند. البته بايد توجه داشت كه معناى اين سخن آن نيست كه كارهاى زشتمان را به پاى ديگرى بگذاريم و از خود سلب مسؤوليت كنيم. اصولا كسى كه به مرحله توليد افعالى برسد كار زشتى از او سر نمىزند تا بخواهد آن را به حساب ديگرى بگذارد. كسى كه به چنين مقامى رسيده اگر احياناً خداى ناكرده كار زشتى از او سر بزند، چون مقامش بالاتر است مجازاتش نيز سختتر خواهد بود و او را در دره جهنم معلّق خواهند كرد.
اساساً نبايد پنداشت كه هر كس در باب عرفان و سير و سلوك و توحيد افعالى و امثال آن داد سخن مىدهد به مقامى نيز دست يافته است. ممكن است كسى الفاظ اين مطالب را بداند و درباره آنها سخن بگويد و مطلب بنويسد اما جايگاهش جهنّم باشد! مگر اينها مقامهايى است كه به آسانى به كسى بدهند؟! هرچه شيئى ارزشمندتر باشد رسيدن به آن نيز مشكلتر است. فتح قله دماوند ممكن است براى كسى بسيار مطلوب و مسرّتبخش و خاطرهانگيز باشد؛ ولى براى رسيدن به قله دماوند بايد
خستگی، رنج و زحمت فراوانى را بر خود هموار كرد. در مسايل معنوى نيز وضع به همين منوال است و براى نيل به مقامات معنوى بايد خون دل خورد و زحمت كشيد و هر كس طالب مقامهاى بالاتر باشد به همان نسبت نيز كارش مشكلتر خواهد بود. توحيد افعالى و توحيد صفاتى و توحيد ذاتى عالىترين مقامهاى معنوى هستند و براى رسيدن به اين قلل رفيع سالها مراقبت نفس و تلاش طاقتفرسا و خستگىناپذير لازم است.
آیت اله مصباح یزدی
در جستجوی عرفان اسلامی ص 229
#توحید
#بندگی_راه_رسیدن_به_توحید
@sserfan
ايام عيد را به خوردن تخمه و آجيل و شب نشيني و غفلت و لغو كه همه از مشتهيّات نفس است ميپردازند؛ در اين ايام فيلمها، سينما رفتنها زياد ميشود؛ اجتماعات دنيوي و مادي زياد ميشود كه همه از مشتهيّات نفس است. اهل سلوك بايد يك امتيازي و تفاوتي داشته باشند با ديگران، اگر بخواهند خودشان را با ديگران مخلوط كنند و بگويند اينها رسم است، ملي است و از اين حرفها كه خيليها ميزنند، چه فرقي بين اهل مراقبه و اهل سلوك است با ديگراني كه نيستند؟ شما اهل سير و سلوك هستي عزيز من!
استاد محمد صالح کمیلی
جلسه سخنرانی اسفند 92
#عید_نوروز
@sserfan
شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری
(قسمت بیست نهم)
توحید
اقسام اهل توحید :
بدان که اهل توحید سه گروه باشند .
نخست توحید عوام بود که با جمله خدا یک است و دو نیست قانع شده اند به شرط آنکه در شریعت استوار باشند خداوند از ایشان قبول فرماید، اما در زمره خاکیان باشند .
دوم توحید متوسلان است که توحید را با تعقل و دلایل فلسفی و عقلایی پذیرفته اند و در این راه به بحث و استدلال و حجت نشسته اند و این مرتبه ایمان را چون مهتاب در جان ایشان باشد و اینان از خاک بر خاسته و آسمانی اند.
گروه سوم اهل کشفند که وحدت حق تعالی را در کل عالم هستی به مشاهدت نشسته اند .و اینان اهل یقینند که در این منزل نه بحث است و نه استدلال .چرا که" آفتاب امد دلیل آفتاب" و ایمان ایشان در تابش نور یقین است که خورشید معرفت بر جانشان ظاهر گشته و در حقیقت عرشیان اینانند.
ای عزیز
ورود در این منزل دست ندهد جز برای کسانی که کمر عبودیت بر بسته و به پاکی و صفا پیوسته و از غیر دوست بریده و عمر در طلب رضای او گذارده ،نه در کسب از او غافل گشته و نه در اجتماع یاد او را فراموش کرده ، در خلوت با او و در جمع با او،
لب از گفتار بیهوده بر بسته و چشم از دیدار جز او پوشیده و جز خدای در حرمسرای دل ره نداده .روزها اغلب صائم و سحر ها قائم اند.
حضرت استاد کریم محمود حقیقی
پیک مشتاقان ص 221
#توحید
#اقسام_توحید
@sserfan