هدایت شده از ‹𖧧𝑊𝑜𝑢𝑛𝑑𝑒𝑑 ℎ𝑒𝑎𝑟𝑡⋆›
644.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این پیامو فور کن Pv/Chaanel اون دختره که به اندازه این گلا قشنگه❤️>>>
@vibeeeee
"فور حساب نشه ناناز✨"
گفتم خب شاید اوکی نباشییی🥲.
ذوقققق مرسیییی صرفا دلم میخاد بچم خوشحال بشه همیننن😭.
https://eitaa.com/musicaAaAaA
بفرمایید بیایید💘.
پسراهم بیان زشته توی کانالش فقط پسر باشهههه .
𝐀𝐲𝐞𝐧𝐞𝐡 𝐘𝐞 𝐊𝐡𝐨𝐨𝐧𝐢𝐧
گفتم خب شاید اوکی نباشییی🥲. ذوقققق مرسیییی صرفا دلم میخاد بچم خوشحال بشه همیننن😭. https://eitaa.com/
ازتون برمیاد این بچه رو ۴۰ تایی کنید؟🥲
⊰᯽⊱┈──╌❊╌──┈⊰᯽⊱
#Part6🎶
♟_آینهےخونین
🌚>>
ستاره؛
-ستاره!
در حالی که غرق خواب بودم،خمیازه ایی کشیدم،نگاهی به مامان انداختم،چشمامو مالیدم تا واضح تر ببینم.
+مامان چی شده کله سحر؟
-ستاره کیان نیست!
+خب که چی؟
-اسـ/لحه شو هم برده!
ناخداگاه از جا پریدم.
+یعنی چی؟کجا رفته؟
-نمیدونم،نمیدونم،بابات بهش کلی طعنه زد،خیلی اعصبانی بود.
دستو پامو گم کردم،کیان بعد از اون شب دست به اسـ/لحه نزده بود.
-یاسر هم نیست،ستاره من میترسم.
+مامان نترس،چیزی نمیشه من میرم دنبالشون.
هودیمو برداشتم و سریع از کنارش رد شدم.
-منم میام.
+نمیشه مامان بمون خونه.
هودیمو تنم کردم و سمت در رفتم که مامان از پشت گفت؛
-مواظب خودت باشه،یکی از بادیگاردای باباتو با خودت ببر.
کفشامو پوشیدم و چشمی زیر لب زمزمه کردم.
⊰᯽⊱┈──╌❊╌──┈⊰᯽⊱
𝐀𝐲𝐞𝐧𝐞𝐡 𝐘𝐞 𝐊𝐡𝐨𝐨𝐧𝐢𝐧
⊰᯽⊱┈──╌❊╌──┈⊰᯽⊱ #Part6🎶 ♟_آینهےخونین 🌚>> ستاره؛ -ستاره! در حالی که غرق خواب بودم،خمیازه ایی کشیدم،ن
پـارت از رمـان آیـنـه خـونـیـن تـقـدیـمـتـون🖇ᯓ