نمیدونم چرا اینرو فرستادم اینجا،
ولی خواستم به عنوان یه غم خیلی بزرگ، مثل غم های بزرگی که قبلا فرستادم اینجا ثبت بشه،
و اولین پنجشنبهای که نیست همیشه داخل جایی که همهٔ خاطراتم ثبت شده، بمونه.
شما دوتا هیچوقت برای من نمردید،
حداقل برای منی که میدونستم چهقدر آرزوی زنده دارید.
نحسترین مهرماه زندگیم رو گذروندم،
دوتا از آدمای عزیز زندگیم،
چهجور میشه باور کرد؟
:)
دورانِآبی دودمیه_اسمیت
خوش قلب:)
“زادروزت تو آغوش پروردگار خجسته عزیزِ من”