چو رسی بهطورِ سینا، ارنی مگو و بگذر؛
کهنیرزد این تمنا بهجوابِ لنترانی..
[سعدی]
چو رسی بهطورِ سینا، ارنی بگو و بگذر؛
تو جوابِ دوست بشنو، نه جوابِ لنترانی.
[حافظ]
ارنی کسی بگوید کهتو را ندیدهباشد،
تو که با منی همیشه؛ چهترا، چه لنترانی..
[مولانا]
ماه رمضون قسمتِسحرش عالیه تازه آب و غذاتو خوردی اذان و گفتن و داری دعا و مناجات میخونی بعدش میری میخوابی اما بعدش دیگه نه نمیپسندم بیدار میشی تشنه ای انگار صد ساله آب نخوردی و تا افطار دیگه نمیتونم.
|it's lie|★
ماه رمضون قسمتِسحرش عالیه تازه آب و غذاتو خوردی اذان و گفتن و داری دعا و مناجات میخونی بعدش میری م
تازه بعد افطار هم من فقط میتونم آب بخورم بعدش اصلا گرسنم هم نیست انگار کوه کنده باشم میرم میخوابم🙏
|it's lie|★
بچها پریسا ساعت ۷ تازه فهمیده بود روزه ام و اینطوری بود بخور نمیری🦋🙏)))
تنها چیزی که میتونم بگم اینه این روزا دارم صدمو میزارم دارم تلاشمو میکنم شاید تمام تلاشم نباشه اما بازم از قبل بهتره شاید هنوز م ناقصی داشته باشه ولی بازم بهتره .دارم ادامه میدم دارم نفس میزنم دارم انجامش میدم ولی ولی...
ولی وسط روز وقتی دارم میخندم وقتی حالم خوبه وقتی با خودم تنها میشم وقتی سرم و رو زمین میزارم وقتی میام کتابمو وا میکنم وقتی گوشی دست میگیرم وقتی شب از خواب میپرم وقتی سلامِنمازمو دادم وقتی دعام تموم شده تو راه که دارم میرم یهو وسطِ همه ی اینا یادم میفته فکرام میاد سراغم میدونی واقعا قاتلن قاتلِ روحمن قاتل جسمم میشن قاتل خنده هام قاتل معدم ..باعث میشه اشک از چشام بیفته ولی نمیدونم همراهش چرا تو نمیفتی تو از چشام نمیفتی بسه دیگه ..نمیشه هرشب بابام بم انگیزه بده نمیشه هرشب بابام با حرفاش امیدوارم کنه به ادامه دادن به نظرم بسه وقتش نیست خودم پر از امیدُانگیزه باشم؟
.. نه که خسته نباشم، فقط بفهمم هنوزم میتونم بلند شم. شاید هرچی فکر و درد و خستگی هست نمیذاره نفس راحت بکشم، ولی یه گوشهی دلم هنوز زندهست هنوز داره میگه "ادامه بده".
شاید آروم، شاید بدون هیجان، شاید با زخمهایی که هنوز میسوزن، ولی با همون دستا، همون پاها دارم میرم جلو.
میخوام یهبار برای خودم بجنگم نه برای اینکه به کسی ثابت کنم، بلکه برای اینکه وقتی شب شد و سکوت نشست روی اتاقم، بتونم سرم رو بالا بگیرم و بگم: "آره، امروز رو زنده موندم... با تمام سختیاش."
میدونی؟ شاید همین که هنوز دارم مینویسم، یعنی هنوز یه جایی تو دلم امیدی هست. نه زیاد، ولی کافیه برای یه قدم دیگه.
این روزا باسوال هایِزیادی روبه رومیشم همشون و جوابشون و نمیدونم خبر ندارم که بخوام جواب بدم سوال های مغزم سوال های دیگران سوال های مامان بابام نمیدونم
میدونم که دارم انجامش میدم میدونم وقتم تلف نشده میدونم ولی خب باید از این هم خبر داشتم که به نتیجه میرسه یا نه؟ولی خب ایندس دیگه آینده غیرقابل پیشبینی.حداقلش سال دیگه یه ماه دیگه میگم من تمام تلاشم و کردم و روخودم کار کردم بعد وارد سال جدید شدم.
آینده همیشه یهجور مهآلود میمونه، نه از روی بیرحمی، از روی امتحان. امتحانِ صبر، ایمان، و اعتماد به خودت)))))
هدایت شده از برنامه تلویزیونی محفل
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌙 قربون کبوترات امام رضا (ع)
✨ حال و هوای امام رضایی محفل با مداحی دلنشین سبحان نعیمی
@mahfeltv3