᥉tɑ𝗋᥉ ִ ᥴ⃘ᦱ
برم چرم بخرم بدم زنداییم بدوزه
بعد عینکشم میدم داییم دست کنه
᥉tɑ𝗋᥉ ִ ᥴ⃘ᦱ
بعد عینکشم میدم داییم دست کنه
میمونه گل و گیاهای توش که از مامانبزرگم میگیرم