1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کربلا ۹۴ سال قبل
🔹قدیمیترین فیلم از کربلا بهعنوان جدیدترین اثر نویافته از حرم حضرت سیدالشهدا و حضرت عباس منتشر شد.
🔹این فیلم کوتاه توسط فردریک گادمر در سال ۱۹۲۷ میلادی تهیه شده، او یک عکاس و فیلمبردار فرانسوی بوده که به کشورهای مختلفی سفر کرده و تصاویر بسیاری را ثبت کرده است.
🔴 #جهاد_تبیین
https://eitaa.com/gheyamelelah
👌#تلنگر
هیچوقت یه "پولدار بد" باعث نمیشه از "پول" بدت بیاد!
پس چرا "دیندار بد" باعث میشه از "دین" بدت بیاد!!!
https://eitaa.com/gheyamelelah
یک شـب پر از آرامش
یک دل شاد و بی غصه🌸
و یک دعای خیر از ته دل
نصیـب لحظه هاتون 🌼
در این شب زیبا از ته دل دعا میکنم
شاه کلید تمام قفل ها را از خداوند هدیه بگیرید🌺
شبتـون خـوش دوستـان
#شب_بخیر
https://eitaa.com/gheyamelelah
🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸
⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی
✨پاداش انفاق
🍃عابدی چندین سال عبادت می کرد.
در عالم رویا به او خبر دادند که خداوند مقدر فرموده است نصف عمرت فقیر باشی و نصف دیگر غنی.
🍃 حال اختیارش با خود توست که نصف اول را انتخاب کنی یا دوم .
🍃در عالم رویا گفت: زن صالحه و عاقلی دارم، با او مشورت کنم.
🍃زن گفت: نصف اول را غنی انتخاب کن.
🌸به مروردر زندگی اش نعمت فزونی یافت ،
🍃زن گفت: ای مرد وعده خداست، همین طور که خدا نعمت می دهد تو هم انفاق کن.
🍃مرد نیز هر آنچه خدا نعمت می داد از آن انفاق می کرد .
🍃نصف عمرش گذشت منتظر بود تا فقر بیاید اما فرقی نکرد. همین طور نعمت خدا بر او جاری بود،
✨ به او خبر دادند تو تشکر کردی ما هم زیاد کردیم.
🌸شکر مال، انفاق آن است چنانکه کفرانش روی هم گذاشتن و بخل آن است
✨وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ
ﻭ [ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺍﻋﻠﺎم ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺍﮔﺮ ﺷﻜﺮ ﻛﻨﻴﺪ، ﻗﻄﻌﺎً [ﻧﻌﻤﺖِ ] ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺍﻓﺰﺍﻳﻢ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﻰ ﻛﻨﻴﺪ، ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻋﺬﺍﺏ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ.» سوره ابراهیم آیه7
https://eitaa.com/gheyamelelah
🔅🔅🍃🔅🔅
🔆حکایت رشوه و ملا!
🍂ملانصرالدین پنج سکه به قاضی شهر داد تا در محکمهی روز بعد به نفع او رأی صادر کند!
🍂روز بعد، قاضی خلاف وعده عمل کرد و به نفع طرف دعوی رأی داد. ملا برای یادآوری در جلسه دادگاه به قاضی گفت: «مگر من دیروز شما را به پنج تن آل عبا قسم ندادم که حق با من است؟!»
🍂قاضی گفت: «چرا… ولیکن پس از تو، شخص دیگری مرا به چهارده معصوم سوگند داد!»
#رشوه
https://eitaa.com/gheyamelelah
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸کمی زیبایی ...
❤️پیاده روی اربعین ملبورن استرالیا ....
https://eitaa.com/gheyamelelah
🌟✨💫
پروردگارا؛
🪴
به ما دلی پُر مِهر و بخشش،
زبانی نرم و نیتی خیر عطا فرما،
تا در پناهِ اَمنِ تو
با رعایتِ حقوقِ دیگران
و با تسلط بر اعمال و گفتارمان
موجبِ آرامش در زندگیِ خود
و دیگران باشیم...🌱
🍀
الــــــٰهی آمــــین🙏
#شبتون_پُر_از_آرامش
https://eitaa.com/gheyamelelah
سوار تاکسی بین شهری شدم، مسیرم تهران بود.
اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم از بابت پول هم نگران نبودم
اما وسط راه که بیابان بود، دست کردم تو جیب راست شلوارم ولی پول نبود…! جیب چپ نبود… جیب پیرهنم!
نبود که نبود … گفتم حتما تو کیفمه!
اما خبری از پول نبود…
به راننده گفتم: اگر کسی رو سوار کردی و بعد از طی یک مسیری به شما گفت که پول همراهم نیست، چیکار میکردی ؟!
گفت: به قیافه اش نگاه می کنم!
گفتم : الان فرض کن من همان کسی باشم که این اتفاق براش افتاده…!!!
یکدفعه کمی از سرعتش کم کرد و نگاهی از آینه به من انداخت
و گفت : به قیافه ات نمیاد که آدم بدی باشی ، می رسونمت
حالا خدای من
من مسیر زندگیم رو با تو طی کردم به خیال اینکه توشه ای دارم
اما الان هرچه نگاه می کنم ، می بینم هیچی ندارم، خالیه خالی ام
فقط یک آه و افسوس که مفت عمرم از دست رفت
خدایا ما رو می رسونی؟
یا همین جا وسط این بیابان سردرگمی پیاده مون میکنی؟
الهی و ربی من لی غیرک
https://eitaa.com/gheyamelelah
🔴اطلاعیه
🔹️برگزاری مسابقه تدبر در قرآن کریم
🔹️ارسال پاسخ به آیدی زیر👇
@Tandika
🔹️اهداءجوایز به نفر اول تا سوم
نفر اول ۳۰۰هزار تومان
نفر دوم ۲۰۰هزارتومان
نفر سوم ۱۰۰ هزارتومان
🔴نکنه جوایز به کسانی اهداء می شود که عضو کانال باشند
🔹️هر بزرگواری که بتواند ۲۰ نفر را اضافه کند به کانال جایزه نفیسی اهداء خواهد شد.
•┈••••✾•🌿🌺🌿•✾••••┈•
🖊روابط عمومی اداره تبلیغات اسلامی اندیکا
🔹️ لطفا لینک کانال را برای دوستان خود ارسال کنید
⏺ ما را در فضای مجازی دنبال کنید👇
@nehzateslamiandika
✨✨✨✨
💠یک شب با زنی دیگر ....
🔅ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمی شوند و یا لمس نمی گردند، بلکه در دل حس می شوند. لطفا به این ماجرا توجه کنید :
🔅او می گفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.
🔅زن دیگری که همسرم از من می خواست که با او بیرون بروم مادرم بود که ۱۹ سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن ۳ بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم.
🔅آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیرمنتظره را نشانه یک خبر بد میدانست. به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.
🔅آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش می رفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین می شد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.
🔅ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالـای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه می کند، به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران می رفتیم او بود که منوی رستوران را می خواند.
🔅من هم در پاسخ گفتم اکنون وقتش رسیده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم. هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم…
🔅وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که می توانستم تصور کنم.
🔅چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.
🔅کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم به دستم رسید. یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمی دانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای ۲ نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آن شب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.
💥💥* و در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم.
* هیچ چیز در زندگی مهمتر از خانواده نیست.
👌👌* زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.
💥💥امروز بهتر از دیروز و فرداهای ناشناخته است.
https://eitaa.com/gheyamelelah