eitaa logo
نقطه شروع🌱🌸🌱
77 دنبال‌کننده
639 عکس
666 ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَه‌بَر شهید🌹 دلتنگم؛دلتنگ آقای شهیدم @gheyamelelah
❤️همسرانه❤️ «لازم نیست همه‌چیز همیشه گفته بشه» 💬 برخلاف این باور رایج که می‌گه “هر چیزی رو باید کامل و بی‌پرده گفت”، در یک رابطه‌ی سالم قرار نیست هر فکر، احساس لحظه‌ای یا قضاوت فوری همون لحظه بیان بشه. بعضی احساس‌ها موقتی‌ان ⏳ و اگر در همان لحظه گفته بشن، فقط تنش ایجاد می‌کنن بدون اینکه ارزش واقعی و پایدار داشته باشن. مثلاً: یک روز ممکنه بی‌دلیل از رفتار طرف مقابلت کلافه باشی 😕 → قرار نیست همون لحظه بگی «از رفتارت حالم بد شد» می‌تونی صبر کنی، ببینی این احساس می‌مونه یا نه، و اگر واقعاً مهم بود، بعداً با آرامش و بیان پخته‌تر مطرحش کنی 🧠✨ این یعنی: نه سرکوب احساس ❌، نه بیان بی‌فیلتر ❌ بلکه «تنظیم هیجان قبل از بیان» 🌿 بسیاری از رابطه‌ها نه به خاطر نگفتن، بلکه به خاطر “زود، تند و خام گفتن” آسیب می‌بینن 💔 @gheyamelelah
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱اخلاق بندگی🌱 🌙 استاد فاطمی نیا: 🔆جوانان عروج را از منزل شروع کنید @gheyamelelah
📖🕊داستان راستان 🕊📖 داستان مخترع دین 🔹امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: مردی در زمان گذشته دنیا را از راه حلال طلب کرد اما نتوانست آن‌را به‌دست آورد پس آن‌ را از راه حرام طلب کرد باز نتوانست. 🔹آن‌گاه شیطان نزد او آمد و گفت: تو دنیا را از راه حلال و حرام نتوانستی به‌دست آوری. آیا تو را به چیزی راهنمایی کنم که دنیایت زیاد گردد؟ 🔹گفت: آری. شیطان گفت: دینی را از خود اختراع نما و مردم را به آن فرا بخوان. آن مرد چنین کرد. مردم سخنش را اجابت کردند و از او پیروی نمودند و به مال زیادی رسید. 🔹اما بعد از مدتی با خود فکر کرد و گفت: آن چه کاری بود که من کردم و دینی را از خود اختراع نموده و مردم را به آن فراخواندم. من راه توبه‌ای از خود نمی‌بینم جز اینکه بروم نزد آن‌هایی که بر این دین خواندمشان و باز گردانمشان. 🔹پس نزد پیروان خود می‌رفت و می‌گفت دینی را که من شما را به آن دعوت کردم دینی است باطل و آن را من از خود اختراع کرده‌ام. اما آن‌ها می‌گفتند تو دروغ می‌گویی و آن حق است و راست و تو در دینت به شک افتادی و از آن برگشتی. 🔹چون چنین دید غل و زنجیری را به خود بست و میخکوب کرد و گفت من این زنجیر را از گردن خود باز نکنم تا خدای عزوجل توبه‌ام را قبول کند. 🔹خداوند به یکی از پیغمبران وحی فرستاد که برایش بگو که هرگاه مرا آنقدر بخوانی تا بند از بندت جدا گردد دعای تو را قبول نکنم تا کسانی که در این دنیا بر دین تو مرده‌اند به دین حق باز گردانی. 📚علل الشرایع، ج۲، ص۴۹۲ @gheyamelelah
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊نسیم انتظار⏳ 🌿ما تشنه امام‌زمان(ع) نیستیم...🌿 @gheyamelelah
🌿نسل نور🌿 یه اشتباه رایج با نوجوان‌ها 👇 فکر می‌کنیم یا باید خیلی سخت بگیریم یا کلاً ولشون کنیم… در حالی که یه راهِ سومی هم هست: «انتخابِ محدود» یعنی چی؟ یعنی به‌جای دستور دادن، کاری کنی بین دو تا مسیر واقعی تصمیم بگیره. مثلاً: به‌جای «برو درستو بخون» بگو: «می‌خوای با کدوم درس شروع کنی که راحت‌تر راه بیفتی؟» یا به‌جای «گوشی رو بذار کنار» بگو: «قبل از اینکه ادامه بدی، کارت‌های مهم‌ترت رو انجام می‌دی یا اول اینو تموم می‌کنی؟» فرقش چیه؟ حس دستور نمی‌ده بیشتر شبیه اینه که خودش داره تصمیم رو جمع‌وجور می‌کنه برای همین معمولاً مقاومت کمتر میشه. ولی یه نکته مهم 👇 این روش همیشه و برای همه شرایط جواب یکسان نمی‌ده. بعضی وقت‌ها همکاری می‌کنه، بعضی وقت‌ها نه. هدفش «بهتر کردن رابطه و کاهش درگیریه»، نه حل کامل همه چیز. نه کنترل کامل نه آزادی کامل یه تعادل قابل‌مدیریت 👌 @gheyamelelah
🌿نسل نور🌿 یه اشتباه رایج با نوجوان‌ها 👇 فکر می‌کنیم یا باید خیلی سخت بگیریم یا کلاً ولشون کنیم… در حالی که یه راهِ سومی هم هست: «انتخابِ محدود» یعنی چی؟ یعنی به‌جای دستور دادن، کاری کنی بین دو تا مسیر واقعی تصمیم بگیره. مثلاً: به‌جای «برو درستو بخون» بگو: «می‌خوای با کدوم درس شروع کنی که راحت‌تر راه بیفتی؟» یا به‌جای «گوشی رو بذار کنار» بگو: «قبل از اینکه ادامه بدی، کارت‌های مهم‌ترت رو انجام می‌دی یا اول اینو تموم می‌کنی؟» فرقش چیه؟ حس دستور نمی‌ده بیشتر شبیه اینه که خودش داره تصمیم رو جمع‌وجور می‌کنه برای همین معمولاً مقاومت کمتر میشه. ولی یه نکته مهم 👇 این روش همیشه و برای همه شرایط جواب یکسان نمی‌ده. بعضی وقت‌ها همکاری می‌کنه، بعضی وقت‌ها نه. هدفش «بهتر کردن رابطه و کاهش درگیریه»، نه حل کامل همه چیز. نه کنترل کامل نه آزادی کامل یه تعادل قابل‌مدیریت 👌 @gheyamelelah
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَه‌بَر شهید🌹 💠 روایتی دیدنی از مرحوم حیدر رحیم پور ازغدی درباره ساده زیستی رهبر انقلاب @gheyamelelah
❤️همسرانه❤️ ⚠️ احترام به خانواده‌ها خط قرمز هر رابطه‌ای است در هر رابطه‌ای، حتی وسط دعواهای شدید، یک خط قرمز مهم وجود دارد: توهین به خانواده طرف مقابل 🧠 چرا این اتفاق می‌افتد؟ معمولاً یکی از این دلایل است: طرف در لحظه خیلی عصبانی می‌شود و کنترلش را از دست می‌دهد دعوا تبدیل می‌شود به لجبازی و برنده شدن، نه حل کردن مشکل در رابطه مرز درست وجود ندارد و هر حرفی زده می‌شود یا مشکلات جمع شده و در یک لحظه با شدت بیرون می‌زند 📌 مهم: دلیل داشتن، به معنی درست بودن این رفتار نیست. 🧭 در لحظه چه کار کنیم؟ 1. بحث را همان لحظه ادامه نده اگر ادامه بدهی، دعوا بدتر می‌شود. 2. خیلی ساده مرز بگذار «به خانواده من توهین نکن.» نه توضیح زیاد، نه بحث اضافه. 3. اگر فضا داغ است، مکالمه را قطع کن بگذار هر دو آرام شوید. 🔍 بعداً چه چیزی را بررسی کنیم؟ وقتی آرام شدی، به این فکر کن: آیا این فقط یک بار بود یا تکرار می‌شود؟ آیا دعواهای ما همیشه از کنترل خارج می‌شود؟ آیا در رابطه ما مرز احترام رعایت می‌شود یا نه؟ آیا مشکلات جمع شده و در یک لحظه بیرون زده؟ اگر یک‌بار اتفاق افتاد، همون لحظه خیلی واضح بگو: «توهین به خانواده من قابل قبول نیست»، ناراحتی‌ات را محترمانه بیان کن و اگر تکرار نشد، از موضوع عبور کن. 🚨 اگر دوباره تکرار شد دیگر فقط یک دعوا نیست: 👈 یعنی باید جدی‌تر فکر کنی و به مشاو زوجی مراجعه کنید @gheyamelelah
14.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱اخلاق بندگی🌱 🌙 علامه مصباح یزدی: 🔆مؤمن باید چشمش به دست خدا باشد @gheyamelelah
📖🕊داستان راستان 🕊📖 حاکم نیشابور و کشاورز روزی حاکم نیشابور برای گردش بیرون شهر رفته بود. مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید. پس از دیدن آن مرد بی‌مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند. روستایی بی‌نوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد. به دستور حاکم لباس گران‌بهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب به او بدهید. حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم می‌زد به مرد کشاورز گفت: می‌توانی بر سر کارت برگردی. ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند حاکم کشیده‌ای محکم پس گردن او نواخت. همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا، منتظر توضیح حاکم بودند. حاکم از کشاورز پرسید: مرا می‌شناسی؟ کشاورز گفت: شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید. حاکم گفت: آیا بیش از این مرا می‌شناسی؟ سکوت مرد حاکی از درماندگی او بود. حاکم گفت: بخاطر داری بیست سال قبل که من و تو با هم دوست بودیم در یک شب بارانی، من رو به آسمان کردم و گفتم خدایا به حق این باران و رحمتت مرا حاکم نیشابور کن و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده دل! من سال‌هاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزی‌ام می‌خواهم هنوز اجابت نشده آن وقت تو حکومت نیشابور را می‌خواهی؟ خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد. حاکم گفت: این قاطر و پالانی که می‌خواستی، این کشیده هم تلافی همان که به من زدی. @gheyamelelah
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊نسیم انتظار⏳ 🌿غصه‌ای در دلم اینگونه تلنبار نشد🌿 @gheyamelelah