با ادبیات قشنگ و مثبت صحبت کنیم
- نگو:
نوکرم، چاکرم😒
-در عوض بگو:
ارادتمندم😇
- نگو:
چیکاره اس؟🤪
- در عوض بگو:
شغلشون چیه؟🤔
- نگو:
خیلی حال کردم🙄
- در عوض بگو:
خیلی لذت بردم🤗
- نگو:
ببخشید که وقتت رو گرفتم!🤥
- در عوض بگو:
ممنون که وقتت رو به من دادی🤩
- نگو:
به تو ربطی نداره😏
- در عوض بگو:
این مسئله شخصیه😞
- نگو:
چرا انقد اذیت میکنی؟😖
- در عوض بگو؛
از این کار لذت میبری؟😳
- نگو:
والا گرفتارم😫
- در عوض بگو:
تویه فرصت مناسب خدمت میرسم😍
https://eitaa.com/gheyamelelah
بهش گفتم کفشهات کو؟؟؟؟
گفت دادم به اون بسیجی که کفشش پاره بود و نمی توانست تو ورزش صبحگاهی
همپای دیگران بدود
گفتم پس خودت چی؟
پاهات رو ببین خونی و زخمی شده
گفت اشکال نداره
گفتم یعنی چی؟
گفت اگه از یک کفش نتونم بگذرم
چطور از جونم بگذرم ...
#شهید_ماشاالله_رشیدی
🔻"شهید شناسی
https://eitaa.com/gheyamelelah
قسمت ۱۲
بعد از خواندن وصيت نامه همه ی دانش آموزان به صف وارد کلاس میشوند
همین که امیر میخواد وارد کلاس بشود ناظم مدرسه او را صدا میزند و میگوید شما بفرمایید دفتر مدیریت تا تکلیفتان مشخص شود
امیر سرش را پایین می اندازد و خود را به دفتر مدیریت می رساند انگشتش را
به نشانه اجازه گرفتن بالا می برد
مدیر مدرسه عینکش را بالا و پایین میکند و میگوید بفرمایید آقا امیر
چیزی شده پسرم ؟؟
امیر گفت اجازه آقا !
در همین حین ناظم مدرسه وارد میشود و کلام امیر را قطع میکندو
به مدیر مدرسه میگوید آقا امیر چند وقتیه که نظم مدرسه را رعایت نمیکند دیر میآید و زنگ ها تفریح هم معلوم نیست کدوم گوری است
چندین بار است که گفتم پدرش بیاد مدرسه و هر سری بهانه میاره و میگه ننه ام میاد
این بچه بی کس و کاره معلوم نیست..
امیر عصبانی میشود و میگوید آقا شما میدونید پدر من کیه ؟؟
بعض راه گلویش را می بندد و حرفش را میخورد
مدیر مدرسه اخم ریزی به ناظم مدرسه میکند و میگوید میخوام باآقا امیرخصوصی صبحت کنم
و رو به امیر میکند و میگوید بیا جلو بنشین پسرم
و از امیر سوال میپرسه خب پسرم
چرا به حرف آقای ناظم گوش نمیدی و
پدرتون مدرسه نمیاد
امیر گفت آقا پدرم من ..
به قلم مدیر✍️..
https://eitaa.com/gheyamelelah
وقتی وارد جایی میشوی
لباست معرف توست
و
وقتی میروی
حرفهایت....✨https://eitaa.com/gheyamelelah
📸 عکسی از کفش استاد سید مجتبی خامنهای فرزند حضرت آقا شب گذشته در مراسم رونمایی از یک کتاب مورد توجه قرار گرفت. میگن قیمت حدودی این کفش ایرانی ۳۰۰ هزار تومان است.
🔻 ما که سالها پای درس ایشان با این صحنه ها روبرو بودیم و برای من تازگی ندارد، در چندسالی که خدمت ایشان میرسیدیم یک انگشتر ساده هم دست ایشان ندیدم، یک شال داشتند که چندسال همان را میپوشیدند، عبا و قبا هم تکراری وکهنه بود، روی زمین مینشستند، میکروفن ساده استفاده میشد، یک لیوان چای و آب معمولی هم مثل همه شاگردان میخوردند، گاهی سرفه میکردند که مشخص بود سرفه های قدیمی است و وقتی میگفتیم مداوا کنید میفرمودند خوب میشه، حتی یکبار گفتیم یادگار جنگ است؟ فرمود ما کجا جنگ کجا، باخنده گفتیم خب عکس هایتان درجنگ موجود است ولی طفره رفتند و بحث را عوض کردند.
https://eitaa.com/gheyamelelah
« خدای من و تو
در پی بهانه ای یا دلیلی میگردد
تا ببخشاید خطاهایمان را
گاهی به بهانه یک دعا... » 🌸
https://eitaa.com/gheyamelelah
🍃 آیت الله بهجت رحمه الله علیه:
✍🏼 ای کاش بی ارزشی و هیچ بودن عالم امکان را درک می کردیم، و برای هیچ، این قدر ارزش و اعتبار قایل نمی شدیم، و بر سر هیچ، این همه با هم نزاع نمی کردیم!
#کلام_بزرگان
#کلامی_از_آیت_الله_بهجت
https://eitaa.com/gheyamelelah
💚💚💚💚💚
خدایا در این شب زیبا
به دلمان عشق به خاندان
حضرت محمد ﷺ عطا کن
به قلبمان ایمان
به وجودمان آسایش
به عمرمان عزت
و به همه سلامتی عطا فرما
خدایا در این شب بهترینها را
که به بندگان مقرب خود عطا میکنی
به همه ما هم عطا فرما
بارالها شفاعت رسول الله ﷺ را
روزی همه ما مقدر فرما
🎊🎉 عیـدتـون مبـارک 🎉🎊
https://eitaa.com/gheyamelelah
تو باید خودت رو محاکمه کنی، این سخت ترین کار دنیاست!
قضاوتِ خودت ،
از قضاوت کردن دیگران خیلی سختتره.
اگر بتونی در مورد خودت درست قضاوت کنی ، تو قطعا آدمی با عقل و دانش واقعی هستی...
https://eitaa.com/gheyamelelah
قسمت ۱۳
امیر گفت آقا من پدرندارم
مدیر گفت یعنی پدر شما فوت کرد ؟
امیر گفت آقا نمیدونم ؟ کسی راستشو به من نگفت من نمیدونم
پدرم کیه ؟ چطور فوت کرد
من فقط یه دونه بی بی دارم
که اونم از پله افتاد و الان ازش خبر ندارم و زد زیر گریه و با صدای هق هق گریه اش دل هر آدمیزاد را کباب میکرد مدیر از سر جاش بلند شد
و رفت پیش امیر دستی به سر امیر کشید و گفت ان شاالله بلا بدوره بی بی هم خوب میشه
و میاد مدرسه تا ان شاءالله این مشکلات حل بشه و سعی کن به موقع در کلاس درس حاضر شو و به حرف های آقای ناظم هم گوش بده پاشو پسرم مرد که گریه نمیکنه برو آب بزن دست و صورت برو سر کلاس امیر به نشانه تایید سرش را تکان داد و به سمت آبخوری رفت مدیر مدرسه از پشت شیشه به امیر زل زد بود و با ندای درونش نجوا میکرد که باید بیشتر هوای امیر را داشته باشد با صدا ناظم مدیر سرش را بر میگرداند و میگوید
امیر پسر زرنگی است او آینده درخشانی دارد نباید اجازه دهیم مشکلات او مانع پیشرفتش شود
ناظم مدرسه پوز خندی زد گفت
ای بابا دلت خوشه این بچه آینده اش هم گذشته اش مبهم است اصلا معلوم نیست کیه؟ نه پدر داره نه مادر ، هیچ کسی نداره شما به آینده این امید دارید ؟؟
مدیر مدرسه با ناراحت گفت این بچه اگه هویت مشخصی نداره ولی هوش و ذکاوت فوق العاده ای داره اون حتی میتونه یکی از دانشمندان آینده این کشور بشود در همین حین صدا آقای امینی..
به قلم مدیر ✍️..
https://eitaa.com/gheyamelelah
👌 یه تکنیک ناب
هروقت کسی ناراحتتون کرد به ساعت نگاه کنید، ببینید ساعت چنده؟! 🕒
به فرض مثال اگر ساعت ۳ بود بگید یا امام حسین'علیهالسلام' به خاطر شما میبخشم...🤍
ایدهی قشنگی بود میشه برا هرچیزی استفاده اش کرد!
مثلا هروقت خواستیم گناه کنیم نگاه به ساعت کنیم و به معصوم پناه ببریم ...
مثلا هروقت دلمون گرفت به ساعت نگاه کنیم و باهاشون درد و دل کنیم...
مثلا هروقت.....
https://eitaa.com/gheyamelelah