🌿نسل نور🌿
🌺 اهمیت تغافل 🌺
🔸 به فرزندتان تنه نزنید!🔸
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
فرض کنید شما ظرفی پر از شیر، از مغازه ای گرفته و می خواهید به منزل ببرید. چون این ظرف پر می باشد، بسیار آهسته و با احتیاط کامل حرکت می کنید، تا چیزی از شیر بر زمین نریزد. اما اگر در این حال کسی آمد و به شما تنه زد، و نصف ظرف شیر بر زمین ریخت، در این هنگام، دیگر شما در حرکت، احتیاط نمی کنید و آهسته نمی روید؛ بلکه بدون هیچ هراسی، می توانید به سرعت حرکت کنید؛ چون دیگر خوف ریختن شیر وجود ندارد.
دربارۀ کودکانِ خود نیز سعی کنید کودک شما خیال کند که ظرف حیثیت و حرمت او پر می باشد و باید با احتیاط کامل رفتار کند، و تلاش کند کسی به او تنه نزند؛ امّا اگر شما آمدید و به او تنه زدید، دیگر ظرف حرمت و شخصیت او تقلیل خواهد یافت، و طبعاً دیگر نباید توقع داشته باشید که این کودک رفتارش با شما مثل سابق باشد.
پس، این نکتۀ مهم را فراموش نکنید که گاهی «تغافل» لازم است، به این معنا که شما از عیوب فرزندانتان آگاه باشید، اما کودک شما اطلاع نداشته باشد که شما از عیوب او آگاه هستید.
آگاه بودن شما از عیوب فرزندانتان خوب است، اما آگاه بودن ایشان از این که شما عیوب وی را می دانید، خوب و به صلاح نیست.
@gheyamelelah
💠 «مودت و رحمت»
🍃 «وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً»
(روم، ۲۱)
🌹 «و میان شما محبت و رحمت قرار داد.»
📚 سوره روم، آیه ۲۱
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔻 پینوشت:
🪴 عشق، ریشهی رویشِ زندگی است؛
👈🏻 اما اگر با نسیمِ گذشت و سایهی مهربانی همراه نشود، زود میخشکد.
🌱 مودّت، آغازِ دلدادگی است؛
🌷 و رحمت، رازِ ماندگاری آن.
❤️ محبت، دلها را به هم نزدیک میکند؛
👈 اما این رحمت است که آنها را کنار هم نگه میدارد.
@gheyamelelah
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱اخلاق بندگی🌱
🌙 مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی:
🔆 اگر محب، محب واقعی باشد، سخن محبوب برایش لذت بخش است!
@gheyamelelah
📖🕊داستان راستان 🕊📖
از جنگ تبوک بر میگشتند، مردم به استقبال آمده بودند، پیرمردی بود به نام سعد انصاری، با حضرت صلیاللهعلیهوآله دست داد.
پیامبر دیدند که دستش خیلی زِبر و چاک چاکه. فرمودند: دستهایت چقدر خشن است؟
گفت: من کارگرم، بیل میزنم، خرج خانوادهام را در میاورم. مردم هم جمع بودند و میدیدند.
پیامبر دست این پیرمرد کارگر را بوسید و بالا برد و به جمعیت گفت: به خدا سوگند این دستی است که آتشِ جهنم را لمس نخواهد کرد.
📚 اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۹
@gheyamelelah
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊نسیم انتظار⏳
🌿اگر هنگام مشکلات، صادقانه بگوییم «یا صاحب الزمان، ادرکنی» پاسخ ما را میدهند؛ خدا ما را رها نمیکند...🌿
@gheyamelelah
🌿نسل نور🌿
📣📊 والدین عزیز یادتون باشه…
🔸 خاطرات شب بیداریهای ماه رمضون، تا ابد در گوشه ذهن کودک باقی میمونه
@gheyamelelah
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀رَهبَر🍀
💠اشاره رهبر انقلاب به تأثیر تقوا در عظمتبخشی به اعمال خیر
🌷 لا یَقِلُّ مَعَ التَّقوىٰ عَمَل
🖼 امالی طوسی، صفحهی ۶۱
@gheyamelelah
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️همسرانه❤️
🌸🍃چه كنيم تا شوهرمان بهانهگيرى و بهانهجويى نكند؟
@gheyamelelah
🌱اخلاق بندگی🌱
🌙 آیت الله بهجت:
توی جلسه، آقا بین صحبتهایشان فرمودند: «کتابی هست که همۀ دعاها در آن موجود است.»
🔸گوشم را تیز کردم تا اسم کتاب را بشنوم،
اما بحث عوض شد و حرف دیگری از آن کتاب زده نشد.
🔸بعد از جلسه یک تکه کاغذ برداشتم و رفتم خدمت آقا. همانطورکه خودکار را برای نوشتن آماده کرده بودم،
❓پرسیدم: «آقا! اسم اون کتابی که فرمودید رو میخواستم.»
🌿آقا لبخندی زدند و گفتند: «قرآن».
📚 در خانه اگر کس است، ص٧١؛ (بر اساس خاطرۀ یکی از شاگردان).
@gheyamelelah
📖🕊داستان راستان 🕊📖
💠 دویدنهای بی حاصل دنیا
ﺗﺎﺟﺮی ﻧﺰﺩﯾﮏ ﯾﮏ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻗﺎﯾﻖ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﻯ ﺍﺯ ﺑﻐﻠﺶ ﺭﺩ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺵ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺎﻫﻰ ﺑﻮﺩ
ﺍﺯ روستایی ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻘﺪﺭ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻯ؟
روستایی : ﻣﺪﺕ ﺧﯿﻠﻰ ﮐﻤﻰ !
تاجر : ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺻﺒﺮ ﻧﮑﺮﺩﻯ ﺗﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺎﻫﻰ ﮔﯿﺮﺕ ﺑﯿﺎﺩ؟
روستایی : ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﻯ ﺳﯿﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﻡ ﮐﺎﻓﯿﻪ !
تاجر : ﺍﻣﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻭﻗﺘﺖ ﺭﻭ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻰ؟
روستایی : استراحت می کنم ! می خوابم ! ﯾﮏ ﮐﻢ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﻯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ! باخانوادم سپری می کنم و . . . ﺧﻼﺻﻪ ﻣﺸﻐﻮﻟﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺯﻧﺪﮔﻰ !
تاجر : ﻣﻦ ﺗﻮﯼ شهر ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﻭ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﮐﻤﮑﺖ ﮐﻨﻢ ! ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﻯ ﺑﮑﻨﻰ ! ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﯿﺘﻮﻧﻰ ﺑﺎ ﭘﻮﻟﺶ ﯾﮏ ﻗﺎﯾﻖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺑﺨﺮﻯ ! ﻭ ﺑﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺍﻭﻥ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻗﺎﯾﻖ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﻌﺪﺍ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﮑﻨﻰ ! ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﯾﮏ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻗﺎﯾﻖ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﻯ ﺩﺍﺭﻯ !
روستایی : ﺧﺐ ! ﺑﻌﺪﺵ ﭼﻰ؟
تاجر : ﺑﺠﺎﻯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﻫﻰﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﻰ، ﺍﻭﻧﺎ ﺭﻭ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮی ها ﻣﯿﺪﻯ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﻰ...
ﺑﻌﺪﺵ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻯ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪﺍﺗﺶ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﻰ... ﺍﯾﻦ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺗﺮﮎ ﻣﯿﮑﻨﻰ ﻭ ﻣﯿﺮﻯ شهر ! ﺑﻌﺪﺵ پایتخت ! ﺍﻭﻧﺠﺎﺱ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﻯ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﻫﻢ ﻣﯿﺰﻧﻰ...
روستایی : ﺍﻣﺎ ﺁﻗﺎ ! ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﭼﻘﺪﺭ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ؟
تاجر : ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ !
روستایی : ﺍﻣﺎ ﺑﻌﺪﺵ ﭼﻰ ﺁﻗﺎ؟
تاجر : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﻫﻤﯿﻨﻪ ! ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﮐﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻭﻣﺪ، ﻣﯿﺮﻯ ﻭ ﺳﻬﺎﻡ ﺷﺮﮐﺘﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺧﯿﻠﻰ ﺑﺎﻻ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻰ ! ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ میلیاردها ﺑﺮﺍﺕ ﻋﺎﯾﺪﻯ ﺩﺍﺭﻩ !
روستایی : میلیاردها ؟؟؟ ﺧﺐ ﺑﻌﺪﺵ ﭼﻰ؟
تاجر : ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻰ ! ﻣﯿﺮﻯ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﺳﺎﺣﻠﻰ ﮐﻮﭼﯿﮏ ! ﺟﺎﯾﻰ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻰ ﺗﺎ ﺩﯾﺮﻭﻗﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﻰ ! ﯾﮏ ﮐﻢ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﻯ ﮐﻨﻰ ! ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻧﺖ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﻰ ! ﻭ...
روستایی ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ تاجر ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﺐ ﻣﻦ ﺍﻻﻧﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿن کاﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ !!!
@gheyamelelah