eitaa logo
استیکر مذهبی
12.3هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1هزار ویدیو
56 فایل
🔸جامع ترین کانال معرفی استیکرهای مذهبی درایتا🔸 ارتباط با ادمین/سفارش استیکر 🆔 @banoye_mazhabi8 نمونه کار/قیمت: @stiicker شرایط تبلیغات: @ads_st بله: ble.ir/sticker_mazhabii سروش: splus.ir/sticker_mazhabi تلگرام: t.me/sticker_mazhabi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از استوری مذهبی
خدایا ! اگر میدانستم با مرگ من یک دختر در دامان حجاب می رود، حاضر بودم هزاران بار بمیرم تا هزاران دختر در دامان حجاب بروند... 📆 تاریخ شهادت: ۱۳۶۳/۱۲/۲۳ ——————————————— شهید کسی است که حقیقت و هدایت الهی را درک کرد و برای این حقیقت پایداری کرد و جان داد. شهادت در اسلام نه مرگی است که دشمن بر مجاهد تحمیل می‌کند. بلکه انتخابی است که وی با تمام آگاهی و شعور و شناختش به آن دست می‌یابد. 📆 تاریخ شهادت: ۱۳۶۳/۱۲/۲۴ 🌹سـالروز شـهادت شـهید عبدالحسین برونسی و شهید عباس کریمی گرامـی بـاد🌹 شادی روحشون صلوات بفرستید ┄┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄ Join╰➤ 🆔 @Story_Mazhabi ❤️
‏خدايا...! اگر میدانستم با مرگ من يک دختر در دامان میرود حاضربودم هزاران بار بمیرم تا هزاران دختر در دامان حجاب بروند 📤 |@sticker_mazhabi| 📤
استیکر مذهبی
‏خدايا...! اگر میدانستم با مرگ من يک دختر در دامان #حجاب میرود حاضربودم هزاران بار بمیرم تا هزاران
. . بعد دو ماه که آمد گفت مرخصی گرفتم تا خانه را بازسازی کنم. دیوار را که خراب کرد از سپاه دنبالش آمدند و فهمیدم که باز باید برود این بار دیگر عصبانی شدم گفتم میخواهی مرا با چند بچه قد و نیم قد تنها بگذاری توی این خانه ی بی در و پیکر و بروی؟ خندید و گفت: خودت رو ناراحت نکن بهت قول می‌دم که حتی یک گربه روی پشت بام این خونه نیاد. نتوانست آرامم كند و به همين علت با قیافه در هم رفت. اما با مهربانی گفت: من از همون اول بچگی ، و از همون جوانی که تو روستا بودم هیچ وقت نه روی پشت بام کسی رفتم ، نه از دیوار کسی بالا رفتم ، و نه به زن و ناموس کسی نگاه کردم . الان هم میگم که تو اگه با سر و روی باز هم بخوای بری بیرون ، اصلا کسی طرفت نگاه هم نمی کنه ، خیالت هم راحت باشه که هیچ جنبنده ای توی این خونه مزاحم شما نمیشه چون من مزاحم کسی نشدم. مطمئن و خاطر جمع حرف میزد. حرفهایش آبی بود روی آتش. ساکش را بست و رفت. و من انگار سر سوزنی هم نگرانی نداشتم. بعد از بازگشتش، بچه ها را يکی یکی بغل کرد و بوسید و هنوز ننشسته بود که یک «خوب» کشیده و معنی داری گفت و پرسید : توی این چند وقته دزدی ، چیزی اومد یا نه ؟ گفتم: نه و همسرشان ادامه دادند که اثر حرفتان انقدر زیاد بود که با خیال راحت زندگی کردیم و یک ذره دلم تکان نخورد... خدا رحمتش کند هنوز که هنوز است اثر آن حرفش توی دل من و بچه ها مانده و به قول خودش ، هیچ جنبنده ای مزاحم ما نشده است... «به نقل از همسر شهید عبدالحسین برونسی» 📌شادی روحشون یه صلوات می‌فرستید؟ 🙏 📤 |@sticker_mazhabi| 📤
استیکر مذهبی
‏خدايا...! اگر میدانستم با مرگ من يک دختر در دامان #حجاب میرود حاضربودم هزاران بار بمیرم تا هزاران
. . بعد دو ماه که آمد گفت مرخصی گرفتم تا خانه را بازسازی کنم. دیوار را که خراب کرد از سپاه دنبالش آمدند و فهمیدم که باز باید برود این بار دیگر عصبانی شدم گفتم میخواهی مرا با چند بچه قد و نیم قد تنها بگذاری توی این خانه ی بی در و پیکر و بروی؟ خندید و گفت: خودت رو ناراحت نکن بهت قول می‌دم که حتی یک گربه روی پشت بام این خونه نیاد. نتوانست آرامم كند و به همين علت با قیافه در هم رفت. اما با مهربانی گفت: من از همون اول بچگی ، و از همون جوانی که تو روستا بودم هیچ وقت نه روی پشت بام کسی رفتم ، نه از دیوار کسی بالا رفتم ، و نه به زن و ناموس کسی نگاه کردم . الان هم میگم که تو اگه با سر و روی باز هم بخوای بری بیرون ، اصلا کسی طرفت نگاه هم نمی کنه ، خیالت هم راحت باشه که هیچ جنبنده ای توی این خونه مزاحم شما نمیشه چون من مزاحم کسی نشدم. مطمئن و خاطر جمع حرف میزد. حرفهایش آبی بود روی آتش. ساکش را بست و رفت. و من انگار سر سوزنی هم نگرانی نداشتم. بعد از بازگشتش، بچه ها را يکی یکی بغل کرد و بوسید و هنوز ننشسته بود که یک «خوب» کشیده و معنی داری گفت و پرسید : توی این چند وقته دزدی ، چیزی اومد یا نه ؟ گفتم: نه و همسرشان ادامه دادند که اثر حرفتان انقدر زیاد بود که با خیال راحت زندگی کردیم و یک ذره دلم تکان نخورد... خدا رحمتش کند هنوز که هنوز است اثر آن حرفش توی دل من و بچه ها مانده و به قول خودش ، هیچ جنبنده ای مزاحم ما نشده است... «به نقل از همسر شهید عبدالحسین برونسی» @Sticker_mazhabi | استیکر مذهبی 📥