سارا یکی از رندوم ترین ادمای زندگی منه
دیشب تو تجمع دیدمش(هر شب می بینمش تقریبا) بعد سلام یهو مشتشو آورد جلو بهم تخمه آفتاب گردون داد🎀
حقیقتِ نور
_دلباخته تو شدم
اول قسمت ۶ خیلی غم انگیز بود ولی رو به اخر دوباره رفتیم تو روستا و عشق کردیم🙏🏻