احساس میکنم لبم شبیه این پروتزیا شده البته تو آینه هیچ تغییری نکرده ها ولی حسش برا من این شکلیه چون ورم داره
وای ولی دندونمو که رو میز(از همینا که میچرخه نمیدونم اسمش چیه) دکتر دیدم انقدر وحشتناک بود خیلی بزرگ بود من موندم تو اون یه ذره جا چجوری جا شده بود(یه ذره جا منظورم لثه امه)
خوبه بد نیست
حداقل میتونم یکم حواسمو پرت کنم با این درد، تا با دردِ دیگه از پا در نیام
هر چند قول دادم فرار کردن و حواس پرت کردن راهِ انتخابی من نباشه
برین خداروشکر کنین انقدر راحت میتونین غذا بخورین و حرف بزنین
دلم لک زده واسه یه غذای ساده خوردن
خیلی اذیتم این دو روز سر جمع یه بشقاب تونستم چیز بخورم
من خیلی بدفازم تو سفر یعنی بد سفرم
یا حالت تهوع دارم یا کمر درد دارم یا اخلاق ندارم
بیشتر از همه هم اولیه اس
ما هتل و اینا گیرمون نیومد
اومدیم خونه ی یکی از کسایی که خونه هاشون رو رایگان در اختیار زائرا برای تشییع گذاشتن
الان فهمیدیم خانواده شهیدن
و طلبه
آه
احساس میکنم شهید ما رو دعوت کرده برای استقبال از شهید دیگه
ممنون از مسئولین ایرانی که نمیذارن یه لحظه امون رو بدون اعصاب خوردی بگذرونیم
حالا ما باید نگران لایی کشیدن اطلاعیه ها از خودشون باشیم